پایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین - آخرين عناوين شهدای جهان اسلام :: نسخه کامل http://mwfpress.com/fa/NGO_topic/Islam-World-Martyrs Mon, 16 Feb 2015 13:28:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://mwfpress.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین http://mwfpress.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نامپایگاه اطلاع رسانی جبهه جهانی مستضعفین آزاد است. Mon, 16 Feb 2015 13:28:13 GMT شهدای جهان اسلام 60 ایادمحمدنایف الحردان http://mwfpress.com/vdcdf90f.yt0fk6a22y.html ============================= تاریخ تولد:۱۳۵۳محل تولد: عرابه _ جنین تاریخ شهادت:۱۳۸۰محل شهادت: جنین طول مدت حیات: ۲۷ سال=============================زندگینامهایاد محمد نایف الحردان در سال ۱۹۷۴(۱۳۵۳) در عرابه جنین به دنیا آمد. او در سنین جوانی به عضویت جنبش جهاد اسلامی فلسطین درآمد تا مانع حضور اشغال گران در کشورش باشد.ایاد برای اشغال گران از فلسطین از هیچ تلاشی فروگذار نکرد اما انگار تقدیر بر آن بود که او پرواز کند به سوی نور.نایف الحردان در نزدیک مقر فرماندهی امینی فلسطین در جنین هنگام تردد در خیابان در کنار یک تلفن عمومی بر اثر انفجار بمب در تاریخ ۵/۴/۲۰۰۱ (۱۳۸۰) در سن ۲۷ سالگی به شهادت رسید. منبع sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Mon, 04 Nov 2013 07:09:33 GMT http://mwfpress.com/vdcdf90f.yt0fk6a22y.html ایاداحمدیوسف صوالحه http://mwfpress.com/vdcay6n6.49n6y15kk4.html ============================= تاریخ تولد: ۱۳۵۳محل تولد: کفر راعی_ جنین تاریخ شهادت: ۱۸/۰۸/۱۳۸۱محل شهادت: کفرراعی_ جنین طول مدت حیات: ۲۸ سال==============================زندگینامهایاد احمدصوالحه در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) به دنیا آمد، او از اهالی جنین و فرمانده سرایاالقدس از شاخه نظامی جنبش جهاداسلامی بود. او پس از شهادت محمود طوالبه در اردوگاه جنین این مسئولیت را پذیرفت و چند عملیات شهادت طلبانه را در داخل مناطق اشغالی و در عمق استحکامات امنیتی رژیم صهیونیستی اجرا نمود. صوالحه با عملیات الخضیره ۱۴ سربازان اسرائیلی را به هلاکت رساند و ده ها تن از آنان را مجروح ساخت. سازمان امنیتی صهیونیستی پس از کشف خودرویی حامل بیش از ۶۰۰ کیلوگرم مواد منفجره در چهارراه "مجدو" اعلام نمود، این کار توسط ایاداحمد طراحی گشته است.مزدوران اسرائیلی با این اتهام خواهر و برادر صوالحه را بازداشت کردند، و بعد از مدت کوتاهی در تاریخ ۹/۱۱/۲۰۰۲ (۱۸/۸/۱۳۸۱) در ماه مبارک رمضان در حالی که همسر وی را به عنوان گروگان در دست داشتند، خانه او را محاصره نمودند و بعد از ساعت ها مبارزه در ساعت ۵ بامداد توانستند، او را در سن ۲۸ سالگی به شهادت برسانند. ایاداحمد آن شب با افتخار در مقابل صهیونیست ها ایستاد و با غرور بدون این که حتی برای لحظه ای تسلیم آن ها شود، بر بال ملائک به آسمان زیبای شاهدان محشر الهی پرگشود.