پایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین - آخرين عناوين امپریالیسم فرهنگی :: نسخه کامل http://mwfpress.com/fa/NGO_topic/cultural-imperialism Thu, 25 Aug 2016 19:17:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://mwfpress.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین http://mwfpress.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نامپایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین آزاد است. Thu, 25 Aug 2016 19:17:10 GMT امپریالیسم فرهنگی 60 بازدید گسترده کاربران عرب از سایت‌های مستهجن در ماه رمضان! http://mwfpress.com/vdcf11de.w6d01agiiw.html Vision Plus - به گزارش جبهه جهانی مستضعفین، مردم چند کشور عربی در ماه رمضان بازدید گسترده‌ای از سایت‌های مستهجن داشته‌اند. بر اساس آمار سایت «الکسا»، کشورهای مصر، عراق، الجزائر، مراکش، تونس، اردن، لبنان و لیبی به ترتیب بیشترین بازدید را از سایت‌هایی با محتوای غیراخلاقی و مستهجن در ماه مبارک رمضان در بین کشورهای اسلامی-عربی به خود اختصاص داده‌اند.طبق آمار به دست‌آمده از بازدیدکنندگان 4 سایت پورنوگرافی، به طور میانگین 350 هزار بازدیدکننده مصری در روز از این سایت‌ها بازدید می‌کنند.عراق با 290 هزار بازدیدکننده روزانه، الجزایر 270 هزار، مغرب 240 هزار و تونس با 220 هزار در رتبه‌های بعدی قرار دارند. * توضیحات بیشتر در اینجا ]]> امپریالیسم فرهنگی Mon, 11 Jul 2016 09:39:19 GMT http://mwfpress.com/vdcf11de.w6d01agiiw.html ذهن کودکان در تسخیر کمپانی‎های انیمیشن‎سازی http://mwfpress.com/vdcaienu.49niy15kk4.html امروزه صنعت انیمیشن‌سازی در دنیا جایگاه ویژه‎ای پیدا کرده است و به موازات صنعت سینما و یا با گامی پیشتازانه‌تر از آن، سعی در القای پیام‎های خود به ذهن و فکر کودکان و نوجوانان و حتی بزرگ‌سالان دارد. در این میان، کمپانی‌های مشهور سازنده‌ی انیمیشن دنیا همچون والت ‌دیزنی، استودیو پیکسار، دریم ورکس و چند کمپانی محدود دیگر هستند که مشخص می‎کنند نسل بعدی راجع به موضوعات گوناگون چطور باید بیندیشند، در برابر مسائل و مشکلات چه راه‌حلی را برگزینند و در نهایت اینکه کدام دسته از اعتقادات باید درون آن‌ها جای گیرد و درونی شود.با توجه به اینکه کودکان امروز مقدار زیادی از وقت خود را پای دیدن این انیمیشن‎ها می‎گذارند، می‌‎توان گفت این محصولات نقش مهمی در شکل‎گیری شخصیت، افکار و اعتقادات فردی و حتی جامعه‎پذیری این قشر برعهده دارند.تولیدکنندگان این محصولات رسانه‎ای، با صرف مبالغ قابل توجهی برای ساخت تولیدات خود، از راه‎های گوناگون و از طرق ارتباطی مختلف پیام‎های مدنظر را در محصول خود می‎گنجانند، آن‎ها در مسیر دستیابی به اهداف خود کوچک و بزرگ نمی‎شناسند و تنها به القا و اقناع پیام می‎اندیشند؛ چراکه ماهیت این کمپانی‎ها بدین‎گونه است.آن‎ها اهداف سیاست‎مداران را در تولیدات خود در نظر می‎گیرند، اینجاست که ماهیت هنر و سرگرمی رنگی ایدئولوژیک به خود می‎گیرد. این تولیدکنندگان با تولیدات خود به تسخیر ذهن و روح مخاطبان خود می‎پردازند. افکار، اعتقادات و سبک زندگی غربی را برای مخاطب خردسال به ارمغان می‎آورند. این موضوع (یعنی جنگ نرم و یا به عبارتی استعمار ذهن انسان‎ها) زمانی از استراتژی‎های پنهان سیاست‎مداران جهان بود، اما اکنون که دیگر تولیدکنندگان ذائقه‌ی مخاطبان خود را شکل داده و آن‎ها را به محصولات خود وابسته و محتاج کرده‎اند، به‌طور آشکارا در کلام سیاست‎مداران تکرار و تکرار می‎شود. سیاست‎مداران آمریکایی و اسرائیلی دائماً بر اهمیت این دسته از تولیدات تأکید می‎کنند.اوباما در بازدید از کمپانی دریم ورکس (یکی از کمپانی‎های مشهور انیمیشن‎سازی) بیان می‎کند: «هالیوود نقشی اساسی در اشاعه‌ی ارزش‌های فرهنگ آمریکایی و همچنین شکل‌دهی یک فرهنگ جهانی دارد. چه باور کنید و چه نکنید، هالیوود و صنعت سرگرمی، از برخی جهات، بخشی از دیپلماسی آمریکاست. صنعت سرگرمی بخش بزرگی از صادرات کشور ما را در بر می‌گیرد. این درست‌‌ همان چیزی است که ما را از دیگران متمایز می‌کند و ما را به یک قدرت جهانی تبدیل می‌کند. شما می‌توانید در عین حال، در هر جایی از این کره‌ی خاکی حضور داشته باشید، همچون لحظه‌ای که کودکی را در آن سوی دنیا در حالی می‌بینید که یک تی‌شرت با تصویر انیمیشن ماداگاسکار به تن کرده است و به زبان او سخن بگویید و او شما را بفهمد. در حالی‌ که مردم دیگر کشورهای دنیا از این زبان مشترک خبر ندارند.»