دستگیری قصاب عرسال توسط ارتش لبنان+تصویر

آزادسازی سه روستا در جنوب استان حلب سوریه+نقشه

سامانتا پاور: عربستان علاوه بر کشتار یمنی‌ها به آنها گرسنگی هم می‌دهد

آمادگی نجف اشرف برای احیای مراسم سالگرد رحلت پیامبر اکرم (ص)

پیام تسلیت عضو جنبش جهاد اسلامی فلسطین به ملت ایران

راز زشت رقه، ائتلاف آمریکایی چگونه با داعش همکاری کرد؟

عربستان و طبل تو خالی جنگ با ایران

عکس/ نصب پرچم‌ عزای پیامبر(ص) در حرم علوی

جمع‌آوری کمک برای زلزله‌‌زدگان در هامبورگ

روسیه: آلبوکمال در حال پاکسازی است

هشدار مجدد سازمان ملل متحد درباره‌ قحطی در یمن

انگلیس خواستار بازگشت سعد الحریری به لبنان شد

نقش داماد ترامپ در بحران‌ های خاورمیانه

نظر جالب یکی از مسئولان لبنانی درباره سخنان نصرالله

«صهیونیسم» سلاح کشتار جمعی است

۶ هزار زائر اربعینی همچنان پشت مرز ایران مانده‌اند+ تصاویر

ناکامی در لبنان؛ شکست های سعودی بدون توقف

برجام موشکی، سناریوی جدید ماجراجویان

ارتش صهیونیستی نیروهای خود را در مرز غزه تقویت کرد

تظاهرات در صنعاء در محکومیت محاصره یمن توسط ائتلاف سعودی

دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۸
کد مطلب: ۷۸۹۷۷
داخلی آرشيو خبر صفحه اخبار سایر رسانه‌ها
پایان اعتبار آمریکا و اقدامات نامتعارف
پایان اعتبار آمریکا و اقدامات نامتعارف
روندهای جاری در جهان ، عرصه های مختلف را برای ایالات متحده آمریکا تنگ کرده است. در نتیجه، واشنگتن که پس از فروپاشی بلوک شرق، رؤیای آقایی بر جهان را در سر داشت، با مشاهده بی اعتبارشدن خود در فضای بین المللی بطور فزاینده دست به اقدامات نامتعارف می زند.
به گزارش جبه جهانی مستضعفین به نقل از الوقت، فروپاشی اتحاد جماهیر شوری سابق در آغاز دهه ۱۹۹۰، آمریکائیها را به وجد آورد. آنها تصور می کردند بعنوان طرف پیروز در پایان جنگ سردِ ، پس از این آقای جهان خواهند بود و هر آنچه را که می خواهند بدون هیچگونه مزاحمت و مانعی انجام خواهند داد. بر همین اساس آنها بطور گسترده رویکرد یکجانبه گرایی را در دستور کار خود قرار دادند. حادثه ۱۱ سپتامیر ۲۰۰۱ فرصت طلایی برای آنها بوجود آورد تا این رویکرد و سیاست خود را با شدت و حدت بیشتری دنبال نمایند. در این زمان بود که مقامات آمریکا اعلام کردند هرآنچه را که لازم بدانند در جهان انجام می دهند و در این راستا از هیچ کس اجازه نخواهند گرفت . این مسئله بطور روشن و رسا مصداق مفهوم یاغی گری و بیانگر شخصیت و روحیه متکبر و و خوی وحشی مقامات واشنگتن بود که در شرایط جدید، فضای ظهور و بروز و تاخت و تاز پیدا کرده بود. با استفاده از این فرصت طلایی تصمیم گرفتند هر کشور و یا ملتی را که تسلیم زورگوئیهای آنها نمی شود قلع و قمع و تسلیم خود نمایند. آمریکائیها حتی برای منطقه غرب آسیا نقشه ای را بنام طرح خاور میانه بزرگ تدارک دیدند تا اوضاع را آنگونه که خود می خواهند از طریق فشار و زور شکل دهند. ابتدا تصور می کردند که می توانند این کار را انجام دهند. اما طولی نکشید که احساس کردند در همان گامهای اولیه در افغانستان و سپس عراق در گل فرو رفته اند. اینجا بود که متوجه شدند برخلاف تصوری که داشتند، شرایط مطابق خواست آنها پیش نمی رود.

آنها وقتی دیدند نمی توانند طرحهای خود را در منطقه، آنگونه که در نظر دارند پیش ببرند، در گام بعدی، برنامه بر هم زدن اوضاع و بی ثبات سازی - بویژه در منطقه حساس غرب آسیا - را در دستور کار خود قرار دادند. ایجاد جنگهای نیابتی از طریق توسعه و تقویت گروههای افراطی و تروریستی بهترین راهکار تشخیص داده شد. اما می بینیم که این راهکار و سیاست نیز نتیجه مطلوب را برای آنها ایجاد نکرد و امروز بیشتر از همیشه در این منطقه دستشان خالی مانده است. طرحهای آنها در نقاط مختلف منطقه از جمله در عراق، سوریه و یمن به شکست انجامید.