شهادتساعت ۱:۳۰ دقیقه بامداد بود سربازان اسرائیلی وارد خانه کمیل شدند و پس از بازرسی منزل مسکونی وی خاله ی او را به عنوان سپر انسانی با خود بیرون بردند. در همین لحظه زنی را در خیابان دستگیر نمودند و به او گفتند با بلندگو به همسرش اطلاع دهد اگر خودرا تسلیم نکند او را شکنجه خواهند داد مردم به زن نگاه کردند او همسر ۱۹ ساله ی ایاداحمدصوالحه بود مریم ابتدا نپذیرفت اما در اثر فشار صهیونیست ها بلندگو را در دست گرفت صوالحه بدون هیچ عکس العلمی در خانه ماند. بلدوزر بخشی از دیوار خانه را ویران نمود مریم به آسمان نگریست یک چرخ بال و یک هواپیما بالای سر آن ها بود نظامیان اسرائیلی سعی کردند به خانه نزدیک شوند اما ایاد سه تن از آنان را مجروح ساخت مریم نگاهی به خانه انداخت و برای چند لحظه به فرزندی که در رحم داشت فکر کرد ۴۰ خودروی سنگین زرهی، صدها سرباز پیاده، ۳ بلدوزر و ۲ چرخبال همسرش را احاطه کرده بودند. بغض سنگینی در گلویش نشست ایاد احمد تا ساعت ۵ صبح مقاومت نمود سربازان اسرائیلی از ورود به خانه ابا داشتند. به دستور فرمانده چند سنگ آموزش دیده را به داخل ساختمان فرستادند و پس از اطمینان از شهادت او پیکرش را به بیرون از ساختمان انتقال دادند مریم هنوز باور نداشت اشک امانش را برید سربازان آخرین خشابهای خود را بر پیکر صوالحه خالی کردند سپس مریم را در یکی از بازداشتگاه های اسرائیلی زندانی نمودند. به گفته ی شاهدان عینی او در معرض شدید ترین شکنجه های روحی و جسمی قرار دارد. منبع sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Sun, 27 Oct 2013 10:33:13 GMT http://mwfpress.com/vdcay6n6.49n6y15kk4.html اکرم عقیلان http://mwfpress.com/vdcdks0f.yt0zk6a22y.html ============================= محل تولد: اردوگاه الشاطی تاریخ شهادت: ۲۳/۱۱/۱۳۸۳ محل شهادت: حی الشجاعیه ============================= زندگینامه عقیلان از اهالی اردوگاه الشاطی بود، او در جرگه افراد گروهان های قدس به شمار می رفت. او نماز صبح را خواند و سفر شهادت را آغاز کرد. به شجاعیه رفت تا با اشرار بجنگد. او رفت تا به کاروان شهدای فلسطین بپیوندد. در روز یازدهم فوریه سال ۲۰۰۴ (۲۳/۱۱/۱۳۸۳) نیروهای اشغال گر رژیم صهیونیستی "حی الشجاعیه" را مورد حمله قرار دادند. در همین زمان اکرم عقیلان همراه با یارانش به مقابله صهیونیست ها پرداخت تا این که به فیض عظیم شهادت نایل آمد. عقیلان به حنظله آن صحابی پیامبر (ص) اقتدا کرد که در شب ازدواجش همسرش را ترک کرد تا با دشمن بجنگد و آنقدر جنگید تا به دیدار پروردگار شتافت و ملائکه او را غسل دادند.منبع: sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Mon, 14 Oct 2013 06:15:38 GMT http://mwfpress.com/vdcdks0f.yt0zk6a22y.html محمد عبود المالکی http://mwfpress.com/vdcd.z0n2yt059a26y.html =============================محل شهادت: سوریه - دمشقسن هنگام شهادت: 27 سالتاریخ شهادت: 1392=============================شهادت جمعه  27 اردیبهشت ماه 1392 در میان فریادهای "مرگ بر آل سعود و مرگ بر قطر " ، " لبیک لبیک یا زینب" و "الله اکبر" اهالی بصره دو شهید دیگر که برای دفاع از مرقد حضرت زینب (سلام الله علیها) به سوریه رفته بودند را تشییع کردند.این دو شهید "محمد عبود المالکی"(۲۷ ساله) و "حسن علی فرهود" ( ۳۲ ساله ) نام داشتند. در مراسم تشییع صدها نفر از اهالی مناطق مختلف بصره و مسئولان استان و نظامیان ارتش شرکت داشتند."عبود عباس المالکی" پدر شهیدان "محمد و حسن عباس المالکی" در سخنانی گفت: فرزندانم عضو گردانهای "سید الشهدا" بودند که برای دفاع از حرم خانم زینب (سلام الله علیها) به پا خواستند و در این راه جان خود را تقدیم کردند.