پایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین - آخرين عناوين افغانستان :: نسخه کامل http://mwfpress.com/fa/country-Afghanistan Fri, 16 Nov 2018 02:31:05 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://mwfpress.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین http://mwfpress.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نامپایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین آزاد است. Fri, 16 Nov 2018 02:31:05 GMT افغانستان 60 جنایتکاران آمریکایی در ننگرهار افغانستان، شمار زیادی از مردم را شهید و زندانی ساختند http://mwfpress.com/vdcjtvea.uqehyzsffu.html جبهه جهانی مستضعفین - در جریان این حمله ۷ نفر از اعضای یک خانواده شهید و ۶ نفر از مردم بی دفاع نیز بازداشت گردیدند.دشمن شمار زیادی از منازل مسکونی را تخریب و اشیای قیمتی شان را به یغما بردند و تعداد دیگری نیز مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفتند.بر اساس این گزارش اسامی شهدا به این شرح است:عطاالله، جمیل الله و خیر محمد فرزندان سیدحکیم، اسماعیل، عمر و عبدالصمد فرزندان ماد و یعقوب فرزند اسحاق.این خانواده از شر داعشی ها از منطقه باندر شهرستان اچین به این منطقه گریخته و در این محل کشاورزی می کردند.اشغالگران آمریکایی در مناطق مختلف استان ننگرهار و دیگر استانها ها يورش برده و شهروندان بی دفاع را مظلومانه به شهادت می رسانند.-iuvmpress ]]> افغانستان Thu, 26 Oct 2017 15:01:13 GMT http://mwfpress.com/vdcjtvea.uqehyzsffu.html فیلم/ قتل عام زنان و کودکان افغان در حمله هواپیماهای های بدون سرنشین آمریکا http://mwfpress.com/vdce7o8f.jh8vzi9bbj.html جبهه جهانی مستضعفین - دانلود فیلم-iuvmpress ]]> افغانستان Mon, 09 Oct 2017 18:26:59 GMT http://mwfpress.com/vdce7o8f.jh8vzi9bbj.html واکنش گسترده کاربران افغانستانی به آتش‌سوزی در سرزمین‌های اشغالی http://mwfpress.com/vdchminq.23nqqdftt2.html Vision Plus - چند روزی است که آتش‌سوزی در یازده نقطه از سرزمین‌های اشغالی شهرک‌نشینان یهودی را به وحشت انداخته است.براساس گزارش‌ها، این آتش سوزی مهیب که همراه با خسارات فراوان مالی بوده، از شهر «حیفا» آغاز شده و حداقل ۸۰ هزار نفر یهودی را بی‌خانمان و ۱۳۰ یهودی دیگر را نیز زخمی کرده است.مقامات رژیم صهیونسیتی، فلسطینی‌ها را به راه‌اندازی این آتش‌سوزی متهم کرده اما فلسطینی‌ها با تکذیب این ادعاها می‌گویند: چیزی که می‌سوزد درختان و سرزمین ما "فلسطین" است.باتوجه به جنایت‌های رژیم صهیونیستی در فلسطین و برخی اقدامات از جمله تصمیم اخیر اسرائیل مبنی بر ممنوعیت پخش اذان در مساجد فلسطینی در بیت‌المقدس، این آتش‌سوزی با واکنش گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی در افغانستان روبرو شده است.جمهور نیوز در این رابطه نوشته است که اگرچه حوادث طبیعی برای کسی خوشایند نیست اما باتوجه به تنفر مردم افغانستان از رژیم صهیونیستی، تعداد زیادی از کاربران مجازی افغان به نحوی خوشی و رضایت خود را از این حادثه اعلام کرده‌اند. فردی بنام «خواجه سیدی» نوشته که الحمدالله... وعده‌ی الله، حق است. ان‌شاءالله که غضب الله علیه اسرائیل نازل شد. شهرهای اسرائیل در آتش می سوزد. همه دعا کنید که الله این آتش را در سراسر این کشور یهودی شعله‌ور سازد تا ملت مسلمان فلسطین از شر این وحشی‌ها نجات یابند.یکی دیگر از این کاربران نوشته که خدایا همانگونه که در آفتاب داغ تابستانی خواهران و برادران ما را در فلسطین با بمب‌افکن‌هایشان می‌سوزانند، همه‌شان را بسوزان.«امان الله ایمان» نوشته که خدایا اسرائیل خونخوار را در آتش ظلم و جنایت و فساد خودش بسوزان. خدایا کسانی که بر مردم مستضعف، ظلم و ستم روا می دارند بفضل و مرحمت بیکرانه‌ات آنان را نیز به اعمال و نیت - بدشان - گرفتار و معذب گردان!«ذبیح الله محمدی» در صفحه شخص خود آورد که اسرائیل باید حساب کارهایی را که در حق مردم فلسطین کرده است با بهای گران پرداخت کند. خداوند در آتش دنیوی و اخروی‌اش بسوزاند....«خلیل صدرا» نوشته که اسرائیل در آتش می‌سوزد. من نمی‌دانم باید خوشحال باشم یا نه. آنها به تصریح تلمود که برای آنها تالی تلو تورات است از خوردن خون غیر یهودی لذت می‌برند چون این کار آنها را به خدا نزدیک می‌کند. غیر یهودی برای آنها به تصریح تلمود از سگ پست‌تر است. در نتیجه آنها از کشتن و کشته شدن و سوختن ما نه تنها غمگین نمی‌شوند که لذت هم می‌برند. افسوس که هم انسانم و هم مسلمانم (یا دست کم تظاهر به آن دو می‌کنم) و این دو آئین رحمت و مهربانی هرگز به پیروانشان اجازه نمی‌دهند از کشته شدن و سوختن دیگران لذت ببرند و گرنه اسرائیل و پدر خوانده‌اش آمریکا که سرنخ هر تباهی و فسادی در جهان معاصر به آن دو بازمی‌گردد سزاوار هیچ حسی جز نفرت و بیزاری نیستند.حتی عده ای از افغانها، ترکیه را بخاطر همکاری با اسرائیل جهت خاموش کردن آتش‌سوزی نفرین و شماتت می‌کنند.«ندیم شجاع» در صفحه شخصی خود نوشته که اسرائیل در آتش می‌سوزد، بخاطر خاموش ساختن آتش ناکام مانده و از کشورهای دیگر بخاطر خاموش ساختن آتش کمک خواسته؛ بدبختی اینجاست که ترکیه بخاطر خاموش ساختن آتش می‌کوشد.- خبرگزاری تسنیم ]]> افغانستان Sat, 26 Nov 2016 10:04:25 GMT http://mwfpress.com/vdchminq.23nqqdftt2.html سایه شوم اشغال‌گران بر سرزمین افغانستان http://mwfpress.com/vdcg7w9w.ak9qx4prra.html جبهه جهانی مستضعفین - افغانستان کشور محصور در خشکی در آسیای میانه و حدفاصل بین جنوب غربی آسیا و غرب آسیا است. این کشوردارای موقعیت ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی مهمی است و با قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم به کشوری کثیرالمله تبدیل گردیده است و همین امر اسباب تهاجم‌ها و حضور کشورهای مختلف را در این سرزمین فراهم آورده است. در ادامه به شرح و بررسی مشکلات کشور افغانستان که همواره از حضور بیگانگان آسیب دیده است می‌پردازیم: چشم طمع ملل مختلف به سرزمین افغانستان هر چند راه ابریشم افغانستان را محل پیوند تمدن‌های بزرگ جهان کرد ولی بعدها همین تمدن‌ها، افغانستان را با خطرات و مشکلات جدی مواجه کرد و این سرزمین سال‌ها در معرض تهاجم و ویرانگری قرار گرفت. افراد و ملل مختلفی که برای بازرگانی و تجارت از این مسیر و این کشور عبور می‌کردند با دیدن منابع طبیعی با ارزشی مانند معادن طلا، لاجورد، زمرد، فیروزه، نفت و گاز(که بعدها شناسایی شد)، انواع زغال سنگ که درنوع خود در جهان بی‌نظیر است و ... درصدد برنامه‌ریزی برای بهره‌برداری از این منابع برآمدند. کوهستانی بودن این کشور باعث شده است تا منابع با ارزش دیگری چون مس، کرومیت، طلق، سولفیات باریم، گوگرد، سرب، روی، آهن، نمک‌طعام و سنگ‌های قیمتی در دل این کوه‌ها جای گیرد. کشور افغانستان از طرفی به دلیل دارا بودن اقوام و ملل مختلف نیز باعث شده است تا کشورهای مختلف دنیا برای دستیابی به منابع طبیعی و زیرزمینی این کشور به حمایت از قومیت و ملل خاصی بپردازند تا با این عمل بازوی قدرتی در افغانستان برای خود ایجاد کنند. کارنامه تجاوزات به افغانستان از همان روزگار باستان این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری توسط افرادی مثل اسکندر مقدونی، شاهنشاهی مائورا، مسلمانان عرب، چنگیز خان و دیگران بوده است. در سال ۱۱۲۶ احمدشاه درانی که از سرداران نادرشاه افشار بود، پس از مرگ او بر ناحیه شرقی فلات ایران (خراسان) مسلط شده خود را امیر خراسان خواند . از زمان استقلال افغانستان در سال ۱۲۹۸، این کشور دو بار توسط امپراتوری بریتانیا اشغال گردید و تا زمان اعلان استقلال آن توسط امانالله خان در ۱۲۹۸ (۱۹۱۹ میلادی) سیاست خارجی افغانستان زیر نظر مستقیم امپراتوری بریتانیا بود. آغاز پادشاهی امان‌الله شاه در سال ۱۳۰۲ آغاز تاریخ مستقل افغانستان است. پس از اعلام استرداد استقلال افغانستان، این کشور روابط مستقیم خود را با کشورهای دیگر برقرار ساخت. یک دوره کوتاه‌مدت که به نام دهه دموکراسی نامیده می‌شود در این کشور در ده سال پایانی دوره پادشاهی محمد ظاهرشاه به وجود آمد و با کودتای سال ۱۳۵۲ داوود خان به پایان رسید. داوود خان پسر کاکای محمد ظاهرشاه آخرین پادشاه افغانستان بود و خودش اولین رئیس جمهور کشور گردید؛ در سال ۱۳۷۳ یک نیروی خودجوش و چریکی به نام مجاهدین در این کشور شکل گرفت که رژیم کمونیستی ۱۴ ساله را شکست داد. مجاهدین موفق به تشکیل دولت ملی نشدند و جای آنها را طالبان که از حمایت مادی و معنوی پاکستان و عربستان سعودی سود می‌برد، گرفت. طالبان نیز نتوانست بقایای مجاهدین را که علیه آنها پایداری می‌کردند، به طور کامل سرکوب نماید و رژیم طالبان در سال ۱۳۸۰ با حملهٔ ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده آمریکا از هم پاشید. از سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱ میلادی) پس از کنفرانس بن در اثر توافق گروه‌های افغان دولت جدید در پاییز ۱۳۸۳ (۷ دسامبر ۲۰۰۴) به ریاست جمهوری حامد کرزی شکل گرفت و در پاییز ۱۳۸۴ (۱۹ دسامبر ۲۰۰۵ میلادی) نیز انتخابات مجلس قانون‌گذاری برگزار شد.