در خواست آیسسکو برای اعلام 15 مارس به عنوان روز جهانی مبارزه با اسلام‌هراسی

اعتراف داعش به پایان خلافت خود

فیلم / فرار داعشی‌ها با لباس زنانه از الباغوز

قدرت ارتش سوریه در بیرون راندن نیروهای آمریکایی

تحصن فعالان آلمانی در حمایت از اسرای فلسطینی + تصاویر

درخواست یک میلیون استرالیایی برای برکناری سناتور اسلام‌ستیز

تاملی بر اهداف و نتایج کشتار در نیوزیلند

عکس/ کشف ۷۶ گورجمعی ایزدی‌های قربانی داعش در سنجار

طرح استرالیا برای تقویت امنیت در عبادتگاه‌ها

عملیات ضد تروریستی ارتش سوریه در حومه «ادلب»

نارضایتی پادشاه سعودی از عملکرد ولیعهد خود

تعرض مجدد شهرک نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی

تظاهرات فرانسوی‌های الجزایری‌تبار در اعتراض به ادامه ریاست جمهوری بوتفلیقه

نقض آتش‌بس در کشمیر

تلاش مادورو برای تغییر کلی در ساختار دولت ونزوئلا

کمپین محرمانه ولیعهد عربستان برای سرکوب مخالفان آل سعود

تحرکات جدید داعش در شمال افغانستان

تدابیر شدید امنیتی فرانسه در برابر جلیقه‌زردها

تمدید ماموریت آموزش نظامی کانادا در اوکراین

فیلم/ تسلیت گویی متفاوت رئیس پلیس نیوزیلند به مسلمانان

چهارشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۱
کد مطلب: ۴۲۵۲۶
۲ نظر
داخلی آرشيو مقاله صفحه اسلام ستیزی
نگاهی به فاجعه نسل‌کشی مسلمانان در جنگ بوسنی و هرزگوین
به مناسبت 24مین سالگرد آغاز جنگ؛
نگاهی به فاجعه نسل‌کشی مسلمانان در جنگ بوسنی و هرزگوین
بریدن سرهای مجروحین، کشیدن صلیب با کارد روی بدن آنان، شکافتن شکم زنان حامله، بازی فوتبال با جنینی که هنوز جان دارد، خوراندن خون کودکان مسلمان به پدرانشان، ریختن الکل یا بنزین در گلوی مسلمانان و آتش زدن آن، تجاوز به دختران ۱۰ تا ۱۲ ساله در پیش چشم پدران و مادرانشان، استفاده از کودکان و زنان اسیر مسلمان به عنوان هدف نشانه روی برای تمرینات نظامی و تجاوز به نوامیس مسلمین و... تنها گوشه‌ای از جنایات صرب‌ها علیه مسلمانان بوسنی و هرزگوین است.
جبهه جهانی مستضعفین - حمله نژادپرستانه صرب‌ها به مسلمانان بوسنی و راه‌اندازی موجی از وحشی‌گری، قتل، تجاوز به نوامیس، کودک‌کشی و... یکی از فجیع ترین حوادث تاریخی است که تحت سکوت و خیانت سازمان ملل و کشورهای غربی مدعی حقوق بشر انجام شد. در ادامه به بررسی کوتاه جنگ در بوسنی‌ و‌ هرز‌گوین می‌پردازیم:

جغرافیای بوسنی
بوسنی و هرزگوین از شمال و مغرب با کرواسی و از مشرق با یوگسلاوی همسایه است؛ در جنوب غربی نیز باریکه ساحلی کوتاهی به طول بیست کیلومتر با دریای آدریاتیک دارد.

بوسنی به قسمت وسیع‌تر شمالی اطلاق می‌شود و هرزگوین مشتمل بر بخش‌های جنوبی با حوضه رود نرتوا‌ست.
 
نام بوسنی از نام رود بوسنا گرفته شده و پیشینه نام هرزگوین به یکی از اعیان موسوم به استپان ووکچیج کوساچا که بر پادشاه بوسنی شورید و خود را «هرتسگ(دوک) سنت ساوا» خواند، باز می‌گردد که وی بعدها این ناحیه «هرتسه گوینا» هرسک نامیده شد.

تاریخ سرزمین بوسنی

بر اساس شواهد تاریخی موجود، تاریخ تمدن سرزمین کنونی بوسنی و هرزگوین به سه هزار سال پیش باز می‌گردد.

اقوام ایلیرین، کهن‌ترین قوم بالکان، نخستین مردمانی بودند که تمدن این سرزمین را پی‌ریزی کردند؛ این سرزمین در سده پیش از میلاد، به عنوان استانی تحت فرمان اقوام ایلیریکام قرار داشت.

در پی فروپاشی امپراتوری روم، اقوام گات و پس از آن اسلاوها این سرزمین را در اختیار خود گرفتند و پادشاهان و فرمانروایان بسیاری از اقوام اسلاو تا قرن دوازدهم میلادی بر این سرزمین حکومت کردند.

پس از این دوره بود که بوسنی و هرزگوین کنونی به تصرف و کنترل مجارستان در‌آمد. نیروهای امپراطوری عثمانی، در سال ۱۳۸۶ میلادی و در اولین مرحله بخش‌هایی از این سرزمین را به تصرف خود در‌آوردند و در سال ۱۴۶۳ میلادی کاملا به تصرف و کنترل نیروهای امپراتوری عثمانی درآمد.