[۱]شیمون پرز نیز در بازدید از همین کمپانی مشهور (دریم ورکس) بیان می‎کند: «نباید ارتباط حیاتی میان هالیوود و آموزش را نادیده گرفت و باید بدانید که کودکان بیش از سیاست‌مداران به بازیگران اعتقاد دارند... شما فعالان آموزش و پرورش هستید و نه فقط فعالان صنعت سینما و با کمک فعالیت‌های شما و اعتمادی که شما به وجود می‌آورید، شما می‌توانید تأثیرگذار باشید... اسرائیل علاقه‌مند است که شما پیام‌های مهمی را به مردم و کودکان برسانید.»[۲]بنابراین امروزه نمی‎توان تولیدات کمپانی‎های انیمیشن‎سازی را تنها در حد یک محصول سرگرم‎کننده‌ی کودکانه دانست، بلکه باید به ایدئولوژی پنهان در آن اذعان و اعتقاد داشت، اما باید دانست که ایدئولوژی به شکل ناب خود، در کار هنری بیان نمی‎شود و کار هنری حامل منفعل ایدئولوژی نیست. بلکه خود اثر هنری نیز ایدئولوژی را هماهنگ با قواعد و قراردادهای تولید هنری معاصر، در قالب زیبایی‌شناختی بازسازی می‎کند.[۳]بنابراین در بحث انیمیشن نیز ایدئولوژی سازندگان آن در قالب داستان و زبانی کودکانه بیان می‎شود تا برای این دسته از مخاطبان ملموس و اقناع‌کننده باشد و این بزرگ‌سالان هستند که باید با نگاه تحلیلی، این محصولات را مورد ارزیابی قرار دهند و خوراک فکری نسل آینده را بی‎محابا در اختیارش قرار ندهند و از ابتدا آموزش نقد و ارزیابی این محصولات را به فرزندان خود بدهند و نگاه منفعلانه را به نگاه منتقدانه بدل کنند.بنابراین به برخی از استراتژی‎های اصلی کمپانی‎های انیمیشن‎سازی در تولیدات اخیرشان اشاره خواهد شد:جا‌به‌جایی مفهوم زشتی و زیبایی مسئله‎ای است که هدف بسیاری از انیمیشن‎ها شده است. سازندگان سعی دارند که زشتی را جایگزین زیبایی کنند. امروزه اغلب انیمیشن‌ها شخصیت‎هایی دارند که با معیارهای مخاطبان بزرگ‌سال، چهره‎ای زشت و زننده دارند، اما همین شخصیت‎ها در نظر مخاطب خردسال زشت تلقی نمی‎شوند. این نشان از موفقیت تولیدکنندگان این آثار دارد؛ چراکه به‌خوبی توانسته‌اند در مفهوم زشتی و زیبایی خلط کنند و ذائقه‌ی این دسته از مخاطبان را آن‌گونه که خواستار آن بوده‎اند، تغییر دهند.رویکرد دیگری که در انیمیشن‎ها بسیار بر آن تأکید می‎شود، رویکرد پوزیتیویستی است که نشئت‌‌گرفته از اندیشه‎ها و سبک فکری غربی است. پوزیتیویست به معنای حسی‎گرایی و اصالت دادن به حس مدنظر است.رابرت لوپز یکی از افرادی است که به‌عنوان آهنگ‌ساز در کمپانی والت دیزنی حضور دارد. او می‎گوید: «ذکر نام خدا و به‌طور کلی استفاده از مضامین دینی در محصولات والت دیزنی کاملاً ممنوع است.»[۴]باید توجه کرد که برخی انیمیشن‎ها به‌گونه‎ای امور ماورایی از جمله خدا را زیر سؤال می‎برند و با کالبد بخشیدن به امور ماورایی، آن‎ها را به عالم ملموس حسی وارد می‎نمایند و اینجاست که مخاطب خردسال را سردرگم می‎نمایند.مفهوم قهرمان و قهرمان‎پردازی در انیمیشن‎ها مسئله‌ی دیگری است که اگر نگوییم در تک‌تک انیمیشن‎ها، در بسیاری از آن‎ها بر آن تأکید شده است. کمپانی‎های انیمیشن‎سازی می‎کوشند تا برای نسل بعدی، قهرمان‎سازی کنند و تا در آینده این قهرمان‎های ساختگی، الگوی آنان در مراحل مختلف زندگی شوند.مسئله‌ی مهم دیگر، مطرح کردن روابط آزاد و زیر پا گذاشتن اخلاق و شکستن برخی از حریم‎ها نزد مخاطبان خردسال است. کمپانی‎های انیمیشن‎سازی روزبه‌روز بر اشارات و کنایات اروتیک در محصولات خود می‎افزایند و با این اشارات، کودک را از فضای پاک کودکانه بیرون می‎آورند و دغدغه‎هایی فراتر از سن او برایش ایجاد می‎نماید که این موضوع در نهایت می‎تواندمنجر به انحرافات اخلاقی در میان آنان شود.نتیجه‎گیریبا توجه به مطالبی که بیان شد،در وهله‌ی اول لزوم نظارت مسئولین به مقوله‌ی پخش و دوبله‌ی انیمیشن‎های خارجی و در وهله‌ی بعدی، لزوم نظارت هرچه بیشتر والدین بر محصولات سرگرم‎کننده فرزندان، روشن گردید. در این راستا، مسئولان می‎بایست با نظارت دقیق بر محتوای انیمیشن‎های وارداتی، از مواجهه‌ی نسل آینده با محتواهای مخرب جلوگیری کنند و والدین نیز باید تلاش کنند تا در سن خردسالی، محصولات گزینش‌شده و مناسب در اختیار کودک قرار گیرد تا ذائقه‌ی او جهت‎دهی شود و در نوجوانی نیز نگاه انتقادی و تحلیلی به او آموخته شود. این‌گونه تا حدی می‎توان نسل آینده، که همین کودکان امروز ما هستند، را از آسیب‎های جدی این محصولات رسانه‎ای این عصر در امان داشت.به امید روزی که قهرمان کودکان ما از جنس قهرمانان این مرزوبوم شوند و محصولات رسانه‎ای تولیدشده در داخل بتوانند در رقابت با تولیدات غرب پیروز میدان شوند و هدایت افکار و ذهن کودکانمان را خود به دست گیریم.[۱]. رجا نیوز: http://rajanews.com/detail.asp?id=۱۸۴۰۵۴[۲]. مشرق‌نیوز: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/۲۹۱۶۱۸/[۳]. ولف، جانت (۱۳۶۷)، تولید اجتماعی هنر، ترجمه‌ی نیره توکلی، تهران، نشر مرکز.[۴]. سایت خانه‌ی انیمیشن.