پس از برگزاری مراسم تشییع این دو شهید در بصره، پیکر شهید "المالکی" به سوی نجف و پیکر شهید " فرهود" به سوی بغداد منتقل شد تا در آرامگاه ابدی شان به خاک سپرده شوند.شایان ذکر است که بصره، چندی پیش نیز، پیکر اولین شهید خود به نام " ضیاء مطشر العیساوی" را در میان سیل جمعیت مردمی تشییع نمود.منبع: شیعه نیوز ]]> شهدای جهان اسلام Sun, 29 Sep 2013 11:17:19 GMT http://mwfpress.com/vdcd.z0n2yt059a26y.html انور محمود حمران http://mwfpress.com/vdcd.f0n2yt0xza26y.html ===============================تاریخ تولد: ۱۳۵۱محل تولد: نابلس تاریخ شهادت: ۲۱/۰۹/۱۳۷۹محل شهادت: نزدیک دانشگاه آزاد قدس طول مدت حیات: ۲۸ سال================================زندگینامهانور محمود حمران متولد سال (۱۳۵۱) ۱۹۷۲ ميلادي شهر نابلس فلسطین بود. او در رشته‌ی داروسازی فارغ التحصیل شد و در دفتری کوچک جنب دانشگاه قدس در نابلس فعالیت داشت، اما در پوشش کاری و حیطه فعالیت خود در واقع حلقه ارتباطی نیروهای مجاهد جهاد اسلامی در داخل و خارج فلسطین بود.حمران در تعدادی از عملیات های ضد صهیونیستی شرکت داشت از جمله عملیاتی که در شهرک صهیونیست نشین عرابه که منجر به درهم شکستن صفوف سربازان، افسران و شهرک نشینان و مجروح شدن تعدادی از آنان شد.وی عضو سرایا القدس شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی فلسطین بود و بارها به جرم شرکت در عملیات ضد صهیونیستی بازداشت شد و در زندان شکنجه گشت.سرانجام انور صبح روز یازدهم دسامبر سال۲۰۰۰ (۲۱/۹/۱۳۷۹) از ایام ا... ماه مبارک رمضان در سن ۲۸ سالگي به شهادت رسید. اشغالگران صهيونيستي پس از شهادت او از روي کوه جرزيم ۱۹ گلوله بر پیکر بی جانش شلیک کردند. منبع:sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Sun, 22 Sep 2013 09:03:34 GMT http://mwfpress.com/vdcd.f0n2yt0xza26y.html انور محمد العطوی http://mwfpress.com/vdch.zn6t23nmiftd2.html =============================تاریخ تولد: 1358محل تولد: حی التفاح _ غزه تاریخ شهادت: 1384محل شهادت: کنار داروم طول مدت حیات: ۲۶ سال=============================زندگینامهانور محمد العطوی در بیست و پنجم ژوئن سال ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۸ه.ش) در حی التفاح واقع در شهر غزه دیده به جهان گشود. وی سومین فرزند خانواده بود و ۵ خواهر داشت. آموختن علم را همانند دیگر کودکان آغاز کرد و بعد از اخذ مدرک دیپلم در دبیرستان "حی التفاح" به دانشگاه الازهر غزه راه یافت و در رشته حسابداری تحصیل نمود.العطوی از طفولیت نماز می خواند و پیوسته قرآن را قرائت می کرد. در عنفوان جوانی به جنبش جهاد اسلامی فلسطین درآمد و در عملیات های بسیاری شرکت کرد. پس از مدتی به گروهان های قدس و سپس به واحد شهادت طلبان وابسته به این گروهان پیوست.انور بسیار قرآن می خواند و شب زنده داری می کرد. تا این که سرانجام در هجدهم ژوئن سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) حین عملیات علیه اشغال گران در شهرک کنار داروم در سن ۲۶ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. گروهان قدس و گردان های شهدای الاقصی با صدور بیانیه ای مشترک اعلام کردند در ساعت ۳۰/۱ بعد از ظهر روز شنبه ۱۲ جمادی الاول ۱۴۲۶ ه.