(+) انگلیس پیشتاز تجاوزگران در زمان اوج نفوذ کشورهای استعمارگر اروپایی مانند انگلستان و فرانسه به شبه قاره هند، کشور انگلستان توانست در سال ۱۶۰۰ میلادی کمپانی هند شرقی را در هندوستان در زمان سلطنت جهانگیر گورکانی تأسیس کند. این کشور استعمارگر طی انجام پروژه استعماری خود همواره موانعی را مقابل خود مشکل ساز می‌دید، لذا در صدد رفع آنان برآمد که یکی از مهم‌ترین آنان کشور افغانستان بود که در دوران سلطنت «زمان شاه درّانی» (سومین امپراتور افغانستان) مانع پیشروی انگلستان در هند به‌شمار می‌رفت و همین مانع باعث گردید تا انگلستان به فکر مهار افغانستان بیفتد و از داخل و خارج، حکومت زمان شاه را تحت فشار قرار دهد با استفاده از ایجاد رقابت بین شاهزادگان درّانی و تقویت سیستم ملوک‌الطوایفی توانست آتش جنگ داخلی را در این کشور بیافروزد و با استمرار این روش افغانستان را تا سال ۱۸۱۸ به کشوری بسیار ضعیف و کوچک تبدیل گردد. بعد از تضعیف افغانستان و هموار شدن عرصه برای ادامه استعمار در هندوستان، بریتانیا اندیشه حضور در افغانستان را برای اداره بهتر امور آن از نزدیک‌ به نفع خود و بهره‌برداری از منابع و ایجاد هم‌پیمان را در ذهن پروراند؛ بنابراین به این کشور تجاوز کرده و جنگی را به راه انداخت که به «جنگ اول افغانستان و انگلستان» معروف است که تا سال ۱۸۴۲ به طول انجامید؛ این جنگ منجر به تسلیم دوست محمدخان و به حکومت رسیدن شاه شجاع شد. ورود انگلستان به افغانستان باعث ایجاد جنگ‌های داخلی بین طرفدارن انگلستان و استقلال طلبان شد. جنگ‌هایی که گاه به پیروزی انگلستان و متحدان داخلیش و گاه استقلال طلبان منجر می‌شد و نتیجه‌ای جز ویرانی زیرساخت‌های جامعه نداشت. این تنش‌ها تا سال ۱۸۵۵ میلادی به طول انجامید تا اینکه در ماه مارس همان سال قرارداد صلحی بین دو کشور امضاء شد. این قرارداد فرصت خوبی را برای بریتانیا فراهم آورد تا برای تجاوزآینده خود برنامه‌ریزی کند و انگلیسی‌ها که در راستای سیاست استعماری خود در این مدت بیکار نبودند برای تثبیت حاکمیت خود در منطقه سوق‌الجیشی افغانستان و اطراف آن در سال ۱۸۷۸جنگ دوم افغانستان و انگلستان را ایجاد کردند. تصرف شهر قندهار توسط انگلیس در هشتم ژانویه ۱۸۷۹ میلادی زمینه انعقاد معاهده ننگین «گندمک» را که توسط خود انگلیسی‌ها مدون شده بود فراهم آورد که به موجب آن بخشی از کشور افغانستان تجزیه شد و مردم افغانستان به عنوان بنده و نوکر انگلستان معرفی شدند. سومین جنگ افغانستان و انگلستان که به «جنگ استقلال» معروف است، سه ماه طول کشید که بعد از معاهده صلحی در شهر راولپندی پاکستان به امضای دو طرف رسید. بعد از آن تاریخ، اولین دسته از سربازان انگلیسی در قالب نیروهای ائتلاف غرب به رهبری آمریکا در۱۶ نوامبر ۲۰۰۱ در "بگرام" افغانستان پیاده شدند و حضور علنی و عملی انگلیس در افغانستان بار دیگر آغاز شد. اهداف انگلیس برای حضور در افغانستان دولت بریتانیا برای حضور در افغانستان دلایل متعددی داشت که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: ۱- همسایگی افغانستان با شوروی سابق بعنوان رقیب جدی و مهم انگلستان و متحدان غربیش زیرا امکان رصد بهتر تحولات و تحرکات موجود در شوروی و کشورهای تازه استقلال یافته همچون ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان برایشان فراهم می‌شد. ۲- همسایگی افغانستان با چین (چین در شمال شرقی افغانستان قرار دارد)، زیرا چین از دوران جنگ سرد رقیب نظامی و سیاسی جدی غرب و متحدانش شناخته می‌شود که جدیداً بعنوان ابرقدرت اقتصادی جهان نیز تهدیدی جدی برای انگلستان و متحدانش بشمار می‌رود، لذا غرب حضور خود را در افغانستان برای مقابله احتمالی با چین ضروری می‌داند. ۳- داشتن مرز مشترک و طولانی با ایران(۹۳۶ کیلومتر) بعنوان کشور مهم و تأثیرگذار منطقه ۴- سوء استفاده از وجود قبایل و فرهنگ‌های مختلف فقیر برای دنبال کردن اهداف استعماری خود ۵- کشت فراوان خشخاش در افغانستان انگلستان برای نیل به این اهداف خود نیز از روش‌های مختلفی استفاده می‌کرد: ۱- برجسته کردن اختلافات در زمینه‌های مختلف بریتانیا با برجسته کردن اختلافات نژادی، قومی، دینی، مذهبی، سیاسی و حتی سلیقه‌ای که در کشوری مانند افغانستان یک امر طبیعی است، زمینه را برای ایجاد تنش و درگیری داخلی فراهم می‌کرد و قاعدتاً در این درگیری سرمایه‌ها و امکانات مادی و معنوی کشور به هدر می‌رفت و این کشور مجبور بودبرای جبران این زیان‌ها به کشورهای خارجی از جمله انگلیس وابسته شود. ۲- حمایت از گروه‌های مخالف داخلی و خارجی یکی دیگر از شیوه‌های انگلیس برای تأثیرگذاری در تحولات افغانستان حمایت سیاسی و رسانه‌ای از گروه‌های مخالف داخلی و خارجی دولت‌های نسبتاً مردمی بوده است. در این شیوه افراد و گروه‌های مخالف و حتی منتقد دولت افغانستان از طرف انگلیس و رسانه‌های وابسته به آن بطور مستمر برجسته و درشت نمایی می‌شدند و از این طریق به اختلاف و تضاد آنان با دولت دامن زده می‌شد. در چارچوب این روش، انگلیسی‌ها سعی می‌کردند در افکار عمومی این گونه وانمود کنند که تفاهم بین گروه‌های مختلف ممکن نیست و تنها راه برای برون رفت از این مشکل کنار رفتن دولت است. ۳- استحاله(دگرگونی) فرهنگی از دیگر شیوه های استعمار پیر برای دخالت و نفوذ در افغانستان استحاله فرهنگی بود، در این شیوه که بیشتر از طریق رسانه‌های مکتوب، دیداری و شنیداری و بخصوص در دهه های اخیر از طریق اینترنت صورت می گیرد، نمادها، الگوها و ارزش های غربی درقالب مد، فیلم، موسیقی، نقاشی، ادبیات و انواع هنرهای دیگر به جامعه سنتی افغانستان تزریق می شود. نتیجه این اقدام، کمرنگ شدن هویت ملی – مذهبی مردم در جامعه و پناه بردن آن ها به فرهنگ های وارداتی است.حضور شوروی در افغانستاناولین کشوری که استقلال کشور افغانستان را به رسمیت شناخت، اتحاد جماهیر شوروی بود. در دوران سلطنت امان‌الله‌شاه کمک‌های همه جانبه زیادی قبل از انقلاب روسیه از سوی شوروری به افغانستان شد.در این ایام شوروی همواره در صدد تقویت نظامی و مالی افغانستان برای مقابله با انگلستان بود و برای اطمینان خاطر از امنیت افغانستان، در دسامبر ۱۹۷۸(پیش از شروع جنگ)، معاهده‌ای امضاء کردند که بر اساس آن دولت کمونیست شوروی برای پشتیبانی نظامی کمونیست افغانستان، به او اجازه می‌داد که در صورت نیاز اقدام نظامی انجام دهد. این معاهده باعث شد تا افغانستان در اکثریت امور اعم از نظامی، تجاری، فنی و غیره به شوروی وابستگی داشته باشد.با پیروزی کودتای نظامی سال ۱۳۵۷ توسط حزب دموکراتیک خلق کمونیست افغانستان، رهبران شوروی اطمینان یافتند که این حزب اگر دولت را بدست گیرد می‌تواند حافظ منافع شوروی باشد. دلایل حضور شوروی در افغانستانلیونید برژنف، رهبر شوروی سابق به بهانه‌های مختلفی اقدام به لشکرکشی به افغانستان کرد که بعضی از آنان عبارت بودند از:- درخواست‌های متوالی دولت کابل (حزب دموکراتیک خلق) از شوروی برای ارسال نیروی نظامی به افغانستان- کمک به مردم و ملت افغانستان برای رهایی از ظلم و ستم‌های حفیظ‌ الله امین، دولت شوروی معتقد بود که برای رهایی مردم از ظلم و ستم و فساد، کمونسیت را از خطر سقوط نجات می‌دهد.- نجات رژیم کمونیستی، روس‌ها در سال‌های متمادی با طرح توطئه‌ها و نقشه‌های فراوان، سعی در ایجاد دولتی داشتند که تأمین کننده منافع آنان در منطقه باشد و از طرفی جلوی نفوذ مخالفان آنان را بگیرد؛ از این‎رو آنان پس از تلاش‌های فراوان، با حمایت از کودتای ۱۳۵۷ توانستند، به اندکی از خواسته‌های خود در افغانستان دست یابند. حفظ نظام کمونیستی و نجات آن از سقوط در کام انقلاب‌های مردمی از مهم‎ترین اهداف سیاسی - استراتژیکی شوروی بود.- دلیل دیگری که در خاطرات گورباچف ذکر شده و یکی از نویسندگان کنجکاو آمریکایی نیز بر آن صحه می‌گذارد عبارت است از دستیابی شوروی به آب‌های گرم خلیج فارس (بر طبق آنچه پترکبیر وصیت کرده بود)، و به تبع آن قبضه کردن حوزه‌های نفتی خلیج فارس و ایجاد پایگاه نظامی در آن.