نویسنده: فاطمه موسوی، کارشناس مسائل فرهنگیمنبع: پایگاه تحلیلی تبیینی برهان ]]> امپریالیسم فرهنگی Tue, 15 Jul 2014 12:22:32 GMT http://mwfpress.com/vdcaienu.49niy15kk4.html بررسی ابعاد تهاجم فرهنگی در افغانستان http://mwfpress.com/vdcd250k6yt0j.a2y.html گروه پژوهش جبهه جهانی مستضعفین - افغانستان از جمله کشورهایی است که به دلیل نابسامانی های حکومتی و وجود شرایط بحرانی، عدم هماهنگی سازمان ها و نهادهای کشوری و در مواردی تناقض در عملکرد آنان و هم چنین اشغال نظامی، طعمه تهاجم فکری و فرهنگی غرب قرار گرفته است. دولت های غربی با سوء استفاده از این شرایط برای گسترش هر چه بیشتر سلطه فرهنگی خود بنیان های اعتقادی– فکری مردم خصوصاً جوانان را هدف گرفته و برای تغییر هویت ملی و نهادینه کردن فرهنگ بی بند و بار غرب در جان و روح این مردم تلاش می کنند. آنان برای دست یابی به اهداف خود، همه امکانات و وسایل به ویژه رسانه ها را به خدمت گرفته و از طریق ایجاد تشنج و اختلافات فکری، فرهنگی، قومی و قبیله ای در جامعه، سوء استفاده از زنان، تغییر روش های آموزشی مدارس و دانشگاه ها، ایجاد و گسترش فرق ضاله و... استراتژی های خود را یکی پس از دیگری به اجرا در می‌آورند. در ادامه به مهم ترین شیوه های تهاجم فرهنگی در افغانستان می پردازیم:۱- آموزش: آموزش، مهم ترین و اصلی ترین نهاد مورد توجه نظام سلطه در افغانستان است. این نهاد قدرت تأثیر بر تمامی نهادهای دیگر جامعه را داراست از همین رو آنان در پی تغییر ریشه ای آموزش افغانستان در تمامی مراحل ابتدایی، راهنمایی، دانشگاهی، بخش دولتی و خصوصی اند. اولین اقدام غربیان در حوزه آموزش افغانستان، تغییر شیوه های آموزشی در مرحله ابتدایی و راهنمایی است که می توان به حذف واحدهای درسی دینی مانند فقه، تفسیر، عقاید، زبان عربی، کاهش ساعات تدریس قرآن در مدارس و تغییر محتوای کتب درسی اشاره کرد. از دیگر اقدامات آنان در این زمینه کاهش ساعات تدریس درس فرهنگ و تمدن اسلامی در دانشگاه است. این واحد درسی در تمامی ترم های تحصیلی دانشگاه های افغانستان تدریس می شد و طی آن، دانشجویان، احکام عبادی و دینی خود همچون عبادات، معاملات، فرایض، سنن و... را می آموختند. اما این درس در حال حاضر فقط در دو ترم ارائه می شود. اعزام دانشجو به کشورهای غربی از دیگر شیوه های قدیمی نفوذ فکری - فرهنگی در افغانستان است. به اعتراف جوانان افغانی تحصیلکرده و آموزش دیده در غرب، مسئولان غربی به بهانه های مختلف برای جوانان افغانی، سفرهای خارجی به اروپا و آمریکا تدارک دیده و آنان را به کاوارهها و کازینوها دعوت می کنند و شرایط میگساری و شهوترانی آنان را فراهم می نمایند.تمامی این فعالیت ها با همکاری سازمان آمریکایی USAID انجام گرفته است.۲- رسانه های جمعی: هر چند جمعیت باسواد در کشور افغانستان اندک است اما تعداد مجلات و روزنامه های منتشره در این کشور حیرت آور است به گونه ای که تنها در کابل، بیش از سیصد روزنامه و مجله منتشر می گردد.بیش از دویست و هشتاد عدد از این مجلات و روزنامه ها به وسیله‌ی بیگانگان تأمین بودجه می شود که همگی در خدمت اهداف غربیان است. رادیو بی بی سی، رادیو "صدای آمریکا" که اکنون با نام رادیو "آشنا" فعالیت می کند، رادیو "آزادی" که برنامه های خاص به زبان محلی پشتو و فارسی پخش می کند، رادیو "صبح بخیر کابل" که به تازگی توسط غربی ها تأسیس شده از جمله رادیوهای فعال در افغانستان هستند. علاوه بر این رادیوها، در هر ایالت افغانستان یک شبکه رادیویی فعالیت می کند. همه این رادیوها توسط آمریکا و دیگر دولت های غربی تأمین بودجه می شوند. تلویزیون و شبکه های تلویزیونی نیز از دخالت غربی ها در امان نمانده است. به عنوان نمونه می توان به "شبکه آیینه" در شمال کشور و  سه شبکه به نام های "افغانستان"، "طلوع" و "آریانا" در پایتخت اشاره کرد.بعضی شبکه ها در افغانستان اقدام به پخش برنامه هایی می کنند که شبکه های رسمی کشور جرأت پخش آن را ندارند. مانند ترانه های زنان و  شوها و رقص های مختلط. متأسفانه باید اشاره کرد که سریال ها و فیلم های بی معنا و هرزه هندی، نیمی از برنامه های تلویزیون افغانستان را در برگرفته است. انواع مسابقه ها، شوها، آوازها، فیلم ها، سخنرانی ها و محصولات رسانه ای گوناگون با هدف ترویج فرهنگ غربی و مقابله با اسلام به صورت روزانه از این شبکه ها در حال پخش است. اینترنت نیز دارای چنین وضعی است و میزان و حجم دیدن سایت های غیر اخلاقی بین جوان و نوجوان افغانی بسیار بالاست. آنچه در اینجا مهم به نظر می آید تسامح و تساهل وزارت فرهنگ این کشور است که باعث شده بیست شبکه تلویزیونی و دویست ایستگاه رادیویی در کشوری که بیش از 78 درصد مردمش از نعمت برق محروم اند راه اندازی شود. بیشتر این ایستگاه ها و شبکه ها تحت نظارت و اشراف آژانس بین المللی توسعه ایالات متحده آمریکا USAID قرار دارند.