ق مطابق با ۱۸/۶/۲۰۰۵ م دو تن از شهادت طلبان گروهان قدس شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی فلسطین و گردان های شهدای الاقصی یک کاروان شهرک نشین ها و ارتش صهیونیستی را در جاده شهرک صهیونیست نشین کنار داروم مورد حمله قرار دادند که در جریان آن مجاهد قهرمان انور محمد العطوی عضو گروهان های قدس از منطقه التفاح در شهر غزه به شهادت رسید. وصیت نامهای برادران و خواهران گرامی! شما را به این موارد وصیت می کنم:۱) تقوای الهی و تلاش برای اطاعت از پروردگار، جهاد در راه خدا و عمل صالح.۲) نماز جماعت به ویژه نماز صبح.۳) صبر و بردباری در برابر حوادث و مشکلات.۴) از مادرم می خواهم که در شهادتم گریه نکند بلکه شادی کند زیرا امروز، روز دامادی من است.۵) مرا به خاطر خطاهایم ببخشایید که در حق شما بسیار کوتاهی کردم.۶) اگر کسی بر من دین یا حقی دارد هرچند اندک آن را از پدرم بگیرد.۷) از شما می خواهم مرا در کنار شهدا دفن کنید و بر من نماز بگذارید.به فرزندان میمون و خوک نیز پیام می دهم که کاروان شهدا شما را هرکجا باشید تعقیب خواهد کرد و هرگز روی آسایش نخواهند دید مگر روزی که از سرزمین مبارک فلسطین بروید. مسیر ما جهاد و مقاومت است و تا پاک شدن این سرزمین از لوث وجودتان شما را تعقیب خواهیم کرد. منبع: sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Wed, 11 Sep 2013 11:53:55 GMT http://mwfpress.com/vdch.zn6t23nmiftd2.html انورزکریاالشبراوی http://mwfpress.com/vdcb.gbwurhbf9iupr.html ========================== تاریخ تولد:۱۳۵۶محل تولد: اردوگاه جبالیا فلسطین تاریخ شهادت: ۱۳۷۶محل شهادت: کوه ابوغنیم طول مدت حیات: ۲۰ سال=========================زندگینامهانورزکریا الشبراوی در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) در اردوگاه جبالیا چشم به جهان گشود، خانواده وی در سال ۱۹۴۸ از روستای جولس به دلیل رعب و وحشت صهیونیست ها مهاجرت نموده و به این اردوگاه پناه آورده بودند. انور در خانواده ای متدین رشد و نمو یافت. پدر او در بخش خانه سازی فعالیت می نمود و مادرش خانه دار بود، چهار خواهر و برادر داشت و خود دومین فرزند خانواده بود. دوران تحصیل دبستان و راهنمایی را در مدارس اردوگاه و دوره دبیرستان را هم در دبیرستانی موسوم به «اسامه بن زید» و در رشته ادبیات به پایان رساند تا پس از آن در رشته «شریعت و اصول دین» دانشگاه الازهر به ادامه تحصیل بپردازد. انور از همان اوان نوجوانی علاقه خاصی به فراگیری معارف و علوم دینی داشت به نحوی که از سن ۱۳ سالگی حضور مستمری در مسجد «عزالدین قسام» داشت و همواره در جلسات ذکر و تلاوت قرآن حضوری فعال داشت. او در کنار یادگیری معارف اسلامی و تهذیب نفس از پرورش جسم خویش هم غافل نبود و تا دان یک و کمربند مشکی رشته کاراته هم پیش رفت. طبع بلند و شجاعت مثال زدنی و دستگیری فقرا و نیازمندان از خصوصیات بارز اخلاقی این شهید بزرگوار بود، او برخی از شبها را تا به صبح در مسجد عزالدین قسام به ذکر و نماز می پرداخت و در کنار حفظ جزءهایی از قرآن کریم صوت زیبایی در تلاوت آن داشت. انتفاضه نقطه آغازین فعالیت های ضد صهیونیستی بشراوی بود، در میان آتش و خون، صفیر گلوله انفجار بمب ها را می دید که در خیابانهای اردوگاه جبالیا_ اردوگاه قیام و شهادت _ با سنگ این سلاح مبارک به جنگ با سربازان باطل می شتافت. کمتر تجمع و تظاهراتی در اردوگاه دیده می شد که طی آن انور حضوری فعال و چشمگیر نداشته باشد. او طی دوره دبیرستان به صفوف «جماعت اسلامی» پیوست و پس از مدتی ارتقا یافته و به صفوف «قسم» شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی پیوست. دستگاه های امنیتی تشکیلات خود گردان بارها او را به اتهام فعالیت های مستمر و گسترده در مراسم های مختلف جنبش جهاد اسلامی بازداشت نمودند، وی حتی یک بار در حالی که عبور و مرور شهرک نشینان در شهرک صهیونیست کفار داروم واقع در نوار غزه را تحت نظر داشت توسط نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان دستگیر و مورد بازحویی قرار گرفت اما بازداشت ها و شکنجه ها، هیچ یک نتوانستند خللی در عزم استوارش برا ی نایل شدن به شهادت وارد سازند تا آنکه موعد تحقق این آرزو هم فرا رسید. در اول مه ی ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) که عملیات شهرک سازی رژیم صهیونیستی در «کوه ابوغنیم» به نقطه اوج خود رسیده و رژیم صهیونیستی برای مقابله با هر عملیاتی از سوی مجاهدین مسلمان فلسطینی به حال آماده باش، در آمده بود، نور ذکریا و همرزم دیگرش با عزمی فولادین دیوارهای امنیتی صهیونیست ها را شکافتند تا به همراه مواد منفحره همراهشان، خود را به نزدیک دو اتوبوس صهیونیستی برسانند و با منفجر ساختن آن خود را به بهشت های پهناور و صهیونیست ها را به درک واصل نمایند.روحش شاد و راهش پر رهرو باد. منبع :sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Mon, 09 Sep 2013 10:25:45 GMT http://mwfpress.com/vdcb.gbwurhbf9iupr.html انور شهوویچ http://mwfpress.com/vdce.w8vbjh87x9bij.html =================== تاریخ تولد: 1346/10/11محل تولد: بونیا کونیا تاریخ شهادت: 1373/05/05محل شهادت: تپه ‍‍ژوچ طول مدت حیات: ۲۷ سال===================زندگینامهانور شهوویچ در تاریخ1346/10/11 (۱۵/۱/۱۹۷۶) در روستای «بونیا کوینا» در شهر «فوچا» متولد شد. سال ۱۳۶۰ تحصیلاتش را در دوره ی دبستان در کراتینا به پایان رساند و وار دبیرستان نظامی در سارایوو و در پادگان مارشال تیتو شد. بعد از اتمام این دوره نیز با درجه ی گروهبانی در شهر بیلچا به فعالیت پرداخت. در سال ۱۳۶۶ به دانشکده ی نظامی راه یافت و در سال ۱۳۶۸ فارغ التحصیل گشت. انور در آن شرایط که مسلمانان هویت ملی در کشور یوگسلاوی نداشتند و به عنوان قوم درجه ی دوم در این کشور معرفی شدند.درس خواند. وی در همین سال با «زینتا واتره نیاک» ازدواج کرد و صاحب دختری به نام «دلیلا» شد. عشق و علاقه ی او به میهن و دینش باعث گردید تصمیم بگیرد تا پای جان برای آزادی بجنگد. همسرش از او خواست تا بیشتر در کنار فرزندشان باشد. اما انور پاسخ داد:«می ترسم زمانیکه من در جبهه نیستم چتینگها(صربها) حمله کنند. آن وقت من هرگز خودم را نمی بخشم. به خدا قسم تا من زنده ام آنها خط دفاع را نخواهند شکست.اگر لازم باشد جانم را خواهم داد». در سال ۱۳۷۱ شهوویچ از JNA (دانشکده ی ارتش یوگسلاوی) خارج گشت و با درجه ی ستوانی در سارایووی جدید به دفاع مشغول گردید. مسؤولین TO(یک یگان نظامی) بعد از شناخت کامل از او، وی را موظف به سازماندهی یگان جنگی در شهرک سارایووئی «ولشیچی» نمودند. او یگانی تشکیل داد به نام گردان ولشیچی متشکل از انسانهای عادی که اکثراً سواد نظامی نداشتند. وی در اولین نبرد بزرگ سارایوو به نام نبرد «پوفالیچی» در تاریخ 1371/2/26 حماسه آفرید. آنگاه از طرف ستاد کل به فرماندهی تیپ ۱۳ پوفالیچی – ولشیچی منصوب شد. شهوویچ فرماندهی تیپ اول مکانیزه و تیپ اول موتوریزه را نیز بر عهده داشت و در نبردهای