اسناد و مدارک نشان می‌دهد که شوروی از سوی دیگر با تحریک کشورهایی نظیر آمریکا اقدام به حمله نظامی می‌کند و زمانی‌که حفیظ الله امین بارها درخواست کمک نظامی می‌کند شوروری عجله‌ای در جواب دادن به آنها نداشته و زمانی‌که حمایت آمریکا از مجاهدان مخالف کمونیست افغان را می‌بیند حضور خود را در افغانستان لازم و ضروری می‌داند.بنابراین «ارتش سرخ» شوروری در ۳۱ اکتبر ۱۹۷۹ تحت رهبری لیونید برژنف با هیئت نظامی بزرگی وارد افغانستان شد. در این زمان حفیظ‌الله امین که امید یاری ازسوی شوروی داشت اوضاع را نابسامان دید و به دفتر ریاست جمهوری کاخ تاج بیگ متواری شد. پیشرفت نیروهای نظامی شوروی که عده‌ای از آنان نیز یونیفرم نظامی افغانی بر تن داشتند باعث اشغال مراکز دولتی و ساختمان رادیو گردید، با این حال حضور نیروهای شوروی تأثیری بر آرامش کشور نگذاشت. در داخل تشدید احساسات ملی گرایانه باعث تشدید ناآرامی‌ها می‌شد. اشغال افغانستان توسط شوروی ۹سال و یک ماه و نوزده روز به طول انجامید که با اعتراض مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز همراه بود. در افغانستان طی مدت زمان سال ۱۹۷۹ تا سال ۱۹۸۹، ۱۴۴۵۳ نفر نظامی شوروی کشته شده، که از جمله ۹۵۱۱ نفر در نبردها، ۲۳۸۶ نفر به اثر جراحات و دیگران یا خودکشی کرده و یا به اثر بیماری‌ها از بین رفته‌اند. در طول جنگ در افغانستان تعداد ۴۱۷ نظامی شوروی مفقودالاثر و یا اسیر شدند. ۱۱۹سرباز و افسر شوروی از اسارت آزاد شده‌ و ۲۲ نفر در کشورهای دیگر مسکن گزیدند و در نتیجه این مداخله، که به میلیون ها افغان مصائب بی‌شماری وارد آورد و اساس و زیربناهای افغانستان ویران گردید.سرانجام در روز ۱۵ آوریل سال ۱۹۸۸ براساس توافق‌های ژنو که میان شوروی، آمریکا، افغانستان و پاکستان امضاء شد، اشغال افغانستان توسط شوروی خاتمه یافت و نیروهای شوروی در روز ۱۵ فوریه سال ۱۹۸۹ میلادی از خاک افغانستان عقب نشینی کردند.(+) باز شدن پای آمریکا به افغانستانغرب آسیا برای کشور صنعتی و پیشرفته‌ای چون آمریکا و متحدان اروپاییش بخاطر دارا بودن منابع با ارزش زیرزمینی و سوخت‌های فسیلی از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و هست به همین دلیل باعث شده تا این کشورها به هر بهانه ممکن از دیرباز و عصر کنونی خود را به این منطقه برسانند.بهترین گزینه‌ای که آمریکا به بهانه آن می‌توانست حضور فیزیکی در غرب آسیا داشته باشد، واقعه ۱۱ سپتامبر بود. واقعه‌ای که عده‌ای معتقدند توسط خود آمریکا برنامه‌ریزی و عملی شد تا خود از نزدیک حوادث درحال وقوع منطقه را کنترل کند.آمریکا بعد از حادثه ۱۱سپتامبر در سال ۲۰۰۱ که در پی آن دو برج تجاری بین‌المللی منهدم شد، با حمایت سازمان‌ملل به افغانستان و عراق لشکر کشی کرد تا بدین وسیله ریشه تروریسم را برکند.آمریکا که سیاست خود را مبارزه با تروریسم اعلام کرده بود با هدف رسانه‌ای خود که مبارزه با القاعده و طالبان بود به این کشور نیروی نظامی فرستاد؛ اما این انتقال نیرو جنگی نابرابر علیه مردم بی‌گناه افغانستان را آغاز نمود که تبعات آن سال‌ها گریبان‌گیر مردم این سرزمین شد؛ علی‌رغم تمام تبلیغات رسانه‌های آمریکایی و همسو با سیاست‌های کاخ سفید، این حملات نتیجه‌ای جز کشته، زخمی و بی‌خانمان شدن مردم بی‌گناه نداشته است.بخش عمده‌ای از این حملات توسط نیروی هوایی انجام می‌شد و هر روز بر تعداد قربانیان می‌افزود؛ حملات بی‌‌رحمانه‌ای که تحت نام مبارزه با تروریسم انجام می‌شد.اهداف آمریکا برای حضور در افغانستاندولت آمریکا نیز چون بریتانیا برای حضور در افغانستان دلایل متعددی داشت:۱- تبدیل افغانستان به پایگاه نظامیوجود القاعده و طالبان بهانه‌ای برای آمریکا شد تا این کشور دولت کابل را برای امضای پیمان نظامی - امنیتی تحت فشار روانی قرار دهد تا بعد از اجرای این موافقتنامه به مصونیت قضایی دست یابد و بعد از آن آزادانه در این کشور جولان دهد و آن را همانند بسیاری از کشورهای عربی منطقه به پایگاه نظامی( انبار تسلیحاتی رایگان) تبدیل کند و با قدرت به دست آمده در آن به بهانه خدمت به افغانستان به استخراج منابع معدنی بپردازد.۲- حمایت از کشت و صادرات خشخاشاز فواید دیگر لشکرکشی به افغانستان بعد از حادثه ۱۱سپتامبر برای آمریکا، حمایت از کشت خشخاش در افغانستان و کمک به صادرات آن به کشورهای منطقه بود.آمریکا برای ضربه زدن به کشورهایی که مانعی برای وی در راه تشکیل خاورمیانه جدید محسوب می‌شوند از هیچ اقدامی فرو گذار نبوده‌ است؛ لذا حمایت از تجارت مواد مخدر در افغانستان را اقدامی مفید در جهت خسارت وارد کردن به کشورهای منطقه معارض می‌دانست.۳- مبارزه با تروریسمآمریکا در حقیقت به دنبال ریشه کن کردن افراد القاعده و طالبان نبود بلکه سیاستمداران آمریکایی فقط در صدد تضعیف و کمر‌شکن کردن این افراد بودند؛ اما نمی‌خواستند این افراد کاملاً نیست و نابود گردند، چرا که می‌خواستند از آنان بعد از سال ۲۰۱۴ در افغانستان به نفع خود استفاده کنند.ایالت متحده در افغانستان به دنبال پایان جنگ نبود بلکه به دنبال صلح نسبی بود تا بتواند گروهک طالبانی افراطی‌تری را به بهانه مقابله با طالبان موجود ایجاد و حمایت کند و در نهایت از آنان برای محقق ساختن اهداف خود استفاده کند.آمریکا به بهانه «مبارزه با تروریسم» که بعد از واقعه۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ سیاست خارجی خود معرفی کرد، توانست پای خود را به غرب آسیا باز کند و به بهانه حقوق بشر، ایجاد دموکراسی و غیره حضور خود را در منطقه گسترش دهد. آمریکا بخاطر حفظ موقعیت هژمونی خود در جهان به ناچار می‌بایست به کنترل منابع و فعالیت‌های بازیگران و حوادث موجود در عرصه بین‌الملل می‌پرداخت لذا بهترین مکان برای تحقق این مطلوب غرب آسیا بود.آمریکا با اهدافی فراتر از افغانستان۱- ایجاد حکومت مطلوب خود در افغانستان برای کنترل ایران، چین و روسیهآمریکا در نظر داشت در استان‌های غربی چین مثل سین کیانگ مداخله همه‌جانبه داشته باشد و با مشغول کردن چین به درگیری‌های داخلی، پیشرفت همه‌جانبه آن را کند نماید.۲- دستیابی منابع انرژی آسیای میانه از طریق خط لوله نفت و گاز۳- مقابله با جریان‌های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران و جلوگیری از نشر و گسترش آن۴- بهبود جایگاه خود در اذهان عمومی جهان از طریق مبارزه با طالبان و القاعده (که دست پرورده خود آمریکا بودند)افغانستانی که آمریکا به بهانه ۱۱سپتامبر به آنجا لشکرکشی کرده بود، در حکم دروازه خلیج فارس و دالان ورودی به آسیای مرکزی برای ایالت متحده بود و آمریکا هدف خود را از این حمله، معرفی دوباره خود به عنوان قدرتمندترین دولت روی زمین بود که در این معرفی ناکام ماند.(+) افشاگری عفو بین‌الملل درباره جنایت جنگی در افغانستان با حضور نیروهای انگلیسی و آمریکایی در افغانستان و بر پا کردن جنگ و کشتار، سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی نیروهای خارجی را به ارتکاب جنایات جنگی علیه غیرنظامیان افغان متهم کرد.  اسناد و مدارک موجود نشان می‌دهد نیروهای خارجی در افغانستان مرتکب جنایاتی جنگی شده‌اند که نادیده گرفته شده و عاملان آن محاکمه نشده‌اند. در این گزارش آمده است از جمله این جنایات، ده حمله هوایی و تعقیب‌های شبانه‌ای است که نیروهای آمریکایی در فاصله سال‌های 2009 تا 2013 در افغانستان انجام داده  و باعث کشته شدن غیرنظامیان در این کشور شده‌اند.(+)مردم افغانستان قربانی سلاح‌ها و مهمات رادیو اکتیو مدارک و شواهدی بسیاری در دست است که آمریکا طی سال‌های گذشته از سلاح‌ها و مهمات رادیو اکتیو در افغانستان استفاده کرده است که دکتر محمد داوود میرکی در کتاب "افغانستان پس از دموکراسی: داستان‌های ناگفته به روایت تصویر" به آن پرداخته است.وی پس از مشاهده کثرت نقص‌های جدی در کودکان افغانستانی بعد از تولد، افزایش انواع دیابت، مرگ افراد بدون هیچ‌گونه علائم فیزیکی ناشی از جراحت، ذوب شدن پرندگان بر روی درختان و … متوجه می‌گردد که این موارد تنها در صورت استعمال و استنشاق اورانیوم ضعیف شده، امکان پذیر می‌باشد.تحقیقات دکتر میرکی در این کتاب نشان می‌دهد که قرار گرفتن در معرض اورانیوم ضعیف‌شده موجب آسیب‌های ژنتیکی، نقص‌های مادرزادی، سرطان، انواع دیابت، آسیب دیدن سیستم ایمنی بدن و سایر بیماری‌های جدی می‌شود که متأسفانه مردم افغانستان مبتلا به این جنایات آمریکا هم شده‌اند.مدارک و شواهد نشان می دهد که آمریکا اواخر سال ۲۰۰۱ از مقادیر زیادی مهمات ساخته‌شده از اورانیوم ضعیف‌شده در افغانستان استفاده کرده است که نظامیان این کشور هنوز هم از این مهمات استفاده می‌کنند.