۳- زنان: زن ابزاری بسیار مهم در طرح های غربیان جهت ایجاد تغییرات اجتماعی و غربی سازی افغانستان است. برخورد رادیکال و افراطی طالبان با زنان افغانی مانند محرومیت از تحصیل، محرومیت از هر گونه فعالیت اجتماعی و اجبار آنان به پوشیدن نوع خاصی از لباس، به تلاش های آمریکا در این زمینه سرعت بخشیده است. از جمله این فعالیت ها می توان به تشویق زنان به زیر پا گذاشتن آداب و رسوم عرفی و دینی، انتشار تصاویر بی شرمانه هنرمندان زن هندی و غربی، برپایی نشست های مشترک زنان افغانی و غربی که با حضور همسران مسئولین آمریکایی برگزار می شود، برپایی دوره های آموزشی برای آنان در کشورهای اروپایی و... اشاره نمود.الگوسازی از زنان هنجار شکن از دیگر شیوه های تهاجم فرهنگی در افغانستان است. زنان آوازخوان، نوازنده، مجری، رقاصه، زنان دانشگاهی سکولار و ... به طور دائم از طریق رسانه ها برجسته می شوند.۴- قانون: قانون اساسی این کشور از دیگر مواردی است که تحت نظارت آمریکاییان تدوین و طراحی شده است. به همین دلیل در این قانون، موادی مشاهده می شود که راه را برای غربی سازی این کشور آسان تر نموده است. ماده دوم قانون اساسی به آزادی پیروان ادیان در انجام مراسم مذهبی خود حکم میکند. آمریکاییان از این طریق تلاش کردند به افغانیانی که دین اسلام را ترک می کنند و مسیحی می شوند مصونیت قانونی عطا کنند.ماده چهل و ششم به اجنبیان اجازه و حق تأسیس مؤسسات آموزشی را اعطا می کند و همچنین قانون به افغانیان چند تابعیتی اجازه عهده داری مناصب وزارتخانه ها را اعطا می کند که این امر شرایط حکمرانی جامعه توسط کسانی که در غرب زندگی کرده اند را آسان می کند.۵- حمایت و دفاع از تبلیغات مسیحیت و فرق ضاله: مؤسسات تبلیغی مسیحیت و فرق ضاله مانند بهائیت در مناطق مختلف این کشور به ویژه مناطق فقیر نشین به طور گسترده فعالیت می کنند. جرأت و جسارت این مؤسسات به جایی رسیده است که علمای دین و ائمه جماعت مساجد را به مجالس تبلیغی خود دعوت می کنند.هم چنین ارتش آمریکا به ویژه گروه PRT (گروه بازسازی ملی)، بزرگان دین مسیح را به مناطق مختلف کشور می فرستند. این عالمان مسیحی با خود انجیل های ترجمه شده به زبان افغانی دارند و با مردم و ائمه جماعات تشکیل جلسه می دهند. مردم افغانستان هیچ گاه فکر نمی کردند که مشکل مسیحی سازی در این کشور به این حد برسد، مشکلی که موجب ایجاد بحران هویت در این کشور گردیده است.6- مقابله با اسلامنظام سلطه از طرق مختلف به دنبال تزلزل عقاید اسلامی مردم افغانستان است که از جمله آنان می توان موارد زیر را برشمارد:- ایجاد شک و شبهه در مردم نسبت به علما و مبلغان دینی موثق و القای رادیکال و مرتجع بودن این اشخاص. چنین ترویج می شود که علت مشکلات جوامع اسلامی، افکار این علما است و از این طریق مردم را از آنان دور کرده و علما را گوشه نشین می کنند.- معرفی اسلام ستیزان به عنوان رهبران فکری. مانند خانم سیما ثمر رییس کمیته حقوق بشر افغانستان، عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، نصر ابو زید، محمد شحرور، حسن حنفی و ... .- نشر تفکرات سکولار از طریق همایش‌ها، مقالات، روزنامه‌ها و مجلات و تألیف و ترجمه کتبی که موجب تشکیک در عقاید اسلامی می گردد.این تنها بخشی از برنامه های غربیان برای تخریب عناصر فرهنگی افغانی-اسلامی و ترویج مبانی و نمادهای فرهنگ غربی در این کشور است. آنچه شرایط فرهنگی افغانستان را بحرانی کرده است، همراهی حکومت و ساختار های حکومتی با این هجمه فرهنگی و نبود مراجع دینی موثق و فعال در کنار مردم است.یکبار مردم افغانستان با ایستادگی شجاعانه در مقابل تجاوز بیگانگان، جهانیان را حیرت زده کردند و امیدواریم که یک بار دیگر با همت و غیرت دینی و پیشتازی علمای خود در مقابل این هجوم خاموش مقاومت کنند. ]]> امپریالیسم فرهنگی Thu, 19 Sep 2013 13:06:06 GMT http://mwfpress.com/vdcd250k6yt0j.a2y.html بررسی جایگاه معنویت در سینمای هالیوود http://mwfpress.com/vdca.in6k49nya5k14.html گروه پژوهش جبهه جهاني مستضعفين - حاکمیت عقلانيت مدرن پس از رنسانس باعث شد تا مذهب و قداست آن از صحنه اجتماعي و سياسي جامعه غرب رخت بر بندد و علم و به دنبال آن تكنولوژي و ماده، جايگزين مذهب شود. ولی این انسانی كه با كشتن مذهب، علم را جايگزين آن كرده بود، به تدریج دچار خلأ عميقی گرديد: از يك سو با توجه به حاكميت عقلانيت مدرن، امكان بازگشت به سمت مذهب مسيحي قبل از رنسانس وجود نداشت، و از سوي ديگر نياز شديدي به مذهب را در خود احساس مي كرد. پس لاجرم نياز به ظهور مفهوم جديدي بود تا اين خلأ عظيم را پر كند كه اين مفهوم در قامت معنويت (spirituality) ظهور كرد. معنویت نوینبه طور كلي بحران هاي روحي و هويتي كه به دليل مادي گرايي مدرنيته به وجود آمد، بازگشت مجدد انسان به معنا و قدسیت را در پی داشت. ولی قدرت‌هاي غربي كه اين امر را تهديدي عليه منافع خود تلقي مي‌كردند، به بازخواني معنويت، مطابق ميل و سليقه خود در قالب "معنويت نوين" مبادرت ورزیدند. این معنويت نوپديد (به عنوان جايگزيني براي عرفان و معنويت ديني)، به اشكال گوناگونی در غرب بر مردم عرضه شد. از جمله: ۱- استفاده از بازی‌های رایانه‌ای و کارتون‌های کودکان: توجه به نقش هنر و بازی در شکل‌دهی به نظام ارزشی و فکری جامعه؛ ۲) استفاده از فیلم‌های سینمایی: فیلم‌های معنوی هالیوود، سینمای ماوراء؛  ۳) بهره‌گیری از ورزش - ورزشکاران – ورزشگاه‌ها: (یوگا، فالون دافا)  ۴) استفاده ازنمادها: (شیطان‌پرستی، گروه‌های مسیحی)  ۵) استفاده از ادبیات مکتوب: به ویژه در عرصه رمان و داستان¬های عرفانی (کتاب¬های کوئیلو، رمان هری پاتر) (1) سینما و معنویتدر این میان صنعت فيلم و سينما به دليل گستره وسيع و محبوبيت و مقبوليتي كه بين مردم دارد، شايان توجه است. آنگونه که در کتاب "موج سوم" تافلر بیان می شود، جهان در عصر حاضر وارد دوره سوم یعنی دوره ارتباطات و مبادله اطلاعات شده است. جهان امروز، جهان تصویر است و عمده‌ترین مصداق این تصویر، سینماست. سینما در عصر حاضر یکی از مهم‌ترین ابزارهای هنری و صنعتی در راستای گسترش هویت، فرهنگ و اندیشه ارزیابی شده است. نگاهی به آثار تولید شده توسط هالیوود، بالیوود و دیگر کمپانی‌های فیلم‌سازی شاهدی بر این مدعاست.(2)زبان سينما، زبان تصوير است و زبان تصوير مناسب‌ترين زبان براي تأويل هاي متكثر است؛ چرا كه تأويل مختص متن است و سينما يك متن تصويري با نشانه‌هاي بي‌نهايت متكثر است. همين عامل اساسي است كه سينما را در بيان مفاهيم معنوي از ديگر رسانه ها متمايز مي سازد. هر فرد، با توجه به ماهيت نيازها و ميزان پيچيدگي احساسات و عواطف خود در طبيعت، به يك هم‌ذات‌پنداري و يا همبستگي معنوي مي‌رسد و بدين ترتيب خود را به آرامش و سكون مي‌رساند.(3) هالیوود و معنویتهالیوود مرکز فیلم‌سازى آمریکاست که سالانه حدود ۷۰۰ فیلم تولید می‌کند و حدود ۱۵ میلیارد دلار سود خالص در سال به دست می آورد. نزدیک به ۷۸% سینماها و تلویزیون‏‌هاى جهان از آن تغذیه می‌‏شوند. هالیوود همواره مبانى نظرى خودش را که محصول ایده‌‏ها و اهدافش است ‏به زبان تصویر ترجمه می‌کند. بازنمایی معنویت نوین یکی از کارکردهای این کمپانی است. تمايل روزافزون كمپاني‌هاي فيلم‌سازي غربي براي فيلم‌هاي با مضمون معنوي و متافيزيكي پرده از این واقعيت برمي‌دارد كه حاكمان غرب از سينما به عنوان يكي از راهبردي‌ترين ابزار براي توسعه معنويت نوپديد استفاده مي‌كنند؛ از اين رو مي‌توان گفت: سينماي معناگرا (معنويت گرا) در شكل غالب و شايعش از پديده‌هاي عصر معنويت گرايي است.فیلم های معنویت گرا در هالیووددرصد بسيار بالايي از توليدات سينمايي هالیوود اختصاص به فيلم‌هاي معناگرا دارد. براي نمونه مي‌توان به فيلم‌هاي "نمايش ترومن" ساخته "پيتر ويد"، "چه آرزوهايي كه مي‌آيند" ساخته "وينسنت وارد"، "ديگران" ساخته "آلخاندر آمنابار" و "مسير سبز" اشاره كرد كه هركدام به گونه‌اي باورهاي معنويت نوپديد را القا مي‌كند.(4) همچنين نگاهي به "ئی تی"، "جنگ ستارگان"، "ماتریکس"، "ارباب حلقه‌ها"، "حس ششم" و تعداد بی‌شماری آثار علمي - تخیلی نيز مؤيد اين مسأله است. از دیگر فیلم‌هایی که سعی در القای معنویت دارد، "فرشتگان بر فراز برلین" است. معنویت "فرشتگان بر فراز برلین"، محصول یک برداشت کاملاً اومانیستی است.(5)وجه مشترک این‌گونه فیلم‌ها که به تدریج از جنگ جهاني دوم به بعد تولید شد، محدودیت حضور و قدرت خداوند و عاملیت مستقیم موجودات مادی با پدیده‌های متکثري بود. شیطان، جهنم، ملائکه، اجنه، ارواح انسانی و در برخی موارد خود خداوند را نیز در این گونه تولیدات موضوع و محل مادی قرار می‌دادند.(6) معنویت، سینما و جریان های اجتماعی - سیاسیدر آمریکا، ظهور و حضور معنویت در فیلم، همواره متاثر از شرایط اجتماعی و سیاسی، با فراز و نشیب‌هایی روبرو بوده است. بحران‌های پایان دهه شصت و هفتاد، نوعی ضد فرهنگ و معناستیزی در فیلم‌های آمریکایی را رواج داد. در واقع معانی‌ حاصل از نگرش‌های سیاسی - انتقادی، در دهه‌های شصت و هفتاد مهم‌ترین معناپردازی‌ها به حساب می آیند. تأثیر تفکر انتقادی چپ، همه جا دیده می‌شود؛ نه تنها در «خرابکارها» (1967) یا «سن میکله یک خروس داشت» (1971) یا «پدر سالار» (1977) و «حکومت نظامی» (1973)، بلکه در تمام فیلم‌های آمریکایی هم تأثیر ادوار سیاسی و اجتماعی بر معنا آشکار است. اما از سال ۱۹۷۱ میلادی به بعد جریان جدیدی در حوزه فیلم و سینما ایجاد کرد که بعدها به سینمای دینی یا سینما ماوراء معروف شد و در این راستا فیلم‌ها و کارتون‌های متعددی تولید گردید. (7)نکته شایان ذکر آنکه ساخت فیلم‌های معنویت گرا منحصر به هالیوود نیست. در کشورهایی مانند هند، چین، ژاپن و مکزیک که دارای ادیان و آیین‌های کهن هستند نیز سوژه‌های روحی و باطنی به گونه‌ای قابل توجه در فیلم‌هایشان دیده می‌شود. (8)سینمای هالیوود با مثله مثله كردن عقل، پاي در جهاني وراي عقل مي گذارد و معنويتي "معلق" و بي‌قاعده را براي جهان جديد پديد مي‌آورد.