آموزش طراحی و ساخت وب سایت موفق و ایده آل

آموزش و راهکارهای طراحی پوستر

آموزش کسب درآمد از تلگرام

نگاهی به تناقض‌گویی غرب درباره انتقال موشک از ایران به یمن

اعدام بیش از ۲۰ عنصر تحریر الشام توسط جیش الاسلام در شرق دمشق

کشف یک گور جمعی حاوی اجساد سرکرده‌های داعش در «المطيبيجة»

برگزاری راهپیمایی میلیونی حمایت از قدس در کراچی

عکس/ تداوم تظاهرات جهانی در اعتراض به طرح ترامپ

آزادی میلیاردر فلسطینی بازداشت‌شده در عربستان

قدس را پایتخت ابدی فلسطین می شناسیم

آزادسازی ۲۵ روستا در منطقه «مطیبیجة» عراق از عناصر داعش

هلاکت «صلاح‌الدین الشیشانی» در سوریه

کشف دو گور جمعی دیگر در «سنجار» عراق

برگزاری تظاهرات گسترده ضد صهیونیستی در مکزیک

استفاده صهیونیست‌ها از گازهای مشکوک علیه مردم فلسطین

انبار سلاح و مهمات ارتش عربستان در نجران منهدم شد

انتشار خبر ورود نیروهای چینی در سوریه تکذیب شد

پیشروی ارتش سوریه در مرزهای اداری استان ادلب

برگزاری تظاهرات فلسطینیان علیه ترامپ درکرانه باختری

ادامه پیشروی‌های ارتش یمن و انصارالله در «الخوخه» یمن

چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۷
کد مطلب: ۷۸۸۸۰
داخلی آرشيو خبر صفحه اخبار سایر رسانه‌ها
اسپانیا و بار دیگر چالش جدایی کاتالونیا
اسپانیا و بار دیگر چالش جدایی کاتالونیا
نام کاتالونیا بیش از هرچیز با مفهوم جدایی طلبی و استقلال خواهی گره خورده است. زمینه های تاریخی و کهن واگرایی در اسپانیا ریشه های فرهنگی و اقتصادی متعددی دارد.
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین به نقل از «الوقت» کاتالونیا که در بخش شمال شرقی اسپانیا قرار دارد، مهم ترین قسمت خود مختار اسپانیا به شمار می رود. هرچند که گرایشات جدی خود مختاری کاتالونیا به قرن هجدهم می رسد، اما اوج این تمایلات به قرن بیستم و اوائل آن باز می گردد. بعد از جنگ جهانی دوم و با تاسیس حزب سوسیالیست آزادی ملی دوره جدیدی برای کاتالونیا آغاز شد و از آن زمان جنبش استقلال گرایش چپ را در پیش گرفت. بعد از آن در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ نیز جنبش های استقلال خواهانه فراز و نشیب های زیادی را تجربه کردند به نحوی که با وجود انشعابات مختلف احزاب موجود و انسجام دوباره آنها، در نهایت در پایان دهه نود به یک موضع قدرتمندتر دست یافته بودند. در نهایت در سال ۲۰۰۶ و بر اساس مصوبه پارلمان اسپانیا موقعیت جدیدی برای کاتالونها به وجود آمد به صورتی که در این مصوبه برای تعیین وضعیت این منطقه، از مردم آن به عنوان ملت یاد شد. همچنین در همه پرسی که در همین سال صورت گرفت، کاتالونیا به منطقه ای خود مختار تبدیل و قانون اساسی خود را نوشت.

پس از این زمان بود که عاملی به نام بحران اقتصادی فراگیر در اروپا در سال ۲۰۰۸، بستری دیگر برای استقلال این منطقه فراهم کرد. بدون شک این منطقه به لحاظ مالی و بانکی مهم ترین بخش خودمختار اسپانیا به شمار می رود و جدایی طلبان خود را ملزم به تحمل بار مشکلات منطقه یورو نمی دانند. از سوی دیگر یک پنجم تولید ناخالص داخلی اسپانیا در این منطقه حاصل می شود و جدایی طلبان اصرار دارند که استقلال به سود آنها خواهد بود چرا که یک چهارم درآمد توریستی اسپانیا از کاتالونیا تامین می شود و حدود یک سوم از صادرات اسپانیا نیز از این منطقه صورت می گیرد. از این روی کاتالونها معتقدند سهم دریافتی آنها از خزانه مرکزی کمتر از میزانی است که به این خزانه می پردازند.