اورانیوم ضعیف شده با خصوصیات فیزیکی خاص، به ویژه چگالی آن که به این ماده قابلیت نفوذ فوق العاده‌ای می‌دهد، بهای بسیار پایینی نیز دارد و از جهتی که نگهداری این زباله اتمی مشکلات فراوانی به همراه دارد، به نحو بارزی در زمینۀ نظامی کاربرد پیدا می‌کند.اگر اورانیوم ضعیف شده به شکل صحیح به کار گرفته شود، آلیاژ (اورانیوم –تیتان) مادۀ خیلی مؤثری برای ساخت نفوذگر با تکیه به انرژی جنشی خواهد بود، قطعۀ فلزی با چگالی بالا، وقتی که با شتاب بالا پرتاب می شود، می‌تواند جدار زرهی را بشکافد و وقتی به هوای آزاد برسد، بسیار آتش‌زا شده و اثر مخرب گسترده‌ای از خود به جا گذارد. به همین جهت در بسیاری از موشک‌های کروز و هواپیماهای بدون سرنشین از آن استفاده می‌شود.بنا بر تحقیقات، این ماده علاوه بر تأثیرات آتش سوزی و گستردگی انفجار، پس از یک ساعت تنفس رادیو اکتیو  این ماده از طریق دستگاه تنفسی وارد بدن می‌شود و سبب از بین بردن بسیاری از اجزاء داخلی بدن و تأثیر مستقیم بر روی DNA و متعاقباً اختلالات ژنتیکی خواهد شد.درباره دیگر موارد استعمال اورانیوم ضعیف شده در افغانستان، همچنین این مسائل مطرح است که: آمریکا فقط در سلاح‌های ارتش خود از این ماده استفاده نمی‌کند، بلکه از آنجایی‌که این ماده یک زباله اتمی محسوب می‌شود و نگهداری آن خواهان هزینه زیادی است، در تخریب معادن افغانستان جهت استخراج نیز برای قوای آمریکایی کارایی فراوانی پیدا می‌کند.(+) گوشه‌ای از قتل عام مردم افغانستان در آرشیو اخبار نشریات با رجوع بر آرشیو اخبار حملات نظامی به افغانستان به چند مورد از قتل‌عام‌های مردم این کشور توسط نظامیان آمریکایی اشاره می‌کنیم:* در ۳ دسامبر ۲۰۰۱، خبرگزاری «آسوشیتید پرس» در گزارشی تحت عنوان «بمب آمریکا قریه زراعتی را هموار نمود» براساس اظهارات شاهدان عینی از کشته‌شدن ۱۵۵ تا ۳۰۰ تن از ساکنان قریه کامه ادو در ننگرهار خبر داد. * روزنامه «دیلی‌تلگراف» انگلستان نیز در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۰۱ در گزارشی تحت عنوان «غیرنظامیان بهای بمب‌های منحرف شده آمریکا را می‌پردازند» از کشته‌شدن ده‌ها تن خبر داد.* ۴ دسامبر ۲۰۰۱ در حادثه حملات هواپیماهای آمریکایی به روستای قلعه نیازی در شرق افغانستان ۱۰۷ تن در خانه‌های گلی شان جان باختند.*هفته‌نامه «جهان کارگران» در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۰۱ به نقل از پروفسور آمریکایی، مارک هرالد نوشت که هرچند آمریکا تعداد کشته‌شدگان غیرنظامی را اعلام نمی‌کند؛ اما براساس پژوهشی از شروع حملات هوایی در افغانستان در هفتم اکتبر ۲۰۰۱ الی دهم دسامبر همان سال بیش از ۳۵۰۰ غیرنظامی افغان جانشان را از دست داده‌اند * ۲۲ دسامبر ۲۰۰۱ در اثر حمله هواپیماهای جنگی امریکا در خوست، بیش از هشتاد بزرگ قویم که در جرگه‌ای جمع شده بودند، کشته شدند و ده‌ها تن دیگر زخمی گردیدند.*در تاریخ ۲۴ اکتبر ۲۰۰۱ تلویزیون الجزیره گزارش داد، در اثر حملات هوایی امریکا، ۹۳ غیرنظامی در روستایی در قندهار کشته شدند که هجده تن از کشته‌شدگان از یک خانواده بودند و در این حملات حداقل ۴۰ غیرنظامی دیگر زخمی شدند. * مجله «تایم» در تاریخ ۲۰ فوریه ۲۰۰۲ در گزارشی از کشته‌شدن صد غیرنظامی در پنج روستای قندهار گزارش داد و آن را محصول «اشتباهات» آمریکا خواند. * در ۲۰ می ۲۰۰۲، روزنامه «گاردین» در مطلبی تحت عنوان «قربانیان فراموش‌شده» از کشتار غیرنظامیان افغان طی عملیات‌های نظامی آمریکا پرده برداشت؛ براساس اعلام این روزنامه در چند ماه اول حملات امریکا بین ۱۳۰۰ الی ۸۰۰۰ غیرنظامی افغان مستقیما توسط بمب‌های امریکا کشته شده‌اند. اما قربانیان غیرمستقیم این حملات  طی همین مدت بیست هزار تن تخمین زده‌ است. *به گزارش روزنامه «گاردین» اول جولای ۲۰۰۲ در اثر حمله هلی‌کوپترها و جت آمریکا به یک مراسم عروسی در روستای کاکارک ارزگان حداقل ۲۵۰ تن از مردم کشته و زخمی شدند. * در تاریخ اول ژانویه ۲۰۰۲ سازمان ملل اعلام کرد که لیستی از ۱۰۳ شهر افغانستان در دست است که در آن نیروهای ائتلاف بمب‌های خوشه‌ای ریختند.(+) نمونه‌های مذکور تنها چند مورد از هزاران مورد تجاوزات به کشور افغانستان بود که خود نشریات آمریکایی و غربی به آن اشاره کرده بودند و بر هیچ کس پوشیده نیست طی این سال‌ها چه ظلم‌هایی که بر مردم مظلوم این سرزمین روا نشده است. از طرفی با توجه به مصونیت قضایی نیروهای اشغالگر در افغانستان، دستگاه قضایی این کشور نمی‌تواند نظامیان جنایت کار را احضار و محاکمه کند و دستگاه قضایی ارتش آمریکا و انگلیس هم با نادیده گرفتن جنایات نیروهایشان در افغانستان به نوعی آنان را به ادامه ان ترغیب و تشویق می‌کنند و نظامیانی را که در افغانستان مرتکب جنایت می‌شوند معمولا بیمار روانی معرفی کرده تا مانع از محاکمه آنان شوند.(+) افشای اسناد محرمانه از جنایات آمریکا در افغانستان جولیان آسانژ بنیانگذار سایت ویکی لیکس (wikileaks) که در زمینه انتشار اسناد جنجالی شهرت یافته است به تازگی بیش از ۹۲ هزار سند سری مربوط به جنگ افغانستان را در اینترنت منتشر کرده است. پایگاه اینترنتی ویکی لیکس این اسناد را که مربوط به سال ۲۰۰۴ است را پس از ارسال به نشریات نیویورک تایمز (آمریکا)، گاردین (انگلیس) و اشپیگل (آلمان) در اینترنت منتشر کرد . در این اسناد اطلاعاتی در خصوص اقدامات غیر انسانی نیروهای غربی در افغانستان و قربانیان غیر نظامی جنگ در افغانستان و همچنین ارتباط احتمالی نیروهای مخفی پاکستان با طالبان افشا شده است. ژنرال اگون رامس مسئول عملیات نیروهای بین‌المللی در افغانستان (ایساف) در گفتگو با نشریه آلمانی "هندلزبلات" گفت: هر روز شاهد رخنه کردن اطلاعات بیشتری به بیرون هستیم و باید با توجه بیشتری کار کنیم . وی اذعان کرد: ما براساس دستورات سیاسی جنگ افغانستان را پیش می بریم و نه به میل خود. سخنگوی وزارت دفاع آمریکا پنتاگون نیز اعلام کرد: جلوگیری از تبعات منفی افشای این اسناد اولویت نخست ماست. سخنگوی پنتاگون با اذعان به نگرانی وزیر دفاع آمریکا در این خصوص افزود: نگرانی بزرگ ما درباره افشای این مدارک وجود اطلاعاتی در آنهاست که می تواند جان نظامیان آمریکایی را در افغانستان و دیگر مکان ها به خطر اندازد . سخنگوی پنتاگون هم‌چنین گفت: ما تلاش می‌کنیم تا به اطلاعات حساس موجود در میان انبوه این اسناد پی ببریم تا جان نظامیان ما به خطر نیفتد . جیمز جونز مشاور امنیت ملی آمریکا نیز افشای این اطلاعات محرمانه را محکوم کرد و مدعی شد: راهبرد اوباما در افزایش نیروهای آمریکایی در افغانستان می‌تواند به آرام کردن شرایط وخیمی که بوجود آمده است کمک کند. براساس نظر تحلیلگران، افشای غیر منتظره اطلاعات درباره افغانستان بدبینی مردم جهان را به آمریکا افزایش داده و باراک اوباما را بر سر جنگ مایوس کننده در این کشور در معرض فشارهای بیشتری قرار می‌دهد.(+)حملات هوایی، اقدام شنیع نیروهای اشغال‌گر در سوزاندن قرآن کریم، کشتن غیر نظامیان برای تفریح، بریدن انگشتان مردم، مسابقه در کشتن تعداد بیشتری از غیر نظامیان، انفجار خانه‌های مردم برای تفریح و اهانت به اجساد شهروندان افغانستان به همراه زندانی و شکنجه کردن مردم، قاچاق اعضای قربانیان افغانی، روابط نامشروع فرماندهان نظامی اشغال‌گر و... گوشه ای دیگر از جنایات نیروهای اشغالگر در افغانستان است که در سکوت مجامع بین‌المللی و کشورهای مدعی مدافع حقوق بشر بر مردم مظلوم این سرزمین روا شده و با حمایت و تجهیز تروریست‌های طالبان و داعش، جنایت‌ها در این کشور هم‌چنان ادامه دارد.منابع: http://www.yjc.ir/fa/news/۴۰۰۷۶۳۹/ http://www.zohurnews.com/%DA%۸۶%D۸%B۱%D۸%A۷-%D۸%A۷%D۹%۸۱%D۸%BA%D۸%A۷%D۹%۸۶%D۸%B۳%D۸%AA%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۹%۸۵%D۹%۸۸%D۸%B۱%D۸%AF-%D۸%AA%D۹%۸۷%D۸%A۷%D۸%AC%D۹%۸۵-%D۸%A۸%DB%۸C%DA%AF%D۸%A۷%D۹%۸۶%DA%AF%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۸%A۷%D۸%B۳%D۸%AA/ http://www.humanrights-iran.ir/news-۴۰۹۰۹.aspx http://www.teror-victims.com/fa/index.php?Page=definition&UID=۳۵۰۸۸۱۱ http://www.hambastagi.org/new/farsi-received-articles/۹۰۸-us-war-crimes-in-afghanistan.htmlhttp://didban.ir/fa/news-details/۱۷۴۶۰/ http://www.afghantelex.com/best-news۳/%D۸%A۸%D۸%B۱%DA%AF%DB%۸C-%D۸%AF%DB%۸C%DA%AF%D۸%B۱-%D۸%A۷%D۸%B۲-%D۸%AF%D۹%۸۱%D۸%AA%D۸%B۱-%D۸%AC%D۹%۸۶%D۸%A۷%DB%۸C%D۸%A۷%D۸%AA-%D۸%A۲%D۹%۸۵%D۸%B۱%DB%۸C%DA%A۹%D۸%A۷-%D۸%AF%D۸%B۱-%D۸%A۷%D۹%۸۱%D۸%BA%D۸%A۷.html http://www.afghanirca.com/newsIn.php?id=۱۱۶۴۸ http://hamshahrionline.ir/details/۱۱۲۴۶۵ ]]> افغانستان Wed, 07 Oct 2015 11:14:11 GMT http://mwfpress.com/vdcg7w9w.ak9qx4prra.html عکس/ تبلیغات داعش در افغانستان http://mwfpress.com/vgldzj0o.yt059yl22fa6y.h.html به گزارش جبهه جهانی مستضعفین، داعش با انتشار تصاویری از تبلیغات خود در منطقه کوت استان ننگرهاری افغانستان به دنبال تشویق مردم برای پیوستن به این گروهک تروریستی است. این گروهک از چندی پیش در افغانستان که آن را ولایت خراسان نامیده، مشغول فعالیت و جنایت است و طی روزهای اخیر دو غیر نظامی افغانی را به اتهام جاسوسی سر بریده است.