سخت همچون اورلیچ، وولویک، نقطه ی۸۵۰، کولوبردو، نقطه ی ۷۷۲ مردانه رزمید تا آنجا که تیپ زیر فرماندهی او نام تیپ اول افتخار مکانیزه را به دست آورد. از افتخارات رزمندگان گروه او این بود که متعلق به تیپ «شها» بودند. وی در فتح «تپه روچ» نیز دلیرانه درخشید و در تاریخ ۵/۵/۱۳۷۳ در سن ۲۷ سالگی در ساعت ۷ بعدازظهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به آسمان پیوست. ریاست جمهوری BIH (بوسنی) او را قهرمان ملی نامید و یارانش تا پایان جنگ (سال ۱۳۷۴) خط دفاعی را حفظ کردند. انور سالها قبل از شهادت به خاطر رشادت و بی باکی اش دو نشان زنبق طلایی دریافت کرده بودند، بعد از شهادت نیز یک نشان زنبق طلایی به او اهدا شد. شهادتروز پنجم مردادماه بود، انور برای اینکه لباسش را عوض کند، ساعت ۱۰ صبح به خانه بازگشت. حال عجیبی داشت. با وجودیکه هیچ گاه سیگار نمی کشید آن روز سیگاری روشن کرد و به نقطه ای خیره شد. حس غریبی داشت به همسرش گفت:«خواب بدی دیده ام اتفاق برزگی خواهد افتاد». زینتا سعی کرد او را دلداری دهد اما انور غرق در افکار خود بود. دوربینش را برداشت و از پنجره به تپه ی روچ نگریست تا بعدازظهر ساعت ۴ کنار خانواده ماند. سپس با آنها خداحافظی کرد. در آخرین لحظات و لیلا را به زینتا سپرد و گفت:«دخترم دوستت دارم». زمان به تندی می گذشت و انور بالاخره به آرزویش که شهادت در راه اجرای احکام اسلام و آزادی مردم کشورش بود، رسید. سخن شهیدسه معیار مهم برای منصوب کردن هر فرد در تیپ عبارت است از تخصص، مشارکت در جنگ و برتری اخلاقی در مورد افسران این معیار باید سخت تر باشد زیرا که مسؤولیت آنها هم بزرگتر است. من همیشه تأکید بر این نقطه دارم که ممکن است فرمانده ی یک یگان از همه نظر عالی باشد ولی اگر گروه همکاران خوب نداشته باشد نتایج سستی به دست خواهد آورد.منبع : sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Tue, 03 Sep 2013 10:53:45 GMT http://mwfpress.com/vdce.w8vbjh87x9bij.html امجد واثق الطویل http://mwfpress.com/vdcg.z9urak9ttpr4a.html ============================ تاریخ تولد: ۰۱/۰۷/۱۳۵۳محل تولد: آمریکا تاریخ شهادت: ۲۴/۰۵/۱۳۶۸ طول مدت حیات: ۱۵ سال===========================زندگینامهامجدالطویل، در تاریخ (۲۳/۹/۱۹۷۴) ۱/۷/۱۳۵۳ در آمریکا میان خانواده ای مرفه و با اعتقادات چپی متولد شد، در سن شش سالگی به همراه پدرش از آمریکا به فلسطین آمد، تا در سرزمین آبا و اجدادیش به زندگی و حیات خویش ادامه دهد و جان خود را تقدیم به آن کند. مسجد او را خیلی زود به خود جذب کرد و بذر مردانگی، عزت، شهامت و کرامت را در جان و روح او کاشت. از آن جایی که به کاراته علاقه داشت، عضو تیم ورزشی مسجد شد، در بعد عقلی و فرهنگی نیز با مطالعه ی کتاب های اسلامی به پرورش این بعد روحی خویش پرداخت. یکی از خصوصیات برجسته ی امجد، حضور فعال و همیشگیش در کتابخانه ی مسجد و مدرسه بود، از هوش سرشاری برخوردار بود و هرگاه دوستانش در درس با مشکلی مواجه می شدند، امجد راهگشای ایشان بود. همیشه لبحندی بر لب داشت و در چشمانش آرامش، متانت و وقار را موج می زد.