در نهایت نیز ایالت کاتالونیا طی رفراندوم سال ۲۰۰۸ با رای ۷۵٪ مردم به خود مختاری بیشتری دست یافت و نام این منطقه به نام کشور کاتالونیا در سازمان ملل ثبت گردید و در اکثر سازمانهای بین‌المللی دارای نماینده مستقل شد. پس از این رفراندوم رئیس جمهور کاتالونیا «پاسکال ماراگال» گفت: مردم کاتالونیا برگ جدیدی در تاریخ اروپا و جهان نوشتند.

از سال ۲۰۰۸ تا کنون روزبه‌روز جنبش استقلال‌خواهی در کاتالونیا گسترده‌تر شده و ابعاد وسیع‌تری پیدا کرده است شاید بتوان اوج نمایش این استقلال‌طلبی را در تظاهرات روز ملی کاتالونیا در سال ۲۰۱۳ مشاهده کرد. جدایی‌طالبان در این روز با تشکیل یک زنجیره انسانی ۴۰۰کیلومتری در طول ساحل دریای مدیترانه خواهان استقلال از اسپانیا شدند. اين زنجيره انساني كه در آن کاتالونها با پوشيدن لباس زرد و نارنجي به شكل پرچم ايالتي خود، دست در دست يكديگر گذاشته بودند، از مناطق مختلف شهر بارسلونا مركز ايالت كاتالونيا از جمله ورزشگاه نیوكمپ نيز گذشت. هدف اصلي اين برنامه فشار بر «آرتور ماس» رئيس دولت محلي ايالت كاتالونيا براي تحقق وعده خود مبني بر انجام همه پرسي در باره استقلال كاتالونيا در سال جاری میلادی بود که سرانجام با شدت گرفتن در خواست‌ها وی به این کار تن داد.

البته جدایی طلبی این منطقه بیش از عوامل اقتصادی ریشه فرهنگی و هویتی دارد. در واقع جنبش جدایی طلبان کاتالونیا بر سازه های هویتی واحد همچون زبان مشترک تاکید دارند. لذا در سال ۲۰۱۴ نیز یک همه پرسی نمادین در این منطقه صورت گرفت که با وجود الزام آور نبودن با موفقیت ۸۰ درصدی رو به رو شد. در حال حاضر دو حزب بزرگ استقلال طلب ، یعنی فهرست واحد ملی گرایان و حزب چپ جدایی طلب کاتالونیا، بر رد خواسته های دولت مرکزی اسپانیا تاکید دارند و پیش برنده طرح استقلال کاتالونیا هستند.

دولت محافظه کار و چالش بزرگ جدایی طلبی

دولت کنونی اسپانیا یک دولت سوسیالیست محافظه کار بوده و بدون شک با استقلال کاتالونیا به شدت مخالف است به نحوی که راخوی؛ نخست وزیر اسپانیا طی چند ماه پیش، مطالبات جدایی طلبان را هذیان گویی و تقابل گرایانه خوانده بود که آرامش نظام دموکراتیک اسپانیا را بر هم می زند.

بی تردید بزرگترین ابزار در دست دولت اسپانیا، توسل به ماده ۱۵۵ قانون اساسی این کشور است که بر لغو خودمختاری یک ایالت به دلیل نقض قانون توسط مسئولان آن تاکید دارد. طی چند ماه گذشته دولت مرکزی اسپانیا با احزاب این کشور مذاکرات پیوسته ای داشته تا بتواند هماهنگ تر با مسئله کاتالونیا برخورد نماید. اما طی دو ماه اخیر و با تاکید روز افزون جدایی طلبان بر همه پرسی یکم اکتبر، حساسیت های دولت مرکزی نیز بر این مسئله افزایش یافت به صورتی که در برابر این همه پرسی و اجرای آن کاملاٌ بایستد در واقع دولت مرکزی معتقد است ادامه روند جدایی طلبی بدون شک سایر ایالات این کشور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. به عبارتی دولت مرکزی این کشور ، رفتار کاتالونیا را خیانت به دموکراسی می داند و با غیرقانونی خواندن این همه پرسی مردم کاتالونیا را فریب خوده می داند.