گفتنی است که غیر نظامیان ذبح شده توسط اعضای داعش اولی فردی به نام «دور خان» در منطقه ننگرها و دیگری شهروندی به نام محمد الله در منطقه شبرهار این ایالت بود که به اتهام جاسوسی برای دشمنان این گروهک سر از تنشان جدا شد. با  نفوذ داعش به افغانستان، طالبان با ارسال پیامی به ابوبکر البغدادی خواستار خودداری از تشکیل گروهک‌های تروریستی وابسته به داعش در خاک این کشور شد.طالبان در این پیام آورده است: ما هرگز اجازه هیچ‌گونه فعالیت جهادی تحت لوای دیگر گروه‌ها را در خاک افغانستان نخواهیم داد و در صورتی‌که افراد مرتبط با داعش مشکلاتی را برای طالبان در افغانستان ایجاد کنند، ما نیز ناچار به واکنش خواهیم شد.در پی شکست‌های پی‌درپی داعش در مناطق مختلف عراق و سوریه، این گروهک از هر وسیله‌ای برای جلب همکاری و حمایت مردم در مناطق و کشورهای دیگر استفاده می‌کند؛ از اعدام‌های وحشیانه تهدیدآمیز تا تطمیع و پخش پول، امکانات و تبلیغات.در ادامه تصاویری را از تبلیغات داعش در افغانستان مشاهده می‌کنید: ]]> افغانستان Fri, 19 Jun 2015 19:33:49 GMT http://mwfpress.com/vgldzj0o.yt059yl22fa6y.h.html اهداف و پیامدهای نشست شورای صلح افغانستان با طالبان http://mwfpress.com/vdcfcydj.w6dveagiiw.html جبهه جهانی مستضعفین - روزهای اخير هيأتی از شورای عالی صلح با نمايندگان طالبان و پاكستان در قطر گفتگو كردند. هر چند ابهاماتی در خصوص اين گفتگوها وجود داشت و با تكذيب طالبان روبه‌رو شد؛ اما با توجه به بيانيه طالبان، مبني بر سفر هیئت سیاسی طالبان افغانستان به‌رهبری "طیب آغا" به ایران، به نوعی حرکت به سوی گفتگوهای داخلی و منطقه‌ای با طالبان مشخص شد. به هر حال «عطاءالله لودین» معاون شورای عالی صلح افغانستان چند روز پيش مدعی شد كه یک هیئت ۲۰ نفره از افغانستان به قطر رفته و در روزهای یکشنبه و دوشنبه ۱۳ و ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، گفتگوهای مقدماتی را بر سر روند مذاکرات صلح با طالبان افغان آغاز کردند.البته طالبان افغانستان در ابتدا، اخبار رسانه‌ها مبنی بر آغاز مذاکرات صلح با دولت کابل مطرح شده را رد کرده و در همین رابطه با انتشار بیانیه‌ای اظهار داشتند: «کنفرانس تحقیقاتی دو روزه‌ای ‌در قطر در ۲ می ۲۰۱۵ میلادی، توسط «سازمان بین‌المللی پکواش» راه‌اندازی شده و از کشورهای مختلف در کنفرانس مذکور دعوت شده‌ بود. همچنین این سازمان بطور معمول همایش‌هایی در مورد مسائل جهانی در کشورهای مختلف برگزار می‌کند که در آن تحلیلگران، متخصصان و دیگر مقامات مهم کشورها دور هم جمع می‌شوند. قابل ذکر است که تمام شرکت‌کنندگان در این کنفرانس بطور «شخصی» شرکت می‌کنند و نماینده دولت و یا حزبی خاص نیستند. علاوه‌ بر آن از آنجایی که این همایش یک کنفرانس تحقیقاتی است، در نتیجه تمام شرکت‌کنندگان نظرات خود را در مورد مسائل و مشکلات موجود ارائه خواهند کرد. «امارت اسلامی افغانستان» نیز هیئتی هشت نفره را با سرپرستی «شیر محمد عباس استانکزی» به این کنفرانس فرستاده تا پیام مظلومانه ملت و مشکلات افغانستان را به جهانیان، مانند کنفرانس‌های فرانسه و ژاپن اعلام نمایند.» اما بعدا طالبان با انتشار بيانيه ديگر توسط «ذبیح‌الله مجاهد» سخنگوی رسمی طالبان افغانستان، سفر اين هيات به تهران را تاييد كرده و اعلام داشت كه هدف آنها از ایجاد دفتر سیاسی در قطر ارتباط با سایر کشورهای جهان است، به همین منظور از زمان ایجاد این دفتر اعضای آن سفرهای متعددی به سایر کشورها از جمله چین، استرالیا، آلمان، ژاپن و برخی دیگر از کشورها داشته‌اند. در اين مذاکرات نمایندگان طالبان در قطر، با دو نماینده حزب اسلامی نیز دیدار كرده‌اند. هر چند که چنين مذاکراتي گام مهمی برای شروع گفت‌وگوهای رسمی صلح مي‌باشد، اما معلوم نیست کسانی که از سوی طالبان در این مذاکرات شرکت كردند از سوي «ملاعمر» رهبر این گروه انتخاب شده باشند. واقعيت اين است كه تهاجم همه جانبه آمريكا و ناتو به افغانستان پس از حادثه يازده سپتامبر ۲۰۰۱، براي مبارزه با تروريسم و مشخصا نابودي القاعده و طالبان صورت گرفت، اما با گذشت ده سال از اين روند و افزايش بي‌سابقه تلفات نظامي نيروهاي خارجي و خسارات مادي ديگر، آمريكا با تغيير اهداف و راهبردهاي خود، به ويژه پس از روي كار آمدن باراك اوباما، سعي كرد با طرح مذاكره با طالبان، ضمن رهايي از ناكامي‌ها و شكست‌هايش در افغانستان، به نوعي زمينه براي خروج آبرومندانه از اين كشور را فراهم كند. در واقع تداوم جنگ آمريكا با تروريسم و حالت فرسايشي آن، موج مخالفت افكار عمومي در داخل افغانستان و آمريكا، عدم دستاورد مشخص ائتلاف نيروهاي بين‌المللي و ناتو در مبارزه با طالبان، تمايل شديد دولت حامد كرزي به آغاز پروسه صلح با طالبان، نقش دوگانه پاكستان در مواجهه با طالبان، سياست‌هاي اعلامي و اعمالي و مواردي از اين قبيل موجب تقويت ايده صلح در افغانستان شد.پيشينه مذاكرات دولت افغانستان با طالبانبارها دولت افغانستان آمادگی خود را برای مذاکره با طالبان اعلام نموده است و افتتاح دفتر طالبان در دوحه قطر در چندسال گذشته زمینه را برای مذاکرات آماده کرد؛ اما بنا به دلایلی این مذاکرات متوقف شد. با نگاهی به تاريخ تحولات سياسی و امنيتی افغانستان و بويژه تداوم بن‌بست نظامی و امنيتی، به تدريج ايده‌ها و ابتكارات مصالحه در اين كشور مورد استقبال قرار گرفت. هر چند زمزمه‌های مذاكره از حدود ۲۰۰۵ به بعد مطرح گرديد و به نوعی مذاكره صلح با طالبان در راهبرد دولت حامد كرزی قرار داشت، اما ۲۰۱۰ و عملا پس از تشكيل شورای عالی صلح به رياست مرحوم برهان‌الدين رباني، تلاش‌ها بطور جدی برای ايجاد تماس و مذاكره با طالبان آغاز شد و تا قبل از ترور رهبر اين شورا گفتگوها و مذاكراتی با نمايندگان طالبان انجام شد. هر چند كه در برخی مواقع اين گفتگوها به دليل اينكه مذاكره كنندگان از سوی طالبان، نماينده واقعی آنان نبوده، مورد ابهام يا تكذيب قرار می‌گرفت. طی اين سال‌ها مذاكرات صلح با طالبان در اجلاس‌های متعدد از نشست محرمانه كابل در مهر ۸۹ و اجلاس مالديو در آبان ۸۹، گرفته تا نشست‌های گوناگون نظير نشست لندن، نشست پاريس، اجلاس دبی و دوحه و ساير اجلاس‌ها، پيگيري شد و طی اين مدت فرماندهان و وزرای سابق امارت اسلامی طالبان در این مذاکرات شرکت کرده و‌ اكنون نيز رفت و آمد طالبان و مقام‌های دولت جديد افغانستان به منظور مذاکرات در مورد صلح در دوحه افزایش یافته است، اما اين تلاش‌ها دستاورد چندانی نداشته است. دولت وحدت ملی افغانستان بر مبنای روابط بسيار نزديك چين با پاكستان، از پكن خواسته است تا نقش ميانجی را بين افغانستان و پاكستان ايفا كند. دولت چين هم بنا بر درخواست دولت افغانستان در آوردن طالبان پای ميز مذاكره نقش مهمی داشت. راهبرد دولت جدید افغانستان برای مذاکره با طالبانهم دولت قبلی به رياست حامد كرزی و هم دولت وحدت ملی افغانستان به رياست دكتر اشرف‌غنی و دكتر عبدالله، تنها راه مصالحه و بازگرداندن امنيت در افغانستان را مذاكره صلح با طالبان دانسته و سعی می‌كنند بازيگران دخيل همانند پاكستان و عربستان سعودی و حتی چين را در حمايت و ميانجی‌گری از اين مذاكرات جلب كنند. حامد كرزی رئيس جمهور قبلی افغانستان، ۲۰ بار برای ترغیب پاكستان جهت ايجاد روند صلح به اسلام‌آباد سفر كرد، اما اين سفرها هيچ دستاورد ملموسي نداشت. اما دولت وحدت ملی افغانستان بر مبنای روابط بسيار نزديك چين با پاكستان، از پكن خواسته است تا نقش ميانجی را بين افغانستان و پاكستان ايفا كند. دولت چين هم بنا بر درخواست دولت افغانستان در آوردن طالبان پای ميز مذاكره نقش مهمی داشته است. حتی رسانه‌ها، نشست نمايندگانی از طالبان با مقام‌هاي دولت چين در ماه نوامبر ۲۰۱۴ را منتشر كردند. واقعيت اين است كه موانع‌ موجود بطور كامل برطرف نشده است؛ به اين معنی كه هم طالبان مذاكره صلح را به خروج كامل نيروهای آمريكایی و ناتو، تغيير قانون اساسی، تشكيل دولت موقت و انتخابات آزاد مشروط كرده بود و هم بازيگران دخيل رويكردهای متفاوت و گاه متعارضی از خود بروز می‌دهند. در هر صورت دولت وحدت ملی افغانستان با جديت خواهان گفتگو با طالبان و وارد كردن اين گروه شبه‌نظامی به عرصه سياسی است و مذاكرات بين گروه طالبان و دولت افغانستان به طور رسمی و حتی دوجانبه براي پايان بخشيدن به خشونت‌ها و ترور دنبال می‌شود و در كنار مذاكره با طالبان، رايزنی با شخصيت‌های مذهبی، ملی،‌ سياسی نيز افزايش يافته است. گفتنی است که وضعيت منطقه و رويدادهایی نظير زمزمه نفوذ داعش در افغانستان نيز آغاز گفتگوها ميان دولت افغانستان و طالبان را تسريع بخشيده است.