نخست وزیر عراق با ادغام الحشد الشعبی مخالفت کرد

۴۰ درصد مردم یمن گرسنه‌اند

اوضاع بحرانی آوارگان در لیبی

واشنگتن پست: آیا دولت‌های مسلمان خجالت نمی‌کشند؟

انتقاد از تداوم سیاست سرکوب در عربستان

عربستان؛ محرک اسرائیل در سرکوب فلسطین

بررسی اعتراضات ضدنژادپرستی در اسرائیل + فیلم

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فوت کرد

افشای نامه دختر فراری پادشاه امارات

اعتراض لندنی‌ها به اخراج کارگران فلسطینی از لبنان

آغاز عملیات نجات پناهجویان در دریای مدیترانه

پویش مجازی وحدت علیه مزدوران آمریکا در منطقه

طومار مردم مصر برای آزادی زندانیان سیاسی

خاکسپاری ۸۶ مسلمان کشتار سربرنیتسا در بوسنی

پوستر/ ترامپ: مطمئنم پهپاد ایران را زدیم

سفر محرمانه لیبرمن به کردستان عراق

لغو لقب ملکه زیبایی از دختر نژادپرست آمریکایی

معاون رئیس پارلمان بلژیک خواستار مجازات اسرائیل شد

درخواست محاکمه امارات به دلیل جنایت در لیبی

تجاوز ۱۲ گردشگر اسرائیلی به دختر قبرسی

چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۷
کد مطلب: ۲۸۱۲۱
داخلی آرشيو يادداشت صفحه امپریالیسم اقتصادی
آمریکا در آفریقا به دنبال چیست؟
فخرالدین اسدی
آمریکا در آفریقا به دنبال چیست؟
"تجزیه کشورهای آفریقایی خاورمیانه"،" بهره برداری از ثروت طبیعی آفریقا" و " حفظ بحرانهای مزمن امنیتی در آفریقا" سه هدف مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی را تشکیل می دهد.
باراک اوباما، هفته قبل در بحبوحه مسائل گیج کننده سیاست خارجی کشورش، در پاسخ به اعتراضات صورت گرفته در مورد تعهدات آمریکا نسبت به قاره سیاه، ۵۰ تن از سران کشورهای قاره آفریقا را به قصد برگزاری نشستی مشترک با هدف افزایش ارتباط ایالات متحده با کشورهای آفریقایی به واشنگتن دعوت کرد. این نشست سه روزه که با امضای قراداد تجاری ۱۴میلیارد دلاری میان سران افریقا و واشنگتن پایان یافت، مولد تحلیل ها و گمانه زنی های مهمی در خصوص نقش آفرینی جدید کاخ سفید در قاره آفریقاست. هدایت این روند هم اکنون بر عهده باراک اوباما نخستین رئیس جمهور سیاهپوست و آفریقایی الاصل آمریکاست! با این حال بر همگان مسجل است که در ماورای نقش آفرینی ظاهری اوباما برای ایجاد پیوندهای تازه با سران کشورهای آفریقایی، اهداف کلان و میان مدت سران دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا خودنمایی می کند.

سوال اصلی اینجاست که هدف واقعی اوباما از باز تعریف مناسبات واشنگتن و آفریقا چیست؟در این خصوص رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا چه دغدغه های مهمی را در سر می پروراند و اساسا چرا اوباما در ششمین سال حضور خود در کاخ سفید تصمیم به بازتعریف نقش جدید کشورش در آفریقا شده است؟

پوست اندازی آمریکا در آفریقا
نشست مشترک آفریقا و آمریکا در حالی در واشنگتن پایان یافت که تحلیلگران مسائل بین الملل از آن به عنوان پوست اندازی واشنگتن در قاره سیاه یاد می کنند.به عبارت بهتر، ایالات متحده آمریکا در عین حفظ هسته ثابت مربوط به اهداف و انگیزه های خاص خود در قاره آفریقا، سعی دارد شکل ظاهری بازی خود در قاره سیاه را تغییر دهد. در این خصوص رئیس جمهور ایالات متحده بر روی مقوله حساس " امنیت آفریقا" یعنی اصلی ترین نقطه آسیب سران کشورهای این قاره متمرکز شده است.