فروپاشی امپراطوری عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی موجب شد اختلافات قومی به ویژه در میان کروات‌ها، صرب‌ها و مسلمانان ساکن این سرزمین تشدید شود.

در گردهمایی موسوم به کنگره برلین در سال ۱۸۷۸، سرزمین بوسنی و هرزگوین در اختیار امپراطوری اتریش- مجارستان قرار گرفت و در سال ۱۹۰۸ این سرزمین به طور رسمی ضمیمه آن شد.

منازعه گروه‌های ملی‌گرای صرب بوسنی با امپراطوری اتریش - مجارستان پس از این دوره بیش از گذشته تشدید شد تا اینکه این روند در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ و با ترور ولیعهد اتریش در سارایوو به اوج خود رسید و عمده‌ترین عامل بروز جنگ جهانی اول شد.(+)


ساختار جمعیتی در بوسنی و هرزگوین
از مجموع ۳.۶ میلیون نفر جمعیت این کشور ۴۴ درصد آنان مسلمان، ۳۱ درصد صرب و ۱۷ درصد کروات هستند؛ بقیه را اقلیت‌های قومی کوچک‌تر رومی تبارها ( از اقوام کولی)، تشکیل می‌دهند.

نزدیک ۲/۲ میلیون نفر در فدراسیون بوسنی و هرزگوین(کروات و مسلمان) و نزدیک 1/4 میلیون نفر در جمهوری صربسکا (صرب‌های بوسنی) ساکن هستند.

پیش از بروز جنگ‌های داخلی در بوسنی و هرزگوین در سال ۱۹۹۱، جمعیت این کشور بیش از چهار میلیون نفر بوده است.

پس از پایان جنگ داخلی بوسنی و امضا قرارداد صلح دیتون در سال ۱۹۹۵ میلادی،  نزدیک 2/6 میلیون تن از ساکنان بوسنی در زمان جنگ در این کشور باقی ماندند و 1/4 میلیون نفر اقدام به مهاجرت کردند؛ بر اثر جنگ داخلی نزدیک 1/3 میلیون نفر نیز در درون کشور ناگزیر به جابجایی شدند.(+)

استقلال بوسنی و هرزگوین
شبه‌جزيره بالكان شامل كشورهای تركيه، بلغارستان، رومانی، يونان، يوگسلاوی سابق و آلبانی، يكی از حساس‌ترين نقاط جغرافيايي جهان می‌باشد كه تاريخ پنج سده گذشته آن، همواره متأثر از درگيری‌های نظامی دولت‌های منطقه بوده است.

فروپاشی حكومت‌های كمونيستی در اروپای شرقی علت اصلی واگرايی در بالكان به ويژه در كشور يوگسلاوی بود، زيرا حركت به سوی دموكراسی چند حزبی در اين كشور در اواسط دهه هشتاد و به موازات حركت‌های دمكراتيك در لهستان شروع شده بود و اين رويدادها به آن سرعت بخشيد.

تقاضا برای آزادی شهروندان و قوميت‌ها در شش جمهوری سابق يوگسلاوی، باعث مخالفت و مقابله با طرح صربستان بزرگ، تحت پوشش يوگسلاوی گرديد و بحران در این منطقه شروع شد.

در این میان تقاضای كشور بوسنی و هرزگوين برای شناسايی بين‌المللی، توسط جامعه مشترك اروپا و آمريكا مشروط به همه‌پرسی شد. ابتدا صرب‌ها اين همه‌پرسی را تحريم كرده و سپس با برگزاری رفراندوم ويژه خود طرح استقلال بوسنی و هرزگوين را رد كردند و تشكيل جمهوری صرب‌های بوسنی هرزگوين را اعلام نمودند.

اما دولت بوسنی و هرزگوين همه‌پرسی را بر اساس اصول بين‌المللی و با نظارت ناظران جهانی برگزار نمود. در اين همه‌پرسی بيش از يك و نيم ميليون نفر كه ۶۴ درصد از شهروندان را تشكيل می‌دادند به جمهوری مستقل و غيرقابل تقسيم بوسنی و هرزگوين رأی دادند.

يك روز پس از به رسميت شنا
خته شدن بوسنی و هرزگوين به عنوان كشوری مستقل، يعنی در ۷ آوريل ۱۹۹۲، اين كشور توسط صربستان مورد تجاوز قرار گرفت.(+)


دلایل حملات صرب‌ها به بوسنی
شبه جزیره بالکان به دلیل اینکه خاستگاه ملل گوناگون با فرهنگ‌ها، رسوم، اعتقادات و مذاهب مختلف است شاهد تحولات تاریخی و بحران‌های گوناگونی بوده است که دراین میان بوسنی و هرزگوین و شهر سربرنیتسا نیز به عنوان شهری با ویژگی‌های منحصر به فرد در منطقه دستخوش این تحولات و بحران‌ها قرار گرفت.

پایان جنگ سرد، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و مرگ تیتو به عنوان عامل وحدت بخش، موجی از ملی گرایی افراطی و تجزیه طلبی را در اروپای شرقی به دنبال داشت

صدور اعلامیه استقلال و حاکمیت در ۱۴ اکتبر ۱۹۹۱ توسط پارلمان بوسنی و هرزگوین و به رسمیت شناخته شدن این استقلال توسط مراجع بین‌المللی، صرب‌ها را بر آن داشت تا در راه تحقق بخشیدن به آرزوی دیرینه‌شان یعنی «صربستان بزرگ»، در آوریل ۱۹۹۲، این کشور را مورد تجاوز قرار دهند و یکی از فجیع‌ترین جنایات در طول تاریخ را رقم بزنند.

یکی از مهم‌ترین عوامل بروز جنگ در بوسنی و وقوع جنایت هولناک سربرنیتسا را می‌توان طرز نگرش نژادپرستانه و زیاده‌خواهی صرب‌ها در رسیدن به صربستان بزرگ دانست که تحقق این امر منوط به خلوص نژادی در قالب صرب، و خلوص مذهبی در ظاهر مسیحیت بود، بدین ترتیب، هرچند مسلمانان بوسنی از نژاد اسلاو بودند، اما در زمره صرب‌ها قرار نمی‌گرفتند و همچنین از لحاظ مذهبی نیز هم کیش صرب‌ها نبودند؛ زیرا در بوسنی و هرزگوین، مسلمانی ملیت است و ناگزیر مسلمانان در تیررس نژادپرستان صرب قرار دارند.

سربرنیتسا نیز با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی و استراتژیکی، وقوع در منطقه حساس مرکزی پودرینیه (Central Podrinije) و همچنین نزدیکی به کشور صربستان از لحاظ موقعیت، همواره برای صرب‌ها جایگاه ویژه‌ای داشته است.

احتمالاً همین موقعیت خاص و اساسی سبب شده بود تا این فکر به وجود آید که سربرنیتسا با اخذ تضمین‌هایی بر اساس طرح ونس - اوئن، به صربستان واگذار خواهد شد؛ اما تا سال ۱۹۹۳، اجرای چنین طرحی به معنای دادن پاداش به جنایات صرب‌ها و برخلاف وجدان بین‌الملل بود.

به هر صورت، پس از آغاز جنگ در بوسنی و هرزگوین، جامعه بین المللی در فکر حل بحران و مداخله در جنگ به منظور جلوگیری از جنایات هولناک فرو رفت. سازمان ملل متحد نیز بلافاصله پس از آغاز جنگ، تصمیم به اعزام چهارده هزار سرباز به منطقه یوگسلاوی تا آخر ماه آوریل ۱۹۹۲ گرفت و با صدور قطعنامه‌هایی فاقد قدرت لازم سعی در حل بحران نمود.

نکته مهم آن است که حوادث بوسنی چندین سال پس از آنکه سازمان ملل متحد دقیقاً برای جلوگیری از وقوع چنین جنایاتی، دیوان بین المللی لاهه را تأسیس کرد، به وقوع پیوست.


روایت جنایت در بوسنی
کشور بوسنی و هرزگوین با ترکیب سه قومیت بوسنیایی (یا بوشنیاک)، صرب و کروات با برگزاری رفراندم استقلال خود را در ۶ آوریل ۱۹۹۲ از کشور یوگسلاوی سابق اعلام کرد؛ اما شادی این استقلال ساعتی بیش دوام نیاورد و نتیجه رفراندم دستاویزی برای صرب‌های بوسنی شد تا با حمایت مالی و نظامی صربستان جنگ با مسلمانان بوسنی را آغاز کنند.

صرب های ساکن بوسنی به قصد اشغال مناطق بوسنی در شرق و غرب و الحاق آنها به صربستان، نبردهای مسلحانه گسترده‌ای را در سرتاسر این سرزمین آغازکردند و این جنگ تا اواخر سال ۱۹۹۵ ادامه یافت.

جنگی خونین که با پیمان صلح دیتون در ۲۱ نوامبر ۱۹۹۵ به پایان رسید. از آوریل ۱۹۹۲ تا نوامبر ۱۹۹۵ و یا به عبارتی در ۱۳۳۵ روز جنگ بنا به آنچه در منابع مختلف بوسنیایی آمده است حدود ۷۷۰۰۰ تا ۱۰۴۰۰۰ نفر کشته شده‌اند که از این میزان ۱۶۰۰ نفر کودک بوده‌اند.

صربها که از یک طرف مجهز به تجهیزات نظامی متعلق به ارتش ملی یوگسلاوی باقی مانده از دوران قبل از استقلال بودند و از طرف دیگر نقاط کلیدی چون نیروگاه ها و کارخانه ها را در اختیار داشتند، کروات ها نیز تکیه بر خاک کرواسی داده بودند و تا حدی از مزایای آن استفاده می کردند، ولی مسلمانان بوسنی (بوشنیاک ها)، با کمترین امکانات دفاعی و دور از هم کیشان خود در جنگی ناخواسته و نابرابر گرفتار شدند.(+)

درگیری‌ها ابتدا در اسلوونی و کرواسی، و سپس سال بعد از آن به‌شکلی بسیار خونین در بوسنی اتفاق افتاد.

صرب‌های بوسنی با الهام گرفتن از اسلوبودان میلوسویچ، که ملی‌گرایی را جایگزین کمونیسم کرده بود، سعی کردند بوسنی و صربستان را با هم ادغام کنند و در این کار ناموفق ماندند، اما توافق دیتون کنترل قدری کمتر از نیمی از کشور و امکان وتوی سیاست‌های ملی در بوسنی هرزگوین را در اختیارشان گذاشت.(+)

اما مسلمانان بوسنیایی خواستار جدایی از یوگسلاوی سابق بودند در چنینی حالی صرب‌های ساکن بوسنی با این اقدام مخالفت کرده و به سرکوب مسلمانان پرداختند.

این حادثه یکی از فجیع‌ترین حوادث تاریخی به شمار می‌رود که به نسل‌کشی، قتل‌عام و کشتار گروهی مسلمانان انجامید. این در گیری ها در ژوئیه ۱۹۹۵ با کشتار سربرنیتسا به اوج خود رسید.


سربنیتسا اوج کشتار در بوسنی
ترتیبات سیاسی بجا مانده از توافق صلح دیتون در سال ۱۹۹۵ به درگیری‌ها خاتمه داد. اما این توافقات اختلافات ناشی از ایدئولوژی‌های ملی‌گرایانه‌ای را که جنگ به‌خاطر آنها آغاز شد، التیام نبخشید.

با بحرانی‌تر شدن اوضاع شورای امنیت دست به کار شد تا مثلا نقش خود را در برقراری امنیت و صلح ایفا کند و در این میان سربرنیتسا منطقه امن نامیده شد.

با اعلام سربرنیتسا به عنوان منطقه امن، این شهر زیر چتر امنیتی کلاه آبی‌ها (نیروهای پاسدار صلح) قرار گرفت و به همین بهانه اسلحه مدافعان مسلمان از آنها گرفته‌شد.

۶۰۰ سرباز هلندی زیر نظر سازمان ملل محافظت از این منطقه امن را بر عهده گرفتند و حمله به این منطقه در حکم حمله به حیثیت شورای امنیت و در نتیجه صلح جهانی بود!

روز ۱۵ تیر سال ۱۳۷۴ شهر مملو از جمعیتی بود که به امید امنیت از نقاط دور و نزدیک پای در آن گذارده بودند، اما در تله‌ای مهیب گرفتار شدند؛ صرب‌ها شهر را کاملا محاصره کرده بودند، مواد غذایی شهر در حال اتمام بود و در همین وضعیت از یک ماه قبل به دلیل محاصره هیچ‌گونه محموله غذایی به شهر وارد نشده بود.

صبح همان روز صرب‌ها به محدوده‌ای رسیده‌ بودند که شهر در تیررس توپخانه سنگین آنان قرارداشت ونیروهای صرب پس از استقرار صدها گلوله توپ را به سمت مناطق مسکونی شلیک کردند.

مدافعان مسلمان از هلندی‌ها خواستند تا اسلحه‌ها را برای دفاع به آنها پس دهند، اما کاملا بی‌فایده بود.

ساعتی بعد پس از آنکه در یکی از پست‌های بازرسی، صرب‌ها حدود سی سرباز هلندی را گروگان گرفتند؛ فرمانده نیروهای هلندی تقاضای پوشش هوایی کرد؛ جنگنده‌های سازمان ملل به پرواز درآمدند اما آتش توپخانه خاموش شده‌ بود و صرب‌ها به سمت شهر هجوم آورده‌بودند.

در طی ۵ روز صرب‌ها به کرانه‌های شهر رسیدند و برای ترساندن نیروهای حافظ صلح تعدادی از گروگان‌ها را کشتند و سپس تهدید کردند که مسلمانان برای در امان ماندن باید مابقی سلاح‌های موجود را به صرب‌ها تحویل دهند؛ نیروهای حافظ صلح بلافاصله این امر را پذیرفتند.

نزدیک به هشت هزار نفر از مردان مسلمان حاضر در سربرنیتسا برای محاکمه به جرم جنایت جنگی !! توسط صرب‌ها بازداشت شدند. مردانی که بین ۱۲ تا ۷۷ سال سن داشتند!



حالا صربها در شهر بودند، خوشبختانه زن‌ها و بچه‌ها، به استثنای پسران بالای ۱۲ سال به وسیله کامیون از شهر خارج شده بودند. اما خبری از وضعیت مردان در دست نبود، ظاهرا پنج هزار نفر آنان در محوطه‌های امن پاسداران صلح پناه گرفته‌بودند؛ صرب‌ها حاضر شدند در مقابل آزاد کردن ۱۴ سرباز هلندی ۵ هزار مسلمان را از حافظان صلح ! بگیرند و هلندی‌ها هم بی‌شرمانه به این درخواست دیوانه‌وار جواب مثبت دادند، در حالی‌که صبح همان روز خود آنان نخستین اجساد قتل عام شده را در یک انبار روستایی موسوم به KRAVIKA یافته بودند.

بدون شک هلندی‌ها می‌دانستند که سرنوشت این ۵ هزار نفر چیزی جز قتل عام نیست ولی این عمل غیر انسانی را انجام دادند که بعدها یک ژنرال بازنشسته آمریکایی در توجیه این عمل ضدبشری علت را همجنس‌بازی سربازان هلندی اعلام کرده بود! 

واقعیت آن است که نیروهای سازمان ملل با اشاره فرماندهان خود که عمدتا از کشورهای صاحب حق وتو بودند، تنها به عنوان یک ناظر بی‌خیال در قتل عام ۸هزار انسان بی‌گناه، آن هم در کمتر از دو روز حضور داشتند، با وجود این خیانت، هلندی ها تنها در مورد دو مسلمان به نامهای ریزو مصطفیچ و حسن نوهاویچ محکوم و مجبور به پرداخت غرامت شدند. اما این لکه ننگ را هیچ شرم‌نامه‌ای پاک نمی‌کرد.

به گفته مارک براون نماینده ویژه سازمان ملل، فاجعه سربرنیستا برای همیشه تاریخ سازمان ملل را خدشه‌دار کرده‌است. حافظان صلح با بر جای گذاردن اسلحه، دارو و مهمات خود از معرکه گریختند و شهر را در اختیار جنایتکاران  صرب گذاشتند.

نیروهای ارتش هلند با فشار ملادیچ به مردم شهر سربرنیتسا اطمینان می‌دهند در صورتی که شهر را تسلیم و اسلحه‌های خود را تحویل دهند آنها را به نقاط امن منتقل خواهند کرد. مردم شهر به ناچار به آنها اعتماد کردند. اما پس از سقوط شهر اردوگاهی که نظامیان هلندی مسئولیت نگه‌داری آن را داشتند به شرط تأمین امنیت از سوی صرب‌ها تحویل نیروهای صرب داده شد.

نیروهای صرب بوسنی ابتدا این شهر را محاصره کردند، شهر مملو از هزاران غیرنظامی بود که از حملات قبلی صرب‌ها در شمال شرقی بوسنی گریخته و در آنجا پناه گرفته بودند. به مدت پنج روز سربرنیتسا را با توپ و راکت به شدت گلوله باران کردند و پس از آن ژنرال ملادیچ، همراه با گروهی فیلمبردار وارد شهر شد.

همزمان صرب ها مردان و پسران مسلمان بین ۱۲ تا ۷۷ سال را برای "بازجوئی به جرم ارتکاب جرائم جنگی" از بقیه افراد جدا کردند.

روز بعد اتوبوس هایی برای بردن زنان و کودکان وارد سربرنیتسا شدند، صرب‌ها زنان و کودکان را با ماشین‌هایی از مردان جدا کردند، مردان در انتظار خروج بودند ولی ماشین‌ها دیگر بازنگشتند. از این رو بیش از ۱۰ هزار بازمانده ارودگاه متواری شدند، اما این فرار بی‌نتیجه بود چون صرب‌ها در تمامی مسیر‌ها کمین کرده بودند و کمتر کسی از سربرنیتسا جان سالم بدر برد و عموماً در مسیر و در داخل جنگل به قتل رسیدند و در گورهای دسته جمعی دفن شدند. گورهایی که هنوز نیز هر از چندی کشف می‌شوند و داغ جنایات صورت گرفته را تازه می‌کنند.(+)

بریدن سرهای مجروحین، کشیدن صلیب با کارد روی بدن آنان، شکافتن شکم زنان حامله با شرط بندی بر روی جنسیت جنین و بازی فوتبال با جنینی که هنوز جان دارد، خوراندن خون کودکان مسلمان همراه با شراب به پدران آن ها، ریختن الکل یا بنزین در گلوی مسلمانان و آتش زدن آن، تجاوز به دختران ۱۰ تا ۱۲ ساله در پیش چشم پدران و مادرانشان، استفاده از کودکان و زنان اسیر مسلمان به عنوان هدف نشانه روی برای تمرینات نظامی و تجاوز به نوامیس مسلمین به منظور باردار کردن زنان از نسل صرب‌ها و گسیل آنان در میان هم وطنانشان به منظور تحقیر هر چه بیشتر آنان و ... تنها گوشه‌ای از جنایات هولناک بین‌المللی است که در جنگ بوسنی و هرزگوین و در قلب اروپای به ظاهر متمدن اتفاق افتاد.(+)



کوچه تک تیر‌اندازان در سارایوو
کوچه تک تیراندازان نامی بود که مردم بوسنی به بلوار مرکزی پایتختشان سارایوو در جریان جنگ بوسنی داده بودند.

این بلوار در زمان جنگ ۲۴ ساعت شبانه روز تحت نظر تک تیراندازان صرب بود. این جاده قسمت صنعتی شهر را به قسمت تاریخی و مسکونی آن متصل می‌کرد.

در خود بلوار تعداد زیادی ساختمان بلند و نیمه خراب وجود داشت که از آنها به عنوان محلی مناسب برای تیراندازی استفاده می‌شد و تقریبا بر تمام سارایوو دید داشت.

در تمام کوهستان های اطراف شهر نیز تک تیر‌اندازان صرب جولان می‌دادند و مردم بی‌دفاع را شکار می‌کردند. در حالی‌که شهر در محاصره تمام وقت صرب‌ها قرار داشت مردم برای زنده ماندن مجبور به تردد در شهر بودند و جان خود را به خطر می انداختند.

در آن زمان دیدن نشانه ها و تابلوهای Пази Снайпэр!!! Пази!!!(مراقب باش! تک تیرانداز!) در تمام نقاط شهر امری مرسوم بود و البته نمای شهر چیزی جز یک شهر خالی از سکنه نبود و هر از گاهی بعد از چند ساعتی رهگذری را می شد دید که چسبیده به دیوار با تمام سرعت می‌دود و به دنبال آن صدای شلیکی...

مردم معمولا با تمام سرعت از پناهی به پناهی دیگر می‌دویدند یا منتظر خودروهای زرهی سازمان ملل می‌ماندند تا در پناه آن حرکت کرده و عبور کنند. بر‌اساس اطلاعات جمع‌آوری شده در سال ۱۹۹۵ تک تیر‌اندازان ۱۰۳۰ نفر را مجروح کرده و ۲۲۵ نفر را کشتند که البته کشته شده‌های این آمار افراد جا به جا مرده را شامل می‌شود و مجروحانی که بعد‌ها مردند در آن لیست نشده‌اند. تعداد زیادی از ان ها در بعضی روزهای خاص که فعالیت تک تیر انداز ها بسیار شدید بوده کشته شده اند. و در میان کشته شدگان بیش از ۶۰ کودک زیر ۱۲ سال نیز حضور دارند.(+)



زنان مسلمان قربانیان جنگ در بوسنی
کارشناسان سیاسی معتقدند که موضوع تجاوز به زنان بخشی از استراتژی جنگ خونین و ظالمانه صربها و کرواتها علیه مسلمانان بوسنی بوده و این تجاوزها با طرح و برنامه خاصی انجام می‌شد. زیرا کسانی‌که جنگ را به راه انداختند از ساختار خانوادگی مسلمانان خوب اطلاع داشتند، آن‌ها می‌دانستند با این جنایت چه زیانی را بر جامعه مسلمان وارد خواهند کرد.

در حالی که خبرها از تجاوز به ده ها هزار زن و دختر از ۱۱ تا ۶۰ ساله خبر داده است بسیاری از خانواده های مسلمان بر اثر این جنایت از هم پاشید و نیز بسیاری از زنان کشور خود را رها کرده زندگی در غربت را انتخاب کردند.

عده قابل توجهی از زنان، فرزندان شان را به نهادهای دولتی تحویل دادند. این وضع بزرگترین ضربه را بر پیکر خانواده های بوسنیایی وارد کرد. نتیجه این جنایت های وحشیانه در سال های بعد آشکارتر می شود.

صربها به خودشان هم رحم نکردند و به بسیاری از زنان صرب یا کرواتی که با مسلمان ها ازدواج کرده بودند را در جریان درگیری های داخلی بالکان مورد تجاوز قرار دادند. در جنگ صربها علیه مسلمانان بوسنیایی بزرگ‌ترين و سازمان‌يافته‌ترين خشونت، تجاوز به زنان مسلمان بود به طوری‌كه همگان بر اين باورند كه صرب‌ها از آن به عنوان سلاح پاكسازی قومی استفاده می‌كردند.


راه‌اندازی «انجمن زنان آسیب‌دیده جنگ بوسنی»
خبرها حاکی از آنست که آن دسته از زنان بوسنیایی که در طول جنگ (۱۹۹۵-۱۹۹۲) مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند، به جای گوشه‌نشینی و انزوا انجمنی راه‌اندازی کرده درصدد تسلیم متجاوزان به دادگاه بین المللی برآمده‌اند.

هاسجیچ مدیریت «انجمن زنان آسیب دیده جنگ بوسنی» یکی از زنان مسلمان بوسنیایی مورد تجاوز قرار گرفته است و از سال ۲۰۰۳ تصمیم گرفته زنانی را که قربانی جنگ شده‌اند را در انجمنی گرد‌هم بیاورد تا حقشان را از متجاوزان بگیرد و تا کنون در انجمنش ۱۸۰۰ زن صرب، کروات و مسلمان را تحت پوشش قرار داده است.

وی در مورد خاطرات تلخش در جنگ بوسنی چنین اظهار می‌دارد: چتنیک‌ها در مارس ۱۹۹۲ وارد خانه ما هم شدند و در برابر چشمان من به دختر جوانم تجاوز و با وارد کردن ضربه‌ای به سرش او را مجروح کردند. روز بعد نیز مرا به قرارگاه پلیس شان بردند. در آن جا بارها به من تجاوز کردند بسیار وحشتناک و تلخ بود در آن جا یکی از همسایگان قدیمی صربمان که از دوستان خانوادگی‌مان بود را دیدم.

هاسجیچ در ادامه می‌گوید: بین مسلمانان، صرب‌ها و کروات‌های بوسنی هزاران زن بوده و هستند که به خاطر شرم از این موضوع منزوی شده و از خانه‌هایشان بیرون نمی‌آمدند اما آنان در حال حاضر زیر چتر انجمنی که تأسیس شده برای دستگیری و تحویل متجاوزان به دادگاه تلاش می‌کنند.

مدیر «انجمن زنان خسارت دیده جنگ بوسنی» که در سال ۲۰۰۱ به عنوان شاهد به دادگاه لاهه رفته و مطالبی را به اطلاع قضات رساند، با کمک اتحادیه اروپا و استفاده از فضای مجازی شکایت زنان مظلوم بوسنی را جمع‌آوری و تسلیم دادگاه کرد.

این حرکت منجر به دستگیری بسیاری از متهمان و متجاوزان شد. اما این در حالیست که در حال حاضر بسیاری از متجاوزان فعالانه در اجتماع حضور دارند و به شغل‌های حساس چون کارمند اداره پلیس و یا معلم آموزش و پرورش و ... هستند.


خاطرات تلخ زن بوسنیایی از جنایات صرب‌ها
در کتاب «مروری بر تاريخ مسلمانان در يوگسلاوی و جنگ در بوسنی و هرزگوين» نمونه‌ها زيادی از جنايات صرب‌ها تشريح شده که نمونه آن اظهارات خانم «حازيرا كاتوويچ بيديك»؛ زنی كه همراه با ۸۰۰ مسلمان توسط گروه‌های صرب در چاهي انداخته شده بود و به طور معجزه‌آسایی نجات يافت.

اين زن مسلمان می‌گويد: در آن چاه زنانی زنده زنده و به مرور كشته شدند. در این گور دسته جمعی زنی باردار كنار من بود،که دائماً داد می‌زد و از درد به خود مي‌پيچيد تا اين كه در روز بعد بالاخره جان سپرد. من به خاطر تكه‌ ناني كه به همراه داشتم و براي خوردنم در راه گرفته بودم زنده ماندم، ديگران هم مانند من اين‌چنين كردند. در جيب بسياري از اطفال و كودكان تكه‌هاي ناني بود و من به واسطه خوردن همين نان‌ها زنده ماندم. ابتدا خيلي مي‌ترسيدم ولي تكرار اين عمل (برداشتن نان از جيب قربانيان) برايم عادي شد. در چاه به دليل انباشته شدن اجساد روي هم، بوي بدي متصاعد مي‌شد. ۸۱ روز بعد كشاورزان روستايي نفيسن، مرا از داخل اين چاه نجات دادند. پس از خارج شدن از چاه وزنم به ۳۰ كيلوگرم رسيده بود در حالي كه پيش از اين، وزن طبيعي‌ام ۷۰ كيلوگرم بود.


فرجام جنایتکاران بوسنی
دادگاه لاهه از زمان تاسیس در سال ۱۹۹۳ میلادی ۱۶۱ کیفر خواست را برای افراد مختلف از جمهوری‌های یوگسلاوی سابق صادر کرده است که ۱۶۰ نفر از متهمین آن دستگیر و پرونده آنها بررسی شده و یا در حال بررسی است. از مهمترین این جنایتکاران می توان به میلوشویچ، کاراجیچ و ملادیچ اشاره کرد.

اسلوبودان میلوشویچ
پس از تحقیقات به عمل آمده،رئیس جمهور یوگسلاوی-"اسلوبودان میلوشویچ"- معروف به "قصاب بالکان"مسئول مستقیم قتل عام صورت گرفته علیه مسلمانان آن منطقه شناخته شد. میلوشویچ تا در سال ۲۰۰۶ و به دنبال رسیدگی به پرونده ی او، در دادگاه جنایات جنگی در دیوان لاهه،متهم به ۶۶ مورد جنایت علیه بشریت و از جمله دستور به قتل عام ۸۰۰۰ نفر از مسلمانان "سربنیتسا" ،در سال ۱۹۹۵ میلادی،شناخته شد و در حالی که همه در انتظار اجرای حکم صادره از سوی دادگاه بر علیه او بودند،فرشته‌ی مرگ او را امان نداد بر اثر سکته ی قلبی در زندان لاهه جان داد.

رادوان كاراجیج
كاراجیج رهبر صرب‌هایی است كه در جنگ سه‌ساله ۱۹۹۲-۱۹۹۵ با مردم بوسنی دست به كشتارهای بی‌رحمانه‌ای زدند. وی اگرچه طی ۱۳سال گذشته همواره از سوی دادگاه لاهه به عنوان جنایتكار جنگی تحت تعقیب بوده ولی تا سال ۲۰۰۹ موفق شده بود از پنجه عدالت بگریزد. كاراجیچ به مدت ۱۰سال با نام مستعار "دراگان دیوید دابیچ" و به عنوان پزشك در یك كلینیك خصوصی در بلگراد كار می‌كرد و سرانجام با چهره ای مبدل به دام افتاد. دادگاه او هنوز ادامه دارد.

راتکو ملادیچ
راتکو ملادیچ فرمانده ارتش صربهای بوسنی در جریان جنگ سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ بود. او به دلیل محاصره سارایوو در این سالها و کشتار ۸۳۰۰ بوسنیایی مسلمان در سربرنیتسا در ۱۱ جولای ۱۹۹۵ از سوی دادگاه بین‌المللی جرایم جنگی لاهه ۱۶ سال تحت تعقیب بود. پس از پایان جنگ ملادیچ در حالی که از حمایت آشکار اسلوبودان میلوشویچ برخودار بود، به بلگراد بازگشت. تا زمانی که اسلوبودان میلاشویچ، از ریاست جمهوری یوگسلاوی برکنار نشده بود، او بدون هیچ نگرانی در آپارتمان خود در حوالی بلگراد زندگی کرد و تا سال ۲۰۰۵ از ارتش مستمری بازنشستگی دریافت می کرد. سرانجام ماموران پلیس صرب، رد ژنرال ملادیچ را در دهکده لازاروو (در هشتاد کیلومتری شمال شرقی پایتخت)، در شمال صربستان پیدا کردند. پنجم خرداد ۱۳۹۰ خبر دستگیری راتکو ملادیچ در روستایی در شمال صربستان توسط دولت صربستان تائید شد. دادگاه او در حالی ادامه دارد که گفته می شود او به بیماری سرطان مبتلا است و بعید به نظر می رسد تا پایان روند دادگاه دوام بیاورد.

جنایتکاران باقی مانده
با وجود گذشت ۱۶ سال از جنایات وحشتناکی که در بوسنی روی دادند هنوز تعدادی از فرماندهان و سیاستمداران صرب‌ها که در جنایات جنگی دهه ۹۰ مقصر شناخته شده اند، فراری هستند و تلاش‌های صورت گرفته برای پیدا کردن جنایتکاران و کشاندن آنها به پای میز محاکمه بی نتیجه باقی مانده است. یکی از معروفترین این افراد گوران حاجیچ است. ۲۵۰ هزار یورو جایزه فردی است که نشانه ای از این فرد در اختیار مراجع ذیربط بگذارد. گوران حاجیچ در دوره جنگ صربستان و کرواسی هدایت و رهبری صرب های کرواسی را عهده دار بوده و هم اکنون پس از ملادیچ، از مهم ترین جنایت کاران جنگی مورد نظر دادگاه بین المللی لاهه و تحت پیگرد است.(+)




واکنش ایران به قتل عام در بوسنی
دشمنی دیرینه صرب‌ها و کروات‌ها با مسلمانان به حدی بود که به مسلمانان القابی چون غيرمسيحي‌ها، جذامي‌ها، چاپلوسان و عناصر بدون مليت، می دادند و این دشمنی با پاکسازی قومی مسلمانان به اوج خود رسید.

در جریان پاكسازي قومي و جنايات صرب‌ها و كروات‌ها عليه مسلمانان در مقابل چشمان بی تفاوت کشورهای به ظاهر متمدن اروپایی، ايران جزء اولين كشورهايي بود که هتك حرمت به زنان مسلمان، قتل‌عام‌هاي گسترده و جنايات بي‌نظير صرب‌ها عليه زنان، مردان و كودكان بوسنيايي و‌ اقدامات صرب‌ها را به شدت محكوم كرد و آمادگي خود را براي ارسال كمك‌هاي انساني دوستانه و حمايت‌هاي سياسي بين‌المللي از اين كشور تازه استقلال ‌‌يافته اعلام كرد.

در همان زمان رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، با لحني جدي و خشمگين چنين اعلام کرد كه ايران و جهان اسلام بايد هوشيار باشند، چون اينك زمان سرنوشت‌سازي است كه جنگ مدرن‌ترين اسلحه‌ها بر عليه مسلمانان و اسلام است.

رهبر معظم نظر جهان را به این مسلمانان مظلوم جلب کرد و در ادامه افزود: آوارگي و كشتار مسلمانان قسمتي از تبليغات مسيحيت غرب به رهبري آمريكا بر عليه موج اسلام‌خواهي در سراسر جهان است. خلاصه كلام آيت‌الله خامنه‌اي اين بود كه مسلمانان به رهبري ايران بايد براي دفاع از مسلمانان يوگسلاوي سابق بسيج شوند.(+)

دولت ایران به نحو گسترده‌ای به حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی از بوسنیایی پرداخت. سه ایرانی به نام‌های محمد حسين نواب، بهنام نيكنام و حاج رسول حيدري در جریان این فعالیت‌ها به شهادت رسیدند. نهادهای خیریه ایرانی همچون کمیته امداد نیز به کمک مردم مظلوم بوسنی شتافته و حجم عظیمی از کمک‌های مردمی را جمع آوری و منتقل می‌کردند. ایران در بازسازی بوسنی نیز مشارکت داشت.

سازمان ملل و کشورهای غربی مدعی حقوق بشر در نسل‌کشی مسلمانان توسط صرب‌ها، خیانت خود را به حقوق انسانی و بشریت به نمایش گذاشتند؛ خیانت‌ها و برخوردهای دوگانه‌ای که تا همین امروز نیز ادامه دارد. با توجه به سابقه تاریخی سیاه این کشورها، حمایت آنان از وحشی‌ترین تروریست‌ها در کشورهای سوریه و عراق و حمایت از کشتار مظلومانه زنان و کودکان فلسطین و یمن قابل درک است. حال آنکه فطرت‌های پاک انسانی در حالی بیداری است و دیگر این سیاست‌های غیرانسانی وحشی‌گرانه برنمی‌تابد.


برخی منابع:
http://old.ido.ir//a.aspx?a=۱۳۸۹۰۲۱۵۰۷
http://www.icro.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=۲۶۱&pageid=۳۲۷۳۸&p=۶&showitem=۱۵۳۹۱
http://www.military.ir/forums/topic/۲۵۰۲۶-%D۹%۸۶%D۸%B۳%D۹%۸۴-%DA%A۹%D۸%B۴%DB%۸C-%D۸%B۳%D۸%B۱%D۸%A۸%D۸%B۱%D۹%۸۶%DB%۸C%D۸%AA%D۸%B۳%D۸%A۷/
http://www.iranbalkan.net/view-۶۲۵۸.html
http://www.military.ir/forums/topic/۱۴۰۲۹-%DA%A۹%D۹%۸۸%DA%۸۶%D۹%۸۷-%D۸%AA%DA%A۹-%D۸%AA%DB%۸C%D۸%B۱%D۸%A۷%D۹%۸۶%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۲%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۹%۸۸%D۸%AD%D۸%B۴%D۸%AA%D۹%۸۶%D۸%A۷%DA%A۹-%D۸%AA%D۸%B۱%DB%۸C%D۹%۸۶-%D۹%۸۲%D۸%AA%D۹%۸۴%DA%AF%D۸%A۷%D۹%۸۷-%D۸%AF%D۸%B۱-%D۸%AC%D۹%۸۶%DA%AF-%D۸%A۸%D۹%۸۸/
http://www.bbc.co.uk/persian/world/۲۰۱۴/۰۷/۱۴۰۷۰۲_an_ww۱_bosnia_legacy.shtml|
http://www.shia-news.com/fa/news/۱۹۰۸۸/%D۹%۸۶%D۸%A۷%DA%AF%D۹%۸۱%D۸%AA%D۹%۸۷-%D۹%۸۷%D۸%A۷%DB%۸C-%D۸%B۲%D۹%۸۶%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۹%۸۵%D۸%B۳%D۹%۸۴%D۹%۸۵%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۹%۸۲%D۸%B۱%D۸%A۸%D۸%A۷%D۹%۸۶%DB%۸C-%D۸%AA%D۸%AC%D۸%A۷%D۹%۸۸%D۸%B۲-%D۸%AF%D۸%B۱-%D۸%A۸%D۹%۸۸%D۸%B۳%D۹%۸۶%DB%۸C
Share/Save/Bookmark
همشهری شهید رسول حیدری