طالبان هم اكنون در حال از دست دادن حاميان منطقه‌اي خود نظير پاكستان، قطر و عربستان است، بويژه كه عربستان سعودی و پاكستان احساس می‌كنند كه طالبان افغان اكنون با استقلال فكری و سياسی تصميم‌گيری می‌كند. دولت وحدت ملي به طور جدی روند مذاکرات با سران طالبان را برای دستیابی به یک توافق جامع دنبال می‌کند، آنچه که در این خصوص وجود دارد عدم مشارکت دادن گروههای سیاسی و حزبی افغانستان بویژه خانواده مجاهدین است که دکتر عبدالله در اظهارات اخیر خود اعلام کرد که تمام جناح‌های سیاسی و سران قومی و مذهبی در جریان این مذاکرات قرار خواهند گرفت و باید دیدگاه این جریانات به شکل جامع اخذ شود. به گفته دكتر عبدالله رئيس اجرایی افغانستان، جامعه مدنی و احزاب سياسی افغانستان نيز نگرانی‌های خاص خود را دارند و در اين راستا اعلام كرده‌اند كه مذاكرات قرار است در آينده‌ای نزديك بين دولت افغانستان و مقام‌های ارشد طالبان صورت بگيرد. از ديد جناح دكتر عبدالله، نبايد دستاوردهاي ۱۳ ساله دولت افغانستان و جامعه جهاني در زمينه تأمين آزادی بيان، حقوق بشر و ساير موارد از اين قبيل ناديده گرفته شوند. به هر حال وضعیت و شرایط منطقه از یکسو و تغییر معادلات بازی به طوری که غربی‌ها و حتي برخی از کشورهای منطقه به دنبال جایگزین كردن داعش به جای طالبان در افغانستان هستند از سوی ديگر بر حساسيت‌ها افزوده است. طالبان هم اكنون در حال از دست دادن حاميان منطقه‌ای خود نظير پاكستان، قطر و عربستان است. بويژه كه عربستان سعودی و پاكستان احساس می‌كنند كه طالبان افغان اكنون با استقلال فكری و سياسی تصميم‌گيری می‌كند و در تلاش است تا ارتباطات و گفتگوهايش با دولت جديد افغانستان را افزايش دهد. هم‌چنين عدم حمايت يا اطاعت بی‌چون و چرای طالبان از عربستان در انجام عمليات‌های انتحاری عليه شيعيان در افغانستان، موجب شده است تا عربستان سعودی كمك‌های مالی خود به اين گروه را كم كند در مقابل طالبان نيز نگاه تنفرآميز به آموزه‌هاي وهابی داشته و حتی با افكار وهابی و تكفيری عربستان ضديت كنند. این موضوع در کنار کمبود منابع مالی طالبان و ايجاد شكاف و حتی درگيری بين داعش و طالبان در افغانستان و حتي يارگيری داعش از طالبان، موجب شده است تا روند مذاکرات با طالبان شکل جدی‌تری به خود بگیرد. اكنون هم طالبان و دولت افغانستان و هم بازيگران موثر در مذاكره صلح با طالبان جدی هستند و به نظر می‌رسد اكنون سناريوی شكست آمريكا و ناتو در افغانستان برای طالبان، در حاشيه قرار گرفته و اكنون به دنبال راهی براي اثبات موجوديت خود و بقا در افغانستان است.راهبرد طالبان در مقابل دولت افغانستانطالبان افغان همواره شرط و شروطی را برای انجام مذاكرات خود با دولت افغانستان مطرح می‌كرد و اميدوار بود كه با خروج نيروهای خارجی از افغانستان، بتواند بار ديگر جغرافيای حضورش را در در مناطق مختلف افغانستان گسترش دهد و به همين جهت طی هفته‌های اخير حملات و تحركاتش را در جنوب و شمال افزايش داده و گاه به عمد يا سهو اين تحركات به داعش نسبت داده ‌می‌شود. اما آغاز سال ۲۰۱۵، پيروزی اشرف‌غنی احمدزی در انتخابات رياست جمهوری، تشكيل دولت وحدت ملی و از همه مهم‌تر امضای پيمان امنيتی كابل‌- واشنگتن و تا حدودی كاهش منابع مالی طالبان و حتی قطع كمك‌های مالی به طالبان از سوی عربستان سعودی و ... موجب شد تا زمينه‌های صلح با طالبان تسريع شود و به نوعی طالبان ضمن برگزاری نشست‌هایی در برخی كشورها بويژه دوحه و فعال‌سازی دفترش در قطر به نوعی از رويكرد نظامی به رويكرد سياسی تغيير موضع داده و در ساختار حاكميت افغانستان نفوذ كند؛ طرحی كه شورای عالی صلح و شخص اشرف‌غنی از آن حمايت می‌كنند. با اين حال به نظر نمی‌رسد طالبان از شروط خود بويژه تغيير قانون اساسي افغانستان و حتی خروج كامل نيروهاي خارجی از افغانستان دست كشيده باشد. به هر حال روند تحولات صحت و سقم چنين رويكردی را نشان خواهد داد و نمی‌توان انتظار داشت كه چالش متداوم و متراكم، در كوتاه مدت حل و فصل گردد، بويژه كه طالبان امروز، به نظر طالبان متكثر و چندپاره شده است و به احتمال زياد حتی پس از مصالحه با بخشی از طالبان، به دليل رويكرد متفاوت و گاه منافع متعارض بازيگران دخيل در افغانستان، برخی گروه‌های ديگر با اسامی ديگر در افغانستان فعال خواهند بود؛ به همين جهت نمی‌توان چشم‌انداز روشنی براي آينده اين كشور متصور بود. اما در پایان سخن آنچه كه مشخص است اين است كه تاريخ سياسی افغانستان طی دهه‌های گذشته همواره بر سيال و پرشتاب بودن تحولات اين كشور دلالت داشته است. جغرافيای سياسی و بازيگران همسو و متعارض افغانستان از يكسو و تاثير تحولات غرب آسيا بويژه عراق، سوريه و يمن بر اين كشور موجب شده است تا افغانستان بار ديگر در كانون توجهات بازيگران منطقه‌ای و بين‌المللی قرار گيرد؛ به اين معنی‌كه به نظر می‌رسد هم دولت وحدت ملی افغانستان و هم پاكستان و آمريكا سعی دارند تكليف مذاكره با طالبان را به سرانجام برسانند. اما شائبه فعالیت جريان ديگری (نظير داعش) در افغانستان و آن‌هم عمدتا در مناطق شمالی اين كشور وجود دارد که از مهم‌ترين اهداف حاميان داعش در افغانستان، رسوخ اين جريان تكفيری به آسيای مركزی و در نهايت ايجاد چالش امنيتی برای چين و روسيه است. بيش از دو دهه پيش در برخی برآوردهای اطلاعاتی نهادهای آمريكايی، "خلافت اسلامی"، پيش‌بينی و به نوعی پيش‌سازی شده بود. چنانچه آمريكا به تغيير سياست خود در قبال طالبان ادامه داده و مدعی است كه اگر اين گروه به منافع ما حمله نكنند تروريست نيستند و يا از طالبان به عنوان شورشی ياد می‌كند، اين خود بهترين نشانه براي تغيير رويكرد آمريكايی‌هاست؛ حتی اگر بپذيريم كه غربی‌ها در افغانستان به دنبال تقويت دولت مركزی و ثبات‌سازی هستند، اما هم‌چنان اهرم‌های فشار خود را حفظ خواهند كرد، منتهی يك بار توسط طالبان و بار ديگر احتمالا توسط داعش.به همين جهت تا زمانی‌که سرنوشت طالبان مشخص نشود، جريان ديگری امكان قدرت‌نمايی و حضور جدی نخواهد داشت؛ بويژه كه تفاوت ماهوی بين طالبان و داعش مشهود است و بومی بودن و قوم‌مداری طالبان كه عمدتاً از قوم پشتون هستند، امكان همسویی طالبان با داعش را كاهش می‌دهد، هر چند كه يارگيری از بدنه طالبان شروع شده و بيشتر تبليغ و بزرگ‌نمايی می‌شود. به هر حال اين احتمال وجود دارد كه بخشی از طالبانی كه موافق مذاكره هستند در ساختار دولت جديد افغانستان مشاركت داده شوند و بخش ديگر به اقدامات خود هم‌چنان ادامه بدهند و يا زير پرچم داعش فعاليت كنند. با توجه به اين مطالب و ديدگاه نظری، به نظر می‌رسد راهبرد ساختاری دولت وحدت ملی به رهبری اشرف‌غنی همانند دولت گذشته، بر مذاكره با صلح می‌باشد و اين در حالی‌ست كه طالبان هم‌چنان معتقد به اشغال افغانستان توسط نيروهای خارجی است و بر اين باور تأكيد می‌كند كه آمريكا و غرب برای ادامه حضورشان، می‌خواهند داعش را نفوذ و تقويت كنند. هم‌چنين بايد گفت كه از ديد طالبان تا زمانی‌كه نيروهای بيگانه به‌طور كامل از افغانستان خارج نشوند، مبارزه با آنان ادامه خواهد داشت. بالاخره چندين دهه جنگ و خونريزی در افغانستان بويژه پس از حمله آمريكا به افغانستان كه منجر به فروپاشی طالبان گرديد، به هر حال هم دولت افغانستان و هم طالبان افغان به اين نتيجه رسيده‌اند كه جنگ بی‌انتها در اين كشور منجر به پيروزی نخواهد شد و به همين جهت راه‌حل مذاكره و سهم‌خواهی را در دستور كار خود قرار داده‌ و تجربه جديدی را به نمايش گذاشته‌اند، هر چند كه چنين رفتار‌هایی مسبوق به سابقه می‌باشد، ولی چشم‌انداز جدی و روشنی برای آن متصور نيست. به اين خاطر كه بازيگران افغانستان، از تنوع و تضاد راهبردی پيروی می‌كنند و اين بازيگران علی‌رغم اعلام حمايتشان از روند مذاكرات، حاضر به مصالحه ملی نيستند. اما به هر حال مذاكره با طالبان و تداوم گفتگو‌ها، تجربه‌ای است كه اگر درست مديريت شود، می‌تواند چارچوب‌های جديدی از بازی سياسی و امنيتی در افغانستان را شكل دهد.