(9) بر این اساس می‌توان گفت، معنویتی که هالیوود بازنمایی می‌کند با نادیده گرفتن خدا، مادی‌گرایی و ماتریالیسم را در چارچوب اصول و بنیان‌های مدرنیته بازتولید کرده و در خدمت منافع غرب قرار می‌دهد.ادامه دارد...برخی منابع:۱- http://makaedeblis.blogfa.com/post-۴.aspx 2- http://www.aviny.com/Article/Special-Articles/۸۶/۶/halivod.aspx3- معماری، محمد. معنویت و سینما. ضمیمه خردنامه همشهری » ۳ دی ۱۳۸۳ - شماره ۳۷4- شريف زاده، بهمن. مديريت معنويت گرايي در غرب، مطالعات معنوي، پاييز ۹۰، ش ۱ 5- http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/۳۸۱۴/۴۰۴۴/۲۶۸۴ 6- http://www.majaleha.blogfa.com/post-۶۰.aspx7- http://erfan۹۰.persianblog.ir/post/۲۴۹8- http://nozohor.porsemani.ir/content9- معماری، محمد. معنویت و سینما. ضمیمه خردنامه همشهری » ۳ دی ۱۳۸۳ - شماره 37 ]]> امپریالیسم فرهنگی Tue, 07 May 2013 12:39:59 GMT http://mwfpress.com/vdca.in6k49nya5k14.html معنویت نوین در قالب فرقه های ساختگی http://mwfpress.com/vdcebo8vijh8e.9bj.html گروه پژوهش جبهه جهانی مستضعفین - با وقوع رنسانس و نوزایی فکری در اروپا تلاش شد تا اومانيسم (انسان محوری) و نگرش‌هاي تجربه‌گرايانه جایگزین تفکر خدامحور شود. غرب با بهره‌گیری تام از منابع و امکانات در دسترس توانست این مهم را تحقق بخشد.برای تثبیت و استمرار انسان محوری باید جریان‌ها و گرایش‌هایی تولید می‌شد تا نگاه و نگرش دین به انسان را مخدوش سازد. بر این اساس در عرصه‌های مختلف، مکاتب، نهله‌ها و جریان‌هایی با این رویکرد ظهور کرد.تمدن غرب نیز بر پايه همین تفکر شکل گرفت و در نتیجه گرایش‌ها و جریان‌های معنویت‌گرایی که در غرب رشد و نمو یافتند، اغلب اومانيستی و به دنبال هماهنگی با ارزش‌های تمدن غرب هستند.مدرنیسم با وجود رفاهی که برای بشر غربی فراهم آورد، خواسته‌های فرامادی او را به دلیل بی اعتقادی به بعد فرامادی انسان برآورده نساخت. بحران بی‌معنایی در غرب بیداد می‌کرد و قربانی می‌گرفت، تبدیل شدن انسان غربی به شی‌‌ء و کالا، از دست رفتن هدف و معنای زندگی و خلأ و فقدان یک نظام ارزشی، متفکران غربی را به چاره اندیشی واداشت. (1) بحران معنویت بنیاد تمدن غرب را متزلزل كرد؛ به گونه‌ای که زندگی به سبك غربی برای مردم غیر قابل تحمل شد. این انسان اگر چه غرق در صنعت، ماده و فناوری شده است اما با همه این اوصاف نیاز فطری انسان یعنی عرفان و معنویت بی پاسخ ماند و نتوانست به فطرت خود پشت كند. انسان، به فطرت خود وابسته است. انسان امروز، در فضاي زندگي مدرن، خود را ارضا شده نمي‌بيند، هنوز هم نقاط پنهاني هست كه مدرنيته و پست مدرنيته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهاي تاريكي وجود دارد كه تكنولوژي نتوانسته پاسخ روشني به آنها بدهد. معنویت به عنوان مقوله فطری حتی در عصری كه خدا مرده است، می‌تواند كام تشنه بشر را سیراب كند.موج بزرگ معنویت خواهی در دنیای غرب از یک سو و ناسازگاری معنویت دینی با مبانی حاکمیت در مغرب زمین از سوی دیگر، صاحبان قدرت را به چاره‌جویی برای حفظ حاکمیت خویش واداشت. آنها با تعریف وظیفه‌ای جدید برای آژانس‌های اطلاعاتی و پژوهشی خویش، گام نخست را در این مسیر برداشتند و نیروی اندیشه و دانش روشنفکران نیز در این زمینه به استخدام درآمد؛ زیرا معنویت دینی افزون بر تضاد با منافع صاحبان قدرت با مبانی فکری روشنفکران غربی نیز ناسازگار بود. نتیجه این شد که معنویت گرایی مردم مهارکردنی نیست و نمی‌شود آن‌ها را از این گرایش بازداشت؛ از سویی معنویت دینی خطری جدی برای دنیای سکولار غرب بود که نمی‌شد با آن به صورت آشکار درافتاد؛ زیرا نتیجه چنین مقابله‌ای گرایش بیشتر مردم به دین و معنویت دینی بود. پس باید راه‌های دیگری برای جلوگیری از نفوذ و اشاعه معنویت دینی و در نتیجه حفظ منافع خویش می‌یافتند. صاحبان قدرت نیک دریافتند که جلوگیری از گرایش مردم به معنویت امکان پذیر نیست، پس باید به مدیریت این موج مواج پرداخت و آن را به سمت و سویی که با منافع ایشان در تضاد نباشد هدایت کرد و به قول معروف اگر نتوان جلوی موج را گرفت پس