کمپین فعالان انگلیسی در حمایت از فلسطین

کمپین فعالان انگلیسی برای آزادی زندانیان سیاسی در میانمار

اعتراض به حذف حساب کاربری فعالان حامی فلسطین در فیس‌بوک

استقبال «ساف» از پیشنهاد حق بازگشت آوارگان فلسطینی

حمله راکتی تروریست‌های تحریر‌الشام به حماه سوریه

موفقیت ارتش یمن در سرنگونی پهپاد جاسوسی سعودی

عکس/ هدایای کودکان سوری، فلسطینی و لبنانی به کودکان ایرانی سیل‌زده

پوستر: تفاوت سفره‌های افطاری در عربستان و یمن

مقابله خیابانی دانشجویان لهستانی با نژادپرستان

مرگ 760 فعال سیاسی در زندان‌های مصر

افشای عصبانیت «بن سلمان» از عملیات پهپادی یمنی‌ها

عکس/ سفره افطاری مقامات معبدی در اندونزی برای مسلمانان

عملیات ضد تروریستی ارتش سوریه در حومه شمالی حماه

اعتراض فعالان مراکشی به اقدام پارلمان آلمان علیه جنبش تحریم اسرائیل

انفجار پایتخت سومالی را لرزاند

حامیان استیضاح ترامپ در مجلس آمریکا افزایش یافتند

درخواست امارات، عربستان و بحرین برای میزبانی جام‌جهانی!

هشدار سازمان ملل درباره جنگ داخلی در لیبی

شرکت «جرمی کوربین» در مراسم افطار مسلمانان

صحبت‌های اخیر درباره مهاجران افغانی از منظر برادری ما با مردم ایران درست نبود

سه شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۱
کد مطلب: ۷۵۶۴۹
۱ نظر
داخلی آرشيو مقاله صفحه زنان و خانواده
چرا مدیر پروژه ملی ازدواج در آمریکا مخالف جدی ازدواج سفید است؟
چالش‌های ازدواج سفید/ قسمت اول
چرا مدیر پروژه ملی ازدواج در آمریکا مخالف جدی ازدواج سفید است؟
آنچه در این نوشته بدان اشاره شده گزارشی از یک گفتگوی مطبوعاتی در مورد پدیده ایست که در زبان انگلیسی از آن تعبیر به Cohabitation می‌شود، لفظی که معادل آن را در زبان فارسی "همباشی" و در برخی اوقات "ازدواج سفید" دانسته اند، یعنی زیستن مرد و زن در کنار یکدیگر بدون پیوند رسمی و شرعی.
جبهه جهانی مستضعفین - سعید سالاری*

آنچه در این نوشته بدان اشاره شده گزارشی از یک گفتگوی مطبوعاتی در مورد پدیده ایست که در زبان انگلیسی از آن تعبیر به Cohabitation می‌شود، لفظی که معادل آن را در زبان فارسی "همباشی" و در برخی اوقات "ازدواج سفید" دانسته اند، یعنی زیستن مرد و زن در کنار یکدیگر بدون پیوند رسمی و شرعی. این مصاحبه در سال ۲۰۱۱ هنگامی که همباشی رشد ۱۳ درصدی داشته در روزنامه واشینگتن پست با برد ویلکاکس مدیر پروژه ی ملی ازدواج در آمریکا انجام شده که وی در این مصاحبه نکاتی محل توجه در مورد این پدیده بیان داشته است.

ویلکاکس ابتدا چهار عامل آزادیخواهی فردی، فقر مالی، دین گریزی و فرزند طلاق بودن را علل اصلی این رویداد رو به رشد در آمریکا برشمرده است. وی با تاکید بر مساله فقر مالی، این پدیده را بیشتر در میان طبقات پایین اجتماعی دانسته که از سطح تحصیلات و سطح فرهنگی-اجتماعی پایین تری برخوردارند.

مساله عدم تعهد نسبت به فرزندان، نکته ای دیگر است که برد به آن اشاره داشته، عدم اهمیت موضوع فرزندان برای والدین و همچنین رهاشدگی کودکان این خانواده‌ها سببی است برای رشد اجتماعی ضعیف و فقر مالی -فرهنگی آینده آنها. فرای آن این فرزندان بیش از هم سن و سالانشان افسرده می‌شوند و گرفتار مواد مخدر و باندهای خلاف، که علت اصلی این همه را می‌توان در عدم پایبندی زندگی بدون تعهد والدین دید. آمارهایی که نشان دهنده اختلافی چند برابری به نسبت خانواده‌های اصیل است.