منبع: اندیشکده تبییننویسنده: اسماعیل باقری/ کارشناس مسائل افغانستان و پاکستان ]]> افغانستان Tue, 26 May 2015 12:25:50 GMT http://mwfpress.com/vdcfcydj.w6dveagiiw.html متغیرهای تأثیرگذار در همراهی افغانستان با عربستان علیه یمن http://mwfpress.com/vdcds90o.yt0o56a22y.html جبهه جهانی مستضعفین - پس از تشکیل ائتلاف نظامی و حمله عربستان سعودی به یمن با هدف مبارزه و برخورداری هرگونه حق تعیین سرنوشت مردم مسلمان این کشور و مقابله با حق متوازن و مشروع حوثی‌ها جهت مشارکت در قدرت سیاسی، دفتر ریاست جمهوری افغانستان با انتشار اعلامیه‌ای، ضمن اعلام حمایت از ائتلاف مذکور، اظهار نمود که با تمام نیرو در دفاع از سرزمین مقدس حرمین شریفین در کنار عربستان سعودی و در کنار دولت و مردم برادر و مسلمان این کشور، در صورت بروز هر نوع تهدید قرار دارد. با این‌حال، دولت افغانستان تأکید کرده است که این کشور با درک تجارب تلخ و ناگوار از عواقب جنگ و ناامنی، طرفدار راه­ حل صلح‌آمیز بحران در یمن است و از تمامی کشورهای اسلامی و رهبران­شان می‌خواهد که از طریق همکاری با سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان ملل متحد در این راستا تلاش نمایند.اعلام این موضع‌­گیری از جانب افغانستان این سؤال را به ذهن متبادر می­‌سازد که چرا این کشور از موضع عربستان در قبال تشکیل ائتلاف نظامی و حمله به یمن حمایت نمود؟ برای پاسخ به چرایی اعلام حمایت دولت افغانستان از عربستان در حمله نظامی به یمن می‌­توان به تأثیر متغیرهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی، برداشت شخص تصمیم­ گیرنده که در این رابطه نقش‌­آفرینی می­‌نمایند، اشاره کرد؛ بدین معنا که کابل با توجه به این متغیرها از ائتلاف حمله به یمن به رهبری ریاض حمایت نموده است. ۱- متغیر سیاسی: با توجه به رابطه دیرینه عربستان و افغانستان و نگاه دولت­‌مردان افغان به همتایان سعودی خود، اعلام حمایت کابل از ائتلاف به رهبری ریاض را می‌­توان با هدف بهره‌برداری سیاسی از این موضع­‌گیری تبیین نمود؛ یعنی دولت افغانستان با اعلام این حمایت خواهان این است که بگوید نه تنها در بازی که عربستان در یمن به راه انداخته است، نقش انزوا را برنگزیده است بلکه در پی ایفای نقش بازیگر فعال در این خصوص می­‌باشد. احتمالاً سیاست­مداران افغانِ طرفدار حمایت از ائتلاف در این اندیشه باشند که در صورت عدم حمایت از عربستان، بایستی هزینه سیاسی این اقدام را در شکل انزوای سیاسی تحمیلی از جانب ریاض متحمل شوند، لذا اتخاذ رویکردی حمایت­‌گرایانه را ترجیح می‌­دهند. ۲- متغیر امنیتی: در خصوص نقش متغیر امنیتی در اتخاذ اعلام سیاست حمایت از حمله عربستان به یمن توسط افغانستان می­‌توان به وجود چالشی عمده به نام طالبان و نقش پاکستان اشاره نمود. از زمان آغاز اقدامات و فعالیت طالبان در افغانستان تاکنون، همواره شاهد بروز ناامنی و بی‌­ثباتی در این کشور بوده‌­ایم. دولت­‌مردان افغان بر این امر واقفند که آبشخور اعتقادی، مالی و سیاسی طالبان، عربستان سعودی است. در حقیقت، سیاست‌مداران افغان با عنایت به سابقه دیرینه روابط میان عربستان و طالبان بر این باورند که آن­چه فرآیند صلح با طالبان می­‌خوانند، در نهایت، از طریق میانجی­‌گری و هماهنگی­‌های صورت گرفته با عربستان به سرانجام خواهد رسید. این یک واقعیت است که شاهزاده‌های سعودی، بزرگ‌ترین منبع تمویل طالبان بگونه مستقیم و از طریق سرویس اطلاعات داخلی پاکستان (آی.اس.آی) می‌باشند. این­ها حتی به میزان بیشتری از درآمد و عواید طالبان ناشی از فروش مواد مخدر، به حمایت مالی از طالبان می‌­پردازند. بر اساس همین واقعیات بود که حامد کرزای، رئیس جمهور پیشین افغانستان، دو بار از عربستان درخواست میانجی­‌گری میان دولت افغانستان و شورشی­‌های طالبان را مطرح نمود؛ یک­بار در زمان افزایش شورش‌­ها در سال ۲۰۰۶ و دومین بار هم زمانی که امریکا اعلام کرد قصد خروج از افغانستان در ۲۰۱۴ را دارد، چرا كه از نگاه دولت كابل، با توجه به روابط گذشته طالبان و رياض، نقش و جایگاه معنوي عربستان در بين رهبران طالبان، هر گونه ميانجي­‌گري رياض در مقام مقايسه، مي­‌تواند مفيدتر از كشورهاي دیگر باشد. هم­چنین، با توجه به اینکه افغان­‌ها، پاکستان را مسوول اصلی بروز ناامنی­‌ها و حوادث تروریستی در کشورشان می‌­دانند، درصددند با توجه به روابط نزدیک عربستان با پاکستان و توان تأثیرگذاری ریاض بر اسلام‌­آباد، سیاست­‌مداران سعودی را مجاب به اِعمال فشار بر پاکستان جهت تغییر سیاست­‌های خود در قبال افغانستان نمایند. بنابراین حل معضل امنیتی به نام طالبان به خصوص در زمانی­که زمزمه‌­هایی مبنی بر حضور عناصر و حامیان داعش (که اتفاقاً این گروه نیز از حمایت عربستان برخوردار می­باشد) در این کشور شنیده شده است و هم‌­چنین احتمال فشار عربستان بر پاکستان در جهت تغییر سیاست­‌هایش در قبال افغانستان، در اعلام حمایت کابل از ریاض قابل طرح می‌­باشد. ۳- متغیر اقتصادی: در خصوص نقش متغیر اقتصادی در جانب­داری افغانستان از حمله عربستان به یمن بایستی گفت که با توجه به ضعف زیرساختی، فساد، میزان نامناسب درآمد و رفاه، نرخ بالای بیکاری و فقر و قاچاق در افغانستان، این کشور نیازمند کمک‌­های مالی خارجی می­‌باشد. در این میان، عربستان سال­‌هاست که به ایفای نقش حامی مالی افغانستان پرداخته است و توانسته است از طریق ارسال همین کمک­‌ها، نفوذ خود را در این کشور گسترش دهد. به عنوان مثال، عربستان بین سال­های ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۶ مبلغ ۴۹ میلیارد دلار به افغانستان با هدف بهبود وضعیت اقتصادی و توسعه این کشور کمک ارسال نموده است. هم­چنین مقامات عربستان تعهد به ارسال حدود ۴۲۹ میلیون دلار به افغانستان نمودند. هم­چنین، ریاض در پروژه­های بازسازی و زیرساختی افغانستان، ساخت بیمارستان و مدرسه مشارکت دارد. با توجه به این شرایط، اکنون دولت افغانستان با هدف بهره‌­مندی بیشتر از کمک‌­های سعودی، اقدام به اعلام حمایت از عربستان در حمله به یمن نموده است. ۴- متغیر فرد: بایستی در نظر داشت که به موازات متغیرهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی، می‌­توان نقش متغیر فرد و برداشت شخص تصمیم­گیرنده را نیز در اتخاذ تصمیمات سیاسی مورد توجه قرار داد. از نظر سطح تحلیل فردی، شخص اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان با قومیتی پشتون و سنی مذهب، دیدگاه مثبت و روابط نزدیکی با عربستان دارد و این برداشت می‌­تواند تأثیر بسزایی در اتخاذ تصمیمات وی در عرصه سیاست خارجی از جمله در قبال اقدامات عربستان در یمن داشته باشد. بازتاب داخلی مواضع افغانستان در قبال یمن، سوال فرعی است که در ارتباط با حمایت افغانستان از ائتلاف نظامی به رهبری عربستان مطرح می­‌گردد. به محض اعلام موضع‌­گیری حمایت افغانستان از حمله نظامی عربستان به یمن، انتقادهای فراوانی در میان مقامات عالی حکومت، جامعه مدنی و مردم افغانستان مطرح گردید. به عنوان مثال، دکتر عبدالله عبدالله، رئیس امور اجرایی حکومت وحدت ملی در همین ارتباط اعلام نمود: "کابل هرگز از ائتلاف نظامی به رهبری عربستان در جنگ جاری در یمن پشتیبانی نمی‌کند. اگر حرمینِ شریفین یا قبله‌ مسلمانان تهدید شود، افغانستان با تمامی قوت در کنار عربستان سعودی می‌ایستد اما این به معنای حمایت از نبرد در یمن نیست. با توجه به اینکه افغانستان خود از جنگ و پیامدهای آن رنج می‌­برد ما خواهان حل صلح‌­آمیز این مسأله هستیم"[i]. محمد محقق، معاون دوم رئیس اجرایی، اعلام کرد: "حمایت کاخ ریاست‌ جمهوری افغانستان از ائتلاف نظامی عربستان سعودی و متحدینش علیه یمن برخلاف توافقی است که در شورای امنیت ملی این کشور صورت گرفته بود".[ii] او حمله‌های نظامی عربستان سعودی به یمن را قانون‌شکنی جهانی خواند و خواستار توقف فوری این حمله‌ها توسط ریاض شد. در مجموع این اعتقاد در داخل افغانستان وجود دارد که اساس تشکیل حکومت وحدت ملی در این کشور، هم­‌دلی و هم‌­فکری میان دولت­‌مردان و هم­چنین دولت و ملت در کنار هم می­‌باشد و بر این اساس، بایستی تصمیم­گیری­ها و برنامه­‌ها بر اساس خواسته­‌های متن جامعه انجام شود و با مردم نیز مشورت صورت پذیرد و از آن­ها نظرخواهی به عمل آید.موضع‌­گیری افغانستان و تأثیر آن بر روابط تهران – کابل پس از اعلام موضع‌­گیری افغانستان در حمایت از حمله عربستان به یمن و با توجه مجاورت جغرافیایی افغانستان با ایران و هم­چنین روابط دیرینه دو کشور، سوال دیگری به ذهن متبادر شود که این موضع‌­گیری افغانستان چه تأثیری بر روابط تهران – کابل خواهد گذاشت؟ در پاسخ بایستی گفت که ایران در طول سال­‌های گذشته، همواره تلاش کرده است که مانع از بروز جنگ‌­های داخلی و بی‌­ثباتی در افغانستان شود و در این زمینه با جامعه بین‌­المللی برای مبارزه با طالبان و یافتن راه حل سیاسی برای حل بحران افغانستان همکاری نموده است. ایران مکرراً اعلام کرده است که حامی حکومت مشروع و منتخب مردم در افغانستان می­باشد؛ در عرصه اقتصادی؛ ایران در نشست‌های بين­‌المللي كمك به بازسازي افغانستان، با اعلام تعهد كمك به بازسازی اين كشور، همواره به ‌ايفای نقش مؤثر خود در تثبيت امنيت و توسعه اقتصادی و بازسازی افغانستان تأكيد كرده و اقدام به ارسال انواع کمک در بخش­‌های تأسيسات زيربنايي، خدمات فنی و آموزشی و كمك نقدی به دولت كابل جهت بازسازی این کشور نموده است. هم­چنین، حضور حدود ۲ میلیون پناهنده افغانی در ایران و وجود زبان مشترک فارسی میان دو کشور، دامنه روابط طرفین را بسیار گسترده و عمیق نموده است که بلاشک کلیت آن، تحت تأثیر عوامل و موضع­گیری­های زودگذر قرار نخواهد گرفت. با توجه به این واقعیت که عربستان پس از ناکامی‌­های پیاپی در مسائل منطق‌ه­ای از جمله موضوع هسته‌­ای ایران، سوریه، عراق، لبنان و ... درصدد است از طریق ایجاد اتحاد موسوم به اتحاد سنی در اطراف ایران، با آن­چه ظهور و گسترش قدرت منطقه‌­ای ایران می­‌خواند، مقابله نماید؛ در حالی‌که این خود ریاض است که با دخالت­ در بحرین، یمن، سوریه، عراق، لبنان، افغانستان، پاکستان و ... می­‌خواهد به عنوان قدرت برتر منطقه شناخته شود. بر این اساس، سیاست­‌مداران افغانی باید بدانند این تفسیر که اگر افغانستان از ائتلاف حمله به یمن حمایت ننماید، هزینه آن را در شکست پروسه صلح در این کشور و تحمیل انزوای سیاسی و کاهش محسوس کمک اقتصادی از جانب عربستان متحمل خواهد گردید، اشتباه است؛ چراکه اولاً، در شرایطی روی نقش عربستان در پروسه صلح افغانستان مانور داده می‌­شود که خود عربستان اصلی­‌ترین حامی گروه‌های تروریستی حاضر در افغانستان است و با توجه به راهبردی که سعودی برای مقابله نفوذ رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران در منطقه از طریق حمایت از گروه‌های افراطی تروریستی برگزیده است و مدارس مذهبی متعددی را با هدف تربیت تروریست­‌های افراطی دایر کرده است، بسیار بعید به نظر می­‌رسد که با صرف اعلام حمایت دولت افغانستان از ائتلاف ضد مردم یمن، از راهبرد و استراتژی تروریسم پروری خود در منطقه از جمله در افغانستان به این راحتی دست بردارد. ثانیاً، افغانستان با اعلام حمایت از حمله سعودی به یمن که در واقع با هدف کشتار شیعیان حوثی و گسترش فرقه‌­گرایی توسط ریاض در منطقه صورت پذیرفته است، بایستی نگران بروز درگیری­‌های فرقه­‌ای در افغانستان با توجه به حضور برخی عناصر داعش در این کشور باشد. آتش جنگ فرقه‌­ای که اگر روشن شود، با توجه به تجربه تلخ جنگ­‌های داخلی افغانستان، طومار دولت وحدت ملی را در این کشور بهم پیچیده و سال­‌های سال زندگی افغان‌­ها را با خاک یکسان کند.نویسنده: زهرا محمودی، دکتری روابط بین الملل منبع: اندیشکده تبیین ]]> افغانستان Tue, 05 May 2015 11:29:05 GMT http://mwfpress.com/vdcds90o.yt0o56a22y.html اعتراف انگلیسی‌ها به کشتار اشتباهی 186 شهروند و تخریب 40 هزار خانه در افغانستان http://mwfpress.com/vdci3qap.t1aqw2bcct.html به گزارش جبهه جهانی مستضعفین، نیروهای انگلیس طی ۸ سال حضور خود در افغانستان، ۱۸۶ شهروند افغانی را اشتباها به قتل رسانده‌اند.سایت خبری "المصری الیوم" در این‌باره گزارش داد؛ وزارت دفاع انگلیس ضمن انتشار این خبر اذعان کرد: بیشتر قربانیان، کودکان و زنان و کهنسالان بوده‌اند.قربانیان در نتیجه تبادل آتش بین نیروهای انگلیسی و جنبش طالبان، حملات هوایی و توپخانه‌ای و یا اشتباه گرفته شدن با نیروهای طالبان به قتل رسیده‌اند.طبق آمار به دست آمده، ۴۰ شهروند افغانی تنها طی یک حمله انگلیسی‌ها در سال ۲۰۰۷ کشته شده‌اند.اسناد منتشره توسط روزنامه "ساندی پیپل" انگلیس نشان می‌دهد، وزارت دفاع انگلیس به خانواده مقتولان، مبلغ ۳ هزار پوند پرداخت کرده است؛ این مبلغ در مقابل دیه‌ای که به شهروندان خود می‌پردازد، مبلغ بسیار ناچیزی است.طبق این اسناد، ۴۰هزار خانه نیز طی حملات نیروهای انگلیسی در افغانستان ویران شده یا خسارت دیده‌اند.گفتنی است آمار واقعی جنایات انگلیس در افغانستان ممکن است با آمار رسمی بسیار متفاوت باشد؛ سال‌ها اشغال افغانستان توسط آمریکا و انگلیس به بهانه مبارزه با تروریسم، نتیجه‌ای جز ویرانی، آوارگی، ناامنی، قتل و کشتار زنان و کودکان، وابستگی بیشتر به غرب، خدشه‌دار شدن استقلال و حیثیت افغان‌ها، افزایش تولید مواد مخدر و... نداشته است. ]]> افغانستان Mon, 05 Jan 2015 08:03:59 GMT http://mwfpress.com/vdci3qap.t1aqw2bcct.html طولانی‌ترین جنگ قرن به روایت تصویر http://mwfpress.com/vgldjf0s.yt0kjyl22fa6y.h.html به گزارش جبهه جهانی مستضعفین، یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های تاریخ، روز یکشنبه گذشته به ظاهر با خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان به شکل رسمی پایان یافت.در ادامه تصاویر رویترز را از سال‌های اشغال افغانستان توسط نیروهای آمریکایی و ناتو مشاهده می‌کنید: ]]> افغانستان Tue, 30 Dec 2014 07:35:17 GMT http://mwfpress.com/vgldjf0s.yt0kjyl22fa6y.h.html شهید برهان‌الدین ربانی از زبان رایزن فرهنگی افغانستان در ایران http://mwfpress.com/vdcd9s0s.yt0zx6a22y.html محمدافسر ره‌بین، رایزن فرهنگی افغانستان در ایران، هم‌زمان با سومین سالگرد شهادت برهان‌الدین ربانی، طی گفتگو با جبهه جهانی مستضعفین در خصوص شخصیت و فعالیت‌های این شهید گفت: "پروفسور ربانی یکی از بنیان‌گذاران نهضت اسلامی در افغانستان بود همچنین یکی از رهبران جهاد مقاومت که سه سال پیش توسط تروریست‌ها به شهادت رسید. وی در روزگار جهاد و در زمان اشغال شوروی سابق بیشترین نقش را در بسیج نیروهای مردمی بر ضد تجاوزگران داشت. بعد از پیروزی مجاهدین در کابل اولین رییس جمهوری افغانستان بود و زمانی‌که سران مجاهدین گردهم آمدند حاضر شدند قدرت را به صورت مسالمت‌آمیزی به وی واگذار کنند." تلاش شهید ربانی برای نشان دادن خطر طالبانیسم برای کل جهان این نویسنده و شاعر نام‌آشنای افغانستان در ادامه با اشاره به فعالیت این شهید در مقابله با طالبان و جریان‌های افراطی اسلامی افزود: "جبهه متحد افغانستان بعد از استیلای طالبان در افغانستان به وجود آمد و شهید برهان‌الدین ربانی مسئولیت دولت اسلامی را به عهده داشت و یکی از پایه‌گذاران این جبهه بر ضد طالبان بود. همچنین شهید احمدشاه مسعود که از فرماندهان مشهور افغانستان بودند با همدلی و هم‌سویی شهید ربانی جبهه متحد ملی را ایجاد کردند. شهید ربانی در طی ۶ سال فعالیت‌های مختلفی بر ضد طالبان داشت. او تلاش می‌کرد تا به جهان ثابت کند که طالبان فقط دشمن مردم افغانستان نیست، بلکه تهدیدی برای همه دنیا است. در سال ۱۳۸۰، شهید شاه مسعود در سفرش به فرانسه، این موضوع را که تروریسم طالبانی تهدیدی برای جهان است را مطرح کرد ولی جوامع بین‌المللی توجهی نکردند." از مبارزه با طالبان تا ریاست شورای عالی صلح افغانستان رایزن فرهنگی افغانستان در خصوص فعالیت شهید برهان‌الدین ربانی برای ایجاد وحدت در افغانستان و حتی وحدت در جهان اسلام بیان داشت: "نهضت اسلامی که توسط شهید ربانی و برخی دیگر ایجاد شد تلاشی برای ایجاد وحدت در جهان اسلام بوده است. شهید ربانی ۵ الی ۶ سال هم در جنگ مستقیم با طالبان حضور داشت؛ ولی برای ایجاد وحدت، ریاست شورای عالی صلح افغانستان را پذیرفت تا این اتحاد در جامعه اسلامی ایجاد شود و تعامل اسلامی برقرار باشد." قرائت‌های اشتباه از دین به طالبان و داعش می‌انجامد وی در پایان درباره اینکه چرا عده‌ای به دنبال حذف فیزیکی امثال شهید ربانی هستند افزود: "این موضع باید آسیب‌شناسی شود. دیدگاه‌های ما نسبت به دین باید به‌روز شود. باید اعتدال داشته باشیم؛ ولی متأسفانه برخی سازمان‌هایی که به اسم اسلام در حال فعالیت هستند، قرائت‌های اشتباهی از اسلام دارند مثلا تحریم دانش برای زنان یا تحریم مکتب. این چنین می‌شود که گروهک‌هایی مثل طالبان در افغانستان یا داعش در خاورمیانه به‌وجود می‌آیند. این گروهک‌ها نمی‌ توانند افرادی مثل شهید ربانی را بفهمند. تا زمانی که به این تعامل نرسیم این گروهک‌ها و حرکت‌های تروریستی آنها سر جای خود باقی هستند." ]]> افغانستان Sat, 20 Sep 2014 12:26:56 GMT http://mwfpress.com/vdcd9s0s.yt0zx6a22y.html