باید بر آن سوار شد. مدیریت معنویت در جهان غرب با توجه به ذوق و سلیقه طبقات گوناگون مردم انجام گرفت و می‌گیرد تا آنجا که دینداران نیز در شمار مخاطبان تدابیر این مدیریت قرار داشته و دارند. هم از این رو مدیریت پیش گفته پیچیده و ترکیب یافته از صورت‌های گوناگون است. یکی از بهترین شیوه‌هایی که با تمسک به آن مدیریت این گرایش ممکن می‌شد ترویج معنویتی سازگار با مبانی مدرنیسم بود. معنویتی که بتوان در عرض معنویت دینی آن را عرضه کرد و مردم را به آن متوجه ساخت؛ به گونه‌ای که از گرایش آنها به معنویت دینی کاسته شود. پژوهش‌های دین شناسان غربی اذهان روشنفکران و حاکمان را به برخی ادیان شرق متوجه کرد. دین هایی که در آن سخن از خدا نیست و انسان را به دورن‌گرایی سفارش می‌کند. این مسأله کاملا مطابق با مبانی اومانیسم و سکولاریسم است. دینی که در آن آموزه‌های خداباورانه وجود نداشته باشد با محوریت انسان سازگار است و مکتبی که درون‌گرا باشد و دستورهای قابل توجهی برای دنیای بیرونی انسان نداشته باشد با سکولاریسم – که دین را به انزوا می‌کشاند و خواهان در انزوا ماندن آن است- همسویی دارد. مکاتب معنوی در خاور دور و هند و به ویژه بودیسم بهترین گزینه برای این مهم بود؛ از این رو مورد توجه جدی قرار گرفت. البته برای راه‌یابی این مکاتب به جهان غرب و ترویج آن به تغییراتی در قالب و شمایل آن و زدودن برخی شعائر اخلاقی از آن نیاز بود. بدون آنکه در اصول و مبانی آن تغییراتی به وجود آید. پدید آمدن این تغییرات خواه در دنیای غرب اتفاق می‌افتاد یا به دست شرقیان انجام می‌گرفت، چندان مهم نبود؛ آنچه اهمیت داشت، سازگار کردن قالب‌های این آئین با زندگی در دنیای غرب بود تا غربیان، احساس سازگاری بیشتری با این معنویت کنند. معنویت نوپدید به عنوان جایگزینی برای عرفان و معنویت دینی، با اشکال گوناگون در غرب به مردم عرضه شد. ظهور و افزایش فرقه‌های معنویت گرا از یک سو و تولید محصولات هنری و انتشار کتبی در این زمینه با تیراژ بالا شاهدی بر این ادعاست. بنابراین امروزه در سراسر دنیا از شیوه‌ها و ابزارهای گوناگونی برای القا و گسترش افکار و عقاید استفاده می‌شود که در آن میان سینما به دلیل گستره وسیع و محبوبیت و مقبولیتی که بین مردم دارد، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. (2)در مطالب بعدی به طور مفصل به نقش سینما در این خصوص اشاره خواهد شد. بر این اساس در حال حاضر بسياري از آئین‌های موجود كاذب و ساختگي هستند و ويژگي چنين آئین‌ها و منش‌هاي ساختگي، خارج بودن آنان از چارچوب دين است. يكي از دلايل رشد این آئین‌های غير الهي در غرب را می توان عملكرد نامناسب كليساها و رهبران دینی دانست كه نتوانستند نياز معنوي مردم را به خوبي برطرف كنند. بنابراين گرايش به اين آئین‌ها در غرب گسترش يافت. (3)همچنین مردم در عصر حاضر وقت کمتري براي بالا بردن سطح معلومات ديني خود صرف مي‌کنند و اين خالي بودن آنها از معلومات مورد نياز ديني، باعث شده که زمينه براي توسعه آئین‌های دروغین فراهم شود.محي الدين قنبري عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي معتقد است، برخي از اين آيين‌ها از التقاط و مزج عقايد اديان مختلف پديد آمده‌اند و به دنبال احياگري ديني هستند که از جمله آنها مي‌توان به بهائيت اشاره کرد. دسته بعدي هم دين‌هاي خودساخته با اهداف عرفاني، اجتماعي و مصرفي هستند. آيين‌هايي که با هدف عرفاني ساخته شده‌اند بيشتر بر آرامش، تعالي معنوي، طول عمر و شادابي تاکيد دارند که از شمار آنها مي‌توان به آيين يوگا اشاره کرد. البته اين مورد به جنبه‌هاي مصرفي نيز نزديک مي‌شود و به عنوان ابزاري براي بهبود زندگي و رفاه بيشتر در نظر گرفته مي‌شود. برخي از اين عرفان‌ها جنبه اجتماعي دارند؛ براي مثال بهائيت و اشو جنبه‌هاي اجتماعي دارند و در برخي کشورها به مخاطبان زيادي دست پيدا کرده‌اند.بسیاری از این آئین ها به دليل جذابيت هاي ظاهري راه رفع تکليف را براي افرادي که به هر دليلي محدوديت ها و قيد و بندهاي عقلاني و صحيح دين اسلام را نمي پذيرند، هموار می کند. به عنوان مثال روابط جنسي را به راحتي و به شکل هاي مختلفي تعبير و تفسير مي کنند و گرايش هاي شديدي به مولفه هاي شريعت‌گريزي و عقل گريزي دارند.(4) به طور کلی می توان گفت، انسان امروزی انسانی است در جست و  جوی دین. انسانی که قرار بود مطابق با الگوهای نظری مادی به سکولاریزم روی آورد، به معنویت پناه آورده است. تعبیر "پیتر آل برگر" در این زمینه خواندنی است:جهان امروز به شدت دینی است و نمی‌توان آنچنان که بسیاری از تحلیل‌گران خواه از روی تفنن و خواه بر اثر سیاست اعلام کرده‌اند، سکولار نامید.