در (۱۵/۸/۱۹۸۹) ۲۴/۵/۱۳۶۸ که مصادف با سالگرد جنگ خیبر بود، جنبش، از مردم می خواهد که برای بزرگداشت این روز دست به اعتصابی عمومی بزنند، در پاسخ به این درخواست، امجد که یکی از اعضای فعال جنبش مقاومت اسلامی "حماس" بود، به همراه دوستانش در مسجد حاضر می شود تا پس از خواندن نماز جماعت عصر به رویارویی با اشغال گران بپردازد. در ساعت شش بعد از ظهر، مردم تکبیرگویان و با سر دادن شعارهای اسلامی به مقابله با مزدوران صهیونیست پرداختند. پس از درگیرهایی که به وجود آمد، مردم متفرق شدند، اما نشانی از امجد نبود. دوستان برای یافتنش به محل درگیری بازگشتند و باز هم اثری از او پیدا نکردند. خانواده ی او نگرانش شدند و به پاسگاه پلیس و پایگاه ارتش مراجعه کردند، در پایگاه ارتش به آن ها اطمینان داده شد که پسری پانزده ساله با موهایی بور و چشمانی آبی نزد ایشان در بند است. این باعث می شود تا همگی با خیالی راحت به خانه برگردند، اما دو روز بعد چوپانان منطقه خبر آوردند که جسدی در میان کوه ها افتاده است.وقتی اهالی منطقه جسد را دیدند امجد را شناختند تیری قلب پاک او را شکافته بود و آثار شکنجه و سیگار بر بدنش معلوم بود. آن گونه که از شواهد و قرائن مشخص بود، امجد در زندان بنا به میل و خواسته ی مزدوران، لب به اعتراف نگشود و دژخیمان صهیونیست او را به محل دستگیری آورده و با سوزاندن بدنش توسط سیگار و مورد ضرب و شتم قرار دادن، وی را شکنجه کردند. در آخر نیز تیری به قلبش شیک کردند که باعث شد او در سن ۱۵ سالگی به شهادت برسد. منبع:sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Sat, 24 Aug 2013 10:46:59 GMT http://mwfpress.com/vdcg.z9urak9ttpr4a.html امجد عبدالمجید سعیدحسن http://mwfpress.com/vdcb.0bzurhb5siupr.html =========================== تاریخ تولد:۱۳۴۵محل تولد: روستای دیرالسودان محل شهادت: روستای دیرالسودان ===========================زندگینامهامجدعبدالمجید سعیدحسن، در روستای دیرالسودان _ روستای کوچکی که در شمال شهر رام الله قرار دارد _ در سال (۱۹۶۶) ۱۳۴۵ در خانواده ای فقیر دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خویش را در مدرسه ی ابتدایی روستا در حالی به پایان رساند که در اکثر پایه های ابتدایی شاگرد اول مدرسه اش بود، سپس برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی و دبیرستان در مدرسه ی امیرحسن واقع در شهرک پیرزیت، ثبت نام کرد و با وجود کمی سن با جوانان جمعیت اسلامی دانشگاه این شهرک آشنا شد.وی در کلاس دوم دبیرستان بود که ابتدا به بسیج جوانان مسجد روستا و سپس به جمعیت ملحق شد و در احداث اولین اردوگاه کاری در روستای دیرابومشعل که توسط جمعیت اسلامی به وجود آمد، مشارکت کرد. امجد سعی کرد در مدرسه نیز جمعیتی بسان جمیعت اسلامی دانشگاه پیرزیت تشکیل دهد و برای این کار، خود اقدام به توزیع اعلامیه های محبیت و فروش کتاب های اسلامی در مدرسه کرد.او در آخرین سال دبیرستان و قبل از شرکت در کنکور با فوت پدرش مواجه شد و این حادثه تأثیر بزرگی بر روحیه اش گذاشت. پس از امتحانات ورود به دانشگاه، امجد وارد دانشکده ی شریعت و علوم مذهبی در دانشگاه الخلیل شد، و در آن جا با سرعت به جمعیت اسلامی دانشگاه ملحق و تبدیل به یکی از اعضای فعال جمعیت شد. امجد در واقع موتور محرکه ی جمعیت به شمار می آمد و همه جا حضور داشت. او نقش مهمی در جذب جوانان و برپایی تظاهرات علیه اشغال گران داشت.