روندهای جدید جهانی و منطقه ای ، نشان از افول سلطه و هژمونی آمریکا در این عرصه ها را دارند. از جمله:

- رشد فرهنگی و بیداری ملتها یکی از مهمترین این روندها می باشد. علی رغم تلاش گسترده رسانه های غربی در تحریف واقعیات و فریب افکار عمومی ، ملتها به ماهیت، اهداف و عملکرد نظام سلطه – بویژه ایالات متحده آمریکا- پی برده اند و مخالفتها در سطح جهانی علیه آنها رو به افزایش است.آمریکائیها نمی توانند مانند گذشته با ملتها رفتار کرده و خواسته های نامشروع خود را بر آنها دیکته کنند.



- قطبهای جدید قدرت بطور فعال تر و مؤثرتر وارد میدان شده و عرصه را برای آمریکائیها تنگ کرده اند. کشورهای روسیه و چین مهمترین بازیگران نا همساز با غرب سلطه گر می باشند که نقش آنها در عرصه های مختلف جهانی و منطقه ای در حال افزایش است. برای نمونه در سوریه ، مقاومت و کشور روسیه کاملاً دست برتر را دارند و آمریکائیها تقریباً در حاشیه قرار گرفته اند. اتحادها و ائتلافهای غربی با محوریت آمریکا روی به ضعف و واگرایی نهاده اند.



- مقاومت اسلامی در منطقه از نظر قدرت و توانمندی به دلیل نیازهای عملیاتی و تجارب میدانی ، توسعه و تقویت یافته است. نیروهای مقاومت، ضمن اینکه بویژه در چند دهه گذشته وقتی مشاهده کردند که دشمنان اسلام و مسلمانان با چه حجم و نحوی به خصومت علیه اسلام پرداخته و دست به جنایت و کشتار در جوامع اسلامی زدند، بلحاظ انگیزه و روحیه ، قدرتی چند برابر یافته و بیش از هر زمان دیگر آماده مقاومت و دفاع تا پای جان شده اند. رشادتها و جانفشانیهای آنها در میادین مختلف نبرد، گویای همین واقعیت است.

در جبهه مقاومت، جمهوری اسلامی ایران ، از جایگاه ویژه و محوری برخوردار می باشد. به همین دلیل در کانون توجهات و دغدغه های ایالات متحده آمریکا قرار دارد و بیشترین اتهامات و خصومتها علیه آن شکل می گیرد. اما مقامات کاخ سفید باید بدانند که در طول این ۴۰ سال گذشته با اینکه با تمام توان وارد شدند، امان نتوانستند ملت ایران را تسلیم کنند. فرهنگ و شخصیت ایرانی، فرهنگ ظلم ستیز است. روحیه ایرانی هیچگونه زوری را بر نمی تابد؛ تا پای جان هم هزینه می کند. در عین حال بشدت اهل منطق بوده و به هر صادق و صاحب منطقی کاملاً احترام قائل است. آنها می توانند ملت ایران را در فشار قرار دهند و یا به آن آسیب بزنند؛ اما اولاً آسیب هم خواهند خورد ثانیاً موفق نخواهند شد آن را شکست دهند.



همین شرایط سخت و تنگناهای روز افزون برای آمریکائیها – در حالی که تا چندی پیش رؤیای آقایی بر جهان را در سر داشتند- موجب شده است تا فشارهای خود را نسبت به دیگر بازیگران در عرصه بین الملل، افزایش داده و بیش از گذشته دست به اقدامات نامعقول و نا متعارف بزنند. در حال حاضر اقدامات نا متعادل و جنجال بر انگیز ترامپ ، همگان - از جمله دوستان آنها- را متحیر کرده است. اما باید توجه داشت که این رفتارهای وی را نباید صرفاً به پای یک فرد نوشت؛ چرا که سیستم سیاسی و بوروکراتیک ایالات متحده آمریکا اجازه نمی دهد تا یک فرد بدین شکل و بصورت خود محور هر کاری را که می خواهد انجام دهد. رفتارهای ترامپ ، حد اقل نمود اراده یک بخش قابل توجهی از هیئت حاکمه در آن کشور می باشد ؛ هیئت حاکمه ای که برجسته ترین ویژگی آن تکبر همراه با یاغی گری است.

اقدامات اینگونه، بیانگر فضای غیر عادی و بحرانی حاکم بر آمریکا می باشد. پس از این هم جهانیان قطعاً شاهد افزایش اینگونه اقدامات، توسط مقامات واشنگتن خواهند بود. چرا که آنها حیات سیاسی و هژمونی گذشته خود را در حال اضمحلال می بینند. روندی که نخواهند توانست جلوی آن را بگیرند. مقامات متکبر و خون ریز آمریکا دیگر هیچ زمانی آقایی بر جهان را نخواهند دید؛ شتر در خواب بیند پنبه دانه؛ گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه. اقدامات نا معقول و نا متعارف آمریکائیها در واقع ، تلاش برای حیات نیست بلکه دست و پا زدن در جان کندن است.
Share/Save/Bookmark