(5) ولی به دلیل بی اطلاعی انسان ها از یک سو و جذابیت این آئین ها از سوی دیگر شاهد رشد و گرایش فزاینده افراد به این آئین ها هستیم. در نوشته های بعدی به شکل مفصل تری به این آئین ها و فرقه های ساختگی و نحوه تبلیغ آن ها اشاره خواهیم کرد.  برخی منابع1- شریف زاده، بهمن. مدیریت معنویت گرایی در جهان غرب، مطالعات معنوی، پاییز ۹۰، ش ۱ ص ۳۱2- شریف زاده، همان، ص 383- http://hamandishi.net/۲۰۱۰/۲۰۱۰-۰۹-۰۴-۱۷-۴۷-۳۱/۱۳۸۸-۰۹-۱۱-۲۳-۰۴-۳۶/۶۷-din/۶۴۱۹4- http://hamandishi.net/۲۰۱۰/۲۰۱۰-۰۹-۰۴-۱۷-۴۷-۳۱/۱۳۸۸-۰۹-۱۱-۲۳-۰۴-۳۶/۶۷5- واعظی، محمود. دین و روابط بین المللی بخش نظری سایت مرکز تحقیقات استراتژیک مرداد ۹۰ ]]> امپریالیسم فرهنگی Mon, 15 Apr 2013 06:42:43 GMT http://mwfpress.com/vdcebo8vijh8e.9bj.html بحران معنويت، پاشنه آشیل یا سکوی پرش http://mwfpress.com/vdcfi0dtaw6dt.giw.html بشر امروزی علیرغم همه پیشرفت‌هایی که در عرصه‌های مختلف صورت گرفته، انسانی است در رنج؛ انسانی که هرچند لذت‌های مادی متعددی را تجربه می‌کند، ولی همواره احساس می‌کند گمشده باارزشی در زندگی وی وجود دارد که باید آن را بیابد. بحران معنویت، امروزه به یک معضل برای تمامی جوامع تبدیل شده است و همه انسان‌ها درگیر آن هستند. فطرت انسان طوری پایه‌ریزی شده که به دنبال حقایق و نیکی‌هاست. این فطرت همیشه در تلاش است که انسان را به کمال و سعادت جاودانه برساند؛ ولی نظام سلطه غربی با نشانه رفتن ذات پاک انسان‌ها، آن‌ها را در جهل نگاه داشته و به این بحران به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف امپریالیستی خود می‌نگرد. شاید بتوان استضعاف فکری به معنای عدم توان تشخیص حق از باطل را از مهم‌ترین بسترهای لازم جهت تحقق اهداف دول استکباری دانست. در واقع دولت‌های مستکبر سعی دارند به انحاء مختلف، فرهنگ تهی از معنویت خود را گسترش دهند و با حاکمیت بر رسانه‌ها، مردم را در جهل نگاه دارند و به استضعاف فکری دامن زنند. تلاش مضاعف برای ایجاد و گسترش سلطه فرهنگی و رسانه‌ای و تسلط بر فرآیندهای تولید و توزیع محصولات فکری، فرهنگی و رسانه ای در جهان را می توان هم‌راستا با رشد جریان بیداری فطری انسان ها در جهان ارزیابی کرد.سالانه كتب و مقالات متعددي با این هدف منتشر مي شود. همچنين شاهد توليد آثار متعددی در حوزه موسيقي هستيم. شايد بتوان گفت سينماي هاليوودی مهمترين نقش را ايفا مي كند. هالیوود، مفهوم معنویت و عرفان را به مفهوم جدیدی به نام ماورا تبدیل کرده است و در قاموس هالیوود این دو مفهوم، یعنی ماورا و معنویت، مترادف محسوب میشوند.پرداختن به امور باطنی و روحی با شیوه‌های مختلفی در فیلم‌های سینمایی دنبال می‌شود. گاهی این امر به شکل تبلیغ صریح فرقه‌ها و جریاناتی است که با ارزش‌ها و فرهنگ غربی هماهنگ هستند، گاهی هم به شکل تبلیغ آموزه‌هایی است که معنویت مدرن را تبیین می‌کنند.فرقه سازی از دیگر سیاست‌هایی است که هرچه بیشتر به این رویه دامن زده و زمینه استضعاف فکری و دور شدن از فطرت پاک انسانی را موجب می‌شود. فرقه سازي امروز در شکل عرفان‌های بودایی، هندویی و... در میان تمام کشورها به خصوص کشورهای مسلمان، توسط دولت‌های استکباری به عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های استراتژی فرهنگی آنان دنبال مي شود. این عرفان‌ها تأثیر مستقیمی بر فرهنگ جوامع دارند. تغییر ذائقههای فرهنگی و حس زیباییشناسی جمعی، نابودی هویتهای فردی و ملی بهوسیلهی جایگزینی جنون به جای آرامش، غالب نمودن شرارت، ستمپذیری، تأكيد بر دروغ و... گوشهاي از اين تأثيرات است. مؤلفههای عرفانهای نوظهور را میتوان در موارد زیر طبقهبندی کرد: ناديده گرفتن اعتقاد به خداوند و يا انکار وجود او، شادمانگي به عنوان هدف غايي با ابزارهای گوناگون، مخالفت با اديان الهي، نفي عقلانيت، فلسفه و منطق و جایگزینی عناصر حیوانی، بازی با ارزشها و تبدیل هنجار به ناهنجاری، کثرت‌گرايي و نابودی بنیاد خانواده (تک بعدی دیدن انسان در جهان)، ليبراليسم جنسي، انکار معاد و طرح مسألهي تناسخ.این مقدمه ای کوتاه بود بر بحران معنویت در جهان امروز. برای پاسخگویی به نیازهای معنوی انسان می‌توان از دین و وحی و الهیات بهره جست و هم می‌توان با معنویات مصنوعی مادی ساخته دست بشر به آنها پاسخ داد. نظام سلطه تمام تلاش خود را می کند تا از این پاشنه آشیل، سکوی پرتابی جهت گسترش امپریالیسم فرهنگی خود بسازد. اما آیا منادیان دین و موحدین راستین به اندازه آنان برای پاسخگویی به این عطش معرفتی همت می گمارند؟گروه پژوهشی سایت جبهه جهانی مستضعفین با عنایت به اهمیت موضوع، در مطالب بعدی به بررسی دقیق تر ابعاد مختلف بحران معنویت خواهد پرداخت. ]]> امپریالیسم فرهنگی Thu, 14 Mar 2013 06:26:44 GMT http://mwfpress.com/vdcfi0dtaw6dt.giw.html