فاجعه این مساله آنگاه چهره واقعی خود را نشان می‌دهد که مدیر پروژه ازدواج آمریکا به این مهم اشاره می‌کند که آسیب وارده به فرزندان این همباشی‌ها به مراتب بیشتر از فرزندان خانواده‌های طلاق است. یعنی پدیده خانواده فرو ریز طلاق در جامعه آمریکا آسیبی کمتر از امر به ظاهر خانواده ساز همباشی دارد.
ویلکاکس یکی از اقدامات مهم برای پیش گیری را فراهم آوری فرصت‌های شغلی می‌داند، تا بدین وسیله و با قرار داشتن زن و مرد در امنیت اقتصادی، بدون نگرانی نسبت به بحران‌های سخت، به تشکیل خانواده‌های اصیل و رسمی روی بیاورند. هرچند از نظر او تغییر و بهبود نظام آموزشی پایه ای دیگر برای کمک به بنیان خانواده است.

این ساختار البته بسیار وخیم تر می‌شود، آنگاه که یک مادر تصمیم به زندگی بدون پیوند رسمی با یک مرد می‌گیرد. آمارهایی که او از نهادهای فدرال آمریکا ارائه می‌دهد هویدا کننده این موارد است که کودک یا کودکان همراه مادر در این زندگی‌ها ۱۰ برابر بیشتر مورد بدرفتاری‌های روحی و فیزیکی و یا سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند.

در مقایسه ای دیگر میان همباشی و ازدواج و به دنباله آن مساله طلاق و جدایی، آمارهایی که توسط تیم‌های مطالعاتی ارائه شده‌اند نشان می‌دهند که نسبت جدایی برای هر دو صنف با وجود داشتن فرزند نونهال برای همباشی ۶۵ درصد و برای ازدواج رسمی ۲۴ درصد است، البته این آمار مربوط به آمریکاست و در سوئد نرخ جدایی ۷۵ درصد است، یعنی از هر چهار زوج غیر رسمی، سه زوج با وجود فرزند جدا می‌شوند.

برد ویلکاکس در بررسی‌های خود میان انواع ازدواج ها، صفات زندگی براساس همباشی را بدین قرار بیان می‌کند: تعهد همزیستی و وفاداری جنسی کمتر در کنار خشونت، ناپایداری و عدم اطمینان بیشتر و در یک کلام همه آنچه برای نابودی یک زندگی رضایت بخش مورد نیاز است. وی البته زندگی تکی با فرزندان را به مراتب بهتر از این شرایط می‌داند.

مساله ی آسیب زای تمدنی آنجاست که پدیده نابهنجار همباشی سبب ساز یک دور باطل و تشدید کننده بحران در جامعه می‌شود، از آن رو که فرزندان خانواده‌های از دسته با فرهنگ و آموزش پایین تر بیشترین گروهی هستند که روی بدین نوع زیستن می‌آورند و از این همباشی فرزندانی بوجود می‌آید که محروم تر و بسیار آسیب پذیرتر از والدین خود هستند. نسلی جدید که اینان نیز بیش از دیگر طبقات گرفتار همباشی و زندگی بدون تعهد می‌شود.

این آشفتگی با گستردگی و هجمه بیشتری ادامه می‌یابد و در عرصه ملی به نابرابری بیش از پیش دامن می‌زند. آماری که وی در مورد ایالات متحده و در تکمیل بحث خود ارائه می‌دهد بسیار وحشتناک و سخت باور است. بررسی‌های او این مهم را نشان می‌دهند که ۴۰ درصد از نابرابری درآمد در آمریکا، دقیقا مرتبط با عقب نشینی جامعه از امر ازدواج اصیل است. شاید با این اشاره بتوان فهمید که چرا خانواده‌های تحصیل کرده از این پدیده فاصله می‌گیرند و گروه هایی مطالعاتی به نقد جدی تر این پدیده روی آورده اند.

* دانشجوی دکتری تاریخ و پژوهشگر در حوزه مسائل اجتماعی
Share/Save/Bookmark
۱۳۹۵-۰۶-۰۸ ۱۸:۱۸:۳۲
همیشه عقبیم (20172)