هنگامی که انتفاضه ی الاقصی آغاز شد و رژیم اشغال گر قدس اقدام به بستن دانشگاه ها کرد، امجد به روستای خویش بازگشت تا جزو اولین کسانی باشد که به محض اعلام تأسیس جنبش مقاومت اسلامی "حماس" به آن بپیوندد. او به زودی به یکی از شخصیت های بارز و مهم جنبش در روستا تبدیل شود. امجد با وجود جوانی و کمی سن و سال، جوانان روستا را ارشاد می کرد و فعالیت های پرورشی و تربیتی خاصی در مسجد برای هدایت جوانان تدارک می دید. در نبود امام جماعت، او امامت را بر عهده می گرفت و با گفتن اذان مردم را به خواندن نماز فرا می خواند.فعالیت های امجد منحصر به روستا نبود، بلکه در رام الله و الاقصی نیز فعال بود، اکثر نمازهای روز جمعه را در مسجد الاقصی می خواند و با تمام وجود در حوادث سال (۱۵/۱/۱۹۸۸) ۱۳۶۷ ه.ش که حماس آن را در میدان های الاقصی آغاز کرده بود، مشارکت کرد. هم چنین در، درگیری ها و رویارویی هایی که به دعوت حماس در شهر رام الله صورت می گرفت، نیز حضوری فعال داشت. در اولین جمعه از ماه مبارک رمضان در سال (۱۹۸۹) ۱۳۶۸ ه.ش که مصادف با دومین روز ماه مبارک رمضان می شد، طی اعلامیه ای حماس خواستار مشارکت جوانان فلسطینی جهت رویارویی با اشغال گران صهیونیستی شد.امجد نیز حضور داشت و در حوادث آن روز خوش درخشید. او موفق شد به وسیله ی سنگ و در فاصله ی صد متری، دوربین یکی از فیلم برداران صهیونیست را که برای تهیه ی گزارش در محل حاضر شده بود، بشکند و از کار بیاندازد، و اولین کسی بود که بنا به گفته های شاهدان عینی موفق شد، سربازان را از آستانه ی دروازه ی المغاربه دور سازد. در همان روز بود که چهار گلوله به ران و شکمش اصابت کرد.در سالروز جنگ بدر و برای بزرگداشت آن، جنگ جنبش مقاومت اسلامی «حماس» خواستار مبارزه با دشمن شد. امجد جزو اولین کسانی بود که از صبح آماده گشت، تا با رفتن به رام الله به درخواست جنبش لبیک گوید. به زودی او در میان جوانانی که فریاد الله اکبر سر می دادند و با سنگ به دژخیمان صهیونیستی حمله می کردند، دیده شد. در میان باران گلوله و تیر، سنگی پرتاب و باعث توقف یکی از گشتی های نظامی صهیونیستی گشت. سربازان به سرعت از خودرو پیاده شدند و پس از سنگربندی پشت یک کامیون، شروع به تیراندازی به سوی جمعیت کردند؛ پس از پایان درگیری ها امجد شادمان راه روستای خود را در پیش گرفت. فردای آن روز پس از خواندن نماز مغرب و عشا در مسجد روستا و خداحافظی با دوستانش راهی منزل شد؛ در منزل هنگامی که مشغول تلاوت قرآن بود، صدای شدید کوبیدن در منزل به گوشش رسید و پس از آن جوانان روستا او را برای مقابله با سربازان رژیم صهیونیستی که سعی داشتند روستا را محاصره نمایند، فرا می خوانند.امجد به سرعت بر خواست ضمن رهبری جوانان روستا آن ها را در اماکن مهم و حساس، جهت رویارویی با دشمنان اشغال گر مستقر کند؛ پس از آن خود به همراه گروه دیگری از جوانان روستا به محل استقرار نیروهای دشمن که قصد داشتند، با زور وارد یکی از خانه های روستا شده و جوان آن خانواده را بازداشت کنند، شد. او با سربازان درگیر گردید و در حین درگیری، تیری گلویش را شکافته و از قسمت بالای کتفش خارج می شود و به این ترتیب امجد نقش زمین گشت. دشمن صهیونیستی پس از مجروح شدن امجد به سرعت پیکر پاک او را به شهرک یهودی نشین "حلمیش" برد و پس از شهادتش او را به یکی از رانندگان روستا تحویل داد.پس از شنیدن خبر شهادت امجد بیش از ۱۵۰۰ تن از افراد و به ویژه جوانان روستا در تشییع پیکر پاک او شرکت کردند و همگی هم قسم شدند که راه او را ادامه خواهند داد. منبع:sobh.org ]]> شهدای جهان اسلام Thu, 22 Aug 2013 08:00:44 GMT http://mwfpress.com/vdcb.0bzurhb5siupr.html