همه پرسی پرفراز و نشیب

از ۶ سپتامبر که پارلمان کاتالونیا موضوع همه پرسی را به رای گذاشت، پرآشوب بودن این همه پرسی پیش بینی می شد. به عبارتی طی چند هفته گذشته ، دولت مرکزی اسپانیا تمهیداتی را ایجاد کرد تا در برابر انجام آن در روز یکم اکتبر بایستد، اما با انجام این همه پرسی حکم دادگاه قانون اساسی نقض شد. همچنین با اهمال پلیس محلی کاتالونیا در انجام دستورات قضایی، پلیس ملی و پلیس شهری این کشور به شدت با شرکت کنندگان درگیر شدند به نحوی که برای جلوگیری از همه پرسی ۱۳۰۰ مدرسه حوزه رای گیری پلمپ شد و در نتیجه این درگیری ها بیش از ۸۰۰ نفر زخمی شدند. با وجود فراز و نشیب های بسیار برای انجام این همه پرسی، در نهایت ۴۲ درصد از واجدین شرایط شرکت کردند و بیش از ۹۰ درصد به استقلال کاتالونیا رای دادند.

اما باید توجه داشت که این نتیجه دقیقا منعکس کننده نتایج واقعی نیست چرا که از یک سو بخش زیادی از مخالفان این همه پرسی اصلا مشارکتی در آن نداشتند و از سوی دیگر پلیس اسپانیا نیز مانع حضور تعداد زیادی از شرکت کنندگان شد که عموما از موافقان استقلال بودند. بنابراین یکی از شرایط اساسی همه پرسی که امکان حضور همگانی برای اعلام نظر شرکت کنندگان در سایه آرامش است، در کاتالونیا صورت نگرفت. بدون شک این همه پرسی تبعاتی خواهد داشت که مهم ترین آن اقتصادی است؛ به نحوی که دولت مرکزی اسپانیا نیز مساله کاتالونیا را یک ریسک برای تولید ناخالص داخلی این کشور خوانده است. گرچه حتی با جدایی کاتالونیا، اسپانیا همچنان جایگاه چهارمی خود را در حوزه یورو پس از آلمان، فرانسه و ایتالیا حفظ می‌کند، اما استقلال کاتالونیا می‌تواند تاثیرات عمیقی بر اقتصاد اسپانیا بگذارد.

واکنشها در اروپای همگرا

بدون شک اتحادیه اروپا با وجود مسائلی همچون برگزیت و گسترش احزاب راستگرا و میل آنها به جدایی از این اتحادیه، در برابر این همه پرسی نمی تواند ساکت بماند. کشور استونی که در جایگاه رئیس جدید دوره ای اتحادیه اروپا قرار دارد، اعلام نموده است از فراخوان یکجانبه برگزاری همه پرسی استقلال طلبی در ایالت کاتالونیا حمایت نخواهد کرد. در عین حال در مسائل داخلی اسپانیا دخالت نمی کند و قصد حمایت از دولت محلی ایالت کاتالونیا در مناقشه حاضر را نیز ندارد.

همچنین زیگمار گابریل وزیر خارجه آلمان، نیز خواستار جلوگیری از خشونت ها و گفت و گو میان طرفین شده و با دعوت طرفین به آرامش بر راه حل سیاسی بر اساس قانون اساسی این کشور تاکید کرده است.

جانسون وزیر خارجه انگلستان نیز با غیر قانونی خواند این همه پرسی، همزمان اعمال خشونت دولت مرکزی را نقد کرده است. ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا هم با داخلی نامیدن مسئله کاتالونیا، اجرای این همه پرسی را غیر قانونی خواند. برخی دیگر از مقامات اروپایی همچون نخست وزیر بلژیک و حزب حاکم یونان استفاده از خشونت علیه جدایی طلبان را محکوم اما در عین حال راه حل سیاسی را مد نظر قرار داده اند.

به طور کلی آنچه که امروزه مسئله استقلال‌طلبی را در اروپا به پارادوکس و چالشی اساسی برای مقامات این اتحادیه بدل کرده، از یک‌سو تهدیدی است که متوجه آرمان و روند همگرایی اروپا است و از سویی دیگر، تعارضی است که میان یکی از ارزش‌های مورد تأکید در غرب یعنی دموکراسی‌ و احترام به خواست عمومی از یکطرف و قانون اساسی و مسئله یکپارچگی سرزمینی واحدهای عضو، از طرف دیگر، وجود دارد. در واقع با وجود تجربه هایی همچون برگزیت، اتحادیه اروپا دیگر نمی تواند به راحتی از جنبش های استقلال طلب در ایالات خود مختار، پشتیبانی کند.
Share/Save/Bookmark