باراک اوباما در پایان نشست آفریقا-آمریکا نیز به مسائل امنیتی اشاره کرد. او وعده داد آمریکا نیروهای واکنش سریع، متشکل از سربازان حافظ صلح آفریقایی را تامین مالی خواهد کرد. او از اعطای کمک مالی صد و ده میلیون دلاری در عرض سه تا پنج سال خبر داده است.در نشست مشترک آفریقا و آمریکا همچنین قرار شد از محل سرمایه های دولتی و خصوصی بیش از سی میلیارد دلار در آفریقا سرمایه گذاری شود. باراک اوباما ابراز امیدواری کرد چنین نشست هایی در آینده نیز برگزار شود.

در چنین شرایطی سوالات و ابهامات زیادی به ذهن متبادر خواهد شد. نخستین سوال اینکه چرا تامین دغدغه های امنیتی سران کشورهای آفریقایی به یکباره تا این حد برای اوباما و سران کاخ سفید اهمیت پیدا کرده است؟سوال دوم اینکه اساسا چه کشورهایی عاملان اصلی بحران امنیت در آفریقا طی سالها و دهه های اخیر بوده اند و سوال سوم اینکه چرا اوباما در دور نخست ریاست جمهوری خود اساسا توجه چندانی به قاره آفریقا نشان نداد؟

هر یک از این سوالات پاسخ های شفافی دارد! پاسخ سوال نخست تابعی از وضعیت امنیتی آفریقا در برهه حساس فعلی است. در حالی که گروههای تکفیری و تروریستی در شمال آفریقا مانند تونس، لیبی و مصر رشد کرده و امنیت این کشورها را هدف قرار داده اند و همچنین در حالی که گروههایی مانند بوکوحرام در نیجریه و کامرون هر روز بر دامنه و وسعت جنایات خود علیه مردم بیگناه می افزایند، سخن گفتن از "امنیت" به یک ژست مشترک در بین مقامات غربی تبدیل شده است. در چنین شرایطی نگرانی های امنیتی مهم ترین نگرانی و دغدغه سران آفریقایی و مردم این قاره را تشکیل می دهد. این نکته ایست که اوباما نیز به خوبی آن را درک کرده است.

پاسخ سوال دوم در خصوص اینکه عاملان اصلی بحران امنیت در آفریقا چه کسانی بوده اند؟ نیز کاملا مشخص است. ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای خاص اروپایی (به طور خاص فرانسه و انگلیس) نقش اساسی و پررنگی در تولید و استمرار بحران امنیت در داخل آفریقا داشته اند. با شکل گیری بیداری اسلامی در شمال آفریقا این روند پررنگ تر شد. در چنین شرایطی مقامات غربی ایجاد بحران های امنیتی از طریق تقویت گروههای تروریستی و تکفیری را اصلی ترین راه جهت ایجاد "جو شناور سیاسی" در آفریقا می دانستند. تراژدی رخ داده در مصر و لیبی و رشد گروههای افراطی در کشورهایی مانند تونس و الجزایر نشان از بازی خطرناک غرب در تولید و تشدید بحرانهای امنیتی در آفریقاست.

در این میان برخی گروههای تروریستی که سالها به صورت غیر مستقیم از منابع منطقه ای و محلی متصل به غرب در آفریقا ارتزاق می کردند، هم اکنون به عنوان گروههای مخل امنیتی جمعی و عمومی در قاره سیاه مورد شناسایی قرار گرفته اند.

اما پاسخ سوال سوم یا کلیدی ترین سوال، مربوط به چرایی پوست اندازی ظاهری آمریکا در قاره سیاه است. اوباما در دوره اول ریاست جمهوری خود چندان به قاره آفریقا توجه نداشت. اما در دوره دوم و به خصوص با تشکیل این اجلاس تاریخی در واشنگتن، به وضوح شاهد تغییر رفتار او هستیم. نکته بسیار مهم اینجاست که برگزاری این نشست همزمان با قدرت گرفتن و افزایش نفوذ چین در آفریقا بود. واقعیت امر این است که ایالات متحده آمریکا به شدت نگران بازی متوازن چین به عنوان قدرتی جهانی در مناطق مختلف جهان است. در شرایطی که بازارهای اروپا به ضرر مقامات آمریکایی از دست رفته و در آسیای شرقی نیز پکن کماکان نقش سنتی خود را دارد، گسترش نفوذ اقتصادی چین در آفریقا زنگ خطری سخت برای اوباما و مقامات آمریکایی محسوب می شود.

آمریکا به خوبی می داند که تحت تاثیر تشدید بحران اقتصادی در داخل کشور خود و همچنین تشدید بحران یورو در اروپا (که به طور مستقیم بر تجارت خارجی آمریکا نیز اثر گذاشته است)، ناچار به تخریب زمین بازی رقبای خود در نظام بین الملل،آن هم با استناد به بهانه هایی مانند تشدید بحرانهای امنیتی و ...است.


معامله نانوشته فرانسه و آمریکا در آفریقا
تمایل آمریکا مبنی بر مداخله در امور داخلی آفریقا درست مقارن با حضور نظامی فرانسه در آفریقای مرکزی است. در این خصوص توافق نانوشته ای میان واشنگتن و پاریس به عنوان دو عضو دائمی شورای امنیت شکل گرفته که بر اساس آن فرانسه به عنوان طرف مداخله گر نظامی و آمریکا به عنوان طرف مداخله گر امنیتی در آفریقا به نقش آفرینی مخرب خود ادامه دهند. انگلیس نیز به مانند همیشه در فاصله و شکافی بین آمریکا و فرانسه در سیاستهای آفریقایی خود حرکت می کند.

فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه و سوسیالیست های این کشور هم اکنون در صددند به هر نحو ممکن با حضور مستقیم در میدان نزاع نظامی در آفریقای مرکزی و دیگر کشورهای قاره سیاه، زمینه را جهت گسترش دامنه تجارت تسلیحاتی بین المللی خود فراهم سازند. افزایش ۴۲ درصدی صدور تسلیحات فرانسه به کشورهای مختلف جهان در سال ۲۰۱۳ میلادی موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. مداخله نظامی جدید فرانسه در آفریقای مرکزی که به بهانه مداخله بشردوستانه صورت گرفته است در نوع خود قابل تامل است. اگرچه شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آراء به مداخله نظامی بین‌المللی در جمهوری آفریقای مرکزی رأی داد، اما این تصمیم، در حقیقت چراغ سبز شورای امنیت به فرانسه محسوب می شد. حمایت ایالات متحده آمریکا و انگلیس از این روند نشان می دهد که معامله نانوشته دیگری میان سه عضو غربی شورای امنیت بر سر نحوه حضور دوباره در آفریقا صورت گرفته است. رویکرد سازمان ملل نشان داده است که عملا اراده ای در راستای حل واقعی بحران در کشورهایی مانند آفریقای مرکزی ندارد.

در این میان رمزگشایی از بازی جدید اولاند در آفریقا به هیچ عنوان سخت و دشوار نیست! صورت مسئله این است که چندی پیش شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامه پیشنهادی فرانسه را درباره آفریقای مرکزی تصویب کرد تا فرانسه بتواند به بهانه برقراری آرامش و ثبات در این کشور آفریقایی مداخله نظامی کند. رئیس کاخ الیزه در ابتدای عملیات نظامی در خاک آفریقای مرکزی سخنان عوام فریبانه ای را بر زبان آورد:

"فرانسه باید با کل آفریقا بویژه کشورهای آفریقایی فرانسوی زبان و همچنین کشورهای آفریقایی انگلیسی و عرب زبان و اسپانیایی زبان روابط داشته باشد. فرانسه از آنچه از این کشور انتظارمی رود آگاه است. زمان تغییر کرده است و روابط، دیگر آن چیزی نیست که در گذشته بود. من در آفریقا به هر جایی که رفته ام اعلام کرده ام دوره ای جدید آغاز شده است و اینکه آفریقا باید به طور کامل بر سرنوشتش حاکم شود و برای رسیدن به این هدف، این قاره باید خودش امنیت خودش را تضمین کند!"

با این حال اولاند در نهایت نتوانسته است واقعیت بازی خود در آفریقا را از دید مخاطبان کتمان کند. جایی که اولاند بر اهداف کلان کشورش در آفریقا مهر تایید می نوازد:

"فرانسه می خواهد در مسئله توسعه شریک آفریقا باشد. من خاطر نشان می کنم که فرانسه کشوری است که با شرکتهایش بیشترین سرمایه گذاری را در آفریقا انجام می دهد. فرانسه یکی از اصلی ترین تامین کنندگان کمک های دولتی برای توسعه آفریقاست. فرانسه اولین سرزمین پذیرای دانشجویان آفریقایی است. اما فرانسه به همراه اروپا می خواهد بیشتر با سرنوشت قاره شما همکاری کند. فرانسه می تواند در ایجاد بنیاد فرانسوی - آفریقایی برای توسعه مشارکت کند. بنیادی که می تواند منابع خصوصی و دولتی، سرمایه های فرانسوی و آفریقایی و اروپایی را بسیج کند برای اینکه ما با هم از طریق این بنیاد به سمت نوآوری و فناوری های جدید حرکت کنیم. هدفی که تعیین کرده ام دو برابر کردن سطح تبادلات تجاری بین فرانسه و قاره آفریقاست. من تصمیم گرفته ام بیست میلیارد یورو در طول پنج سال آینده برای توسعه آفریقا اختصاص دهم".

در آن سوی میدان، ایالات متحده آمریکا سعی دارد بازی را به گونه ای دیگر هدایت کند. واشنگتن از نقش آفرینی نظامی و اقتصادی فرانسه در آفریقا به صورت مشروط حمایت می کند. این حمایت مشروط در گروی تامین دغدغه های اقتصادی-امنیتی آمریکا در آفریقاست. بر این اساس آمریکا قصد دارد ضمن مطرح کردن نقش خود به عنوان یک منجی امنیتی برای شهروندان آفریقایی، زمینه را جهت افزایش قدرت مانور اقتصادی خود در قاره سیاه فراهم آورد. از سوی دیگر، آمریکا می خواهد اطمینان یابد که می تواند به همراه فرانسه و انگلیس و پس از انجام یک بازی متوازن در آفریقا، مانع از افزایش قدرت مانور کشورهایی مانند چین و روسیه در آفریقا شوند. برگزاری نشست اخیر آفریقا-آمریکا نیز دقیقا در همین راستا قابل ارزیابی بوده است.

دغدغه های مشترک واشنگتن و تل آویو در قاره سیاه

نکته دیگری که باید در تحلیل و برداشت ما نسبت به برگزاری نشست اخیر آمریکا-آفریقا مدنظر قرار گیرد، به دغدغه های مشترک رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا در آفریقا باز می گردد. "تجزیه کشورهای آفریقایی خاورمیانه"،" بهره برداری از ثروت طبیعی آفریقا" و " حفظ بحرانهای مزمن امنیتی در آفریقا" سه هدف مشترک دو طرف را تشکیل می دهد. اگرچه اوباما به کشورهای آفریقایی قول داده تا بودجه نسبتا کلانی را در زمینه تامین امنیت قاره سیاه در نظر بگیرد، اما مسلما پایان بحرانهای امنیتی در آفریقا به معنای پایان حضور و مداخله جویی غرب در قاره سیاه خواهد بود؛ موضوعی که به هیچ عنوان مدنظر آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست.

از سوی دیگر، تجزیه کشورهای اسلامی و خاورمیانه ای شمال آفریقا باید در سایه حفظ همین بحران مزمن امنیتی صورت گیرد. تراژدی تقسیم سودان به دو بخش جنوبی و شمالی در همین فضا و با دخالت مستقیم رژیم صهیونیستی صورت گرفت. در حال حاضر نیز تل آویو و واشنگتن نگاه خطرناکی نسبت به تجزیه دیگر کشورهای آفریقایی دارند. یکی از این کشورها لیبی است که هم اکنون در داخل آن جنگ تمام عیاری در جریان است.

واقعیت امر این است که طی سالهای اخیر تل آویو نگاه ویژه ای به آفریقا و خصوصا حوزه رود نیل پیدا کرده تا بتواند به هر نحو ممکن نفوذ خود را در این منطقه گسترده تر کند.

این رویکرد به صورت مستقیم از سوی وزیر خارجه افراطی رژیم صهیونیستی پیگیری می شود. جالب توجه اینکه حتی در دوران ریاست جمهوری حسنی مبارک نیز شاهد اتخاذ همین رویکرد از سوی مقامات رژیم صهیونیست بودیم.

سفر وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی به کشورهای آفریقایی در حدود ۴ سال قبل پرده از بسیاری از سیاست های تل آویو در قاره سیاه برداشت. در حقیقت رویکرد لیبرمن تقلیدی از رویکرد "گلدا مایر"، وزیر امور خارجه اسبق رژیم صهیونیستی است. رژیم اسرائیل از زمان تاسیس خود در پی دستیابی به منابع آبی رود نیل بوده است. تل آویو در سال۱۹۷۴ نیز در طرحی بازپس دادن قدس اشغالی را به فلسطینیان مشروط به انتقال سالانه۸۴۰ میلیون متر مکعب از آب رود نیل به سرزمین های اشغالی کرده بود، که این طرح با مخالفت سودان و اتیوپی به جایی نرسید.

بدیهی است که رویای دستیابی صهیونیست ها به رود نیل و منابع آبی مصرف برخی کشورهای دیگر آفریقایی را نیز درگیر خواهد ساخت.

یکی از این کشورها اتیوپی است. لیبرمن در سفر ۴ سال قبل خود به اتیوپی که۸۰ درصد از آب جاری در مصر از این کشور می گذرد، خواستار احداث چندین سد بر رود نیل شد. رژیم صهیونیستی هم اکنون در پروژه های سدسازی در اتیوپی مشارکت دارد. همچنین این رژیم با اوگاندا در سه پروژه سدسازی دیگر نیز همکاری دارد. بنابر این مصر اصلی ترین بازنده سفر لیبرمن به آفریقا بوده است.

در چنین شرایطی بازی امنیتی آمریکا در آفریقا با بازی اقتصادی- امنیتی رژیم صهیونیستی در قاهره همپوشانی کامل خواهد داشت. در هر حال پوست اندازی چهره آمریکا در آفریقا، خود جزئی از یک بازی به مراتب بزرگتر است که در آن انگلیس و فرانسه و همچنین رژیم اشغالگر قدس دخیل هستند. تلاش اوباما برای پوست اندازی سیاسی در آفریقا در حالی صورت می گیرد که شهروندان کشورهای مصر، لیبی و تونس به سبب حمایت های اولیه کاخ سفید از افرادی مانند بن علی و حسنی مبارک و حتی اهمال عامدانه در مهار قذافی در خصوص کشتار مردم لیبی ( در آخرین روزهای حکومت سابق لیبی) این لکه هایی ننگ کارنامه سیاست خارجی دولت آمریکا را فراموش نخواهند کرد.

نویسنده: فخرالدین اسدی
منبع: پایگاه تحلیلی خبری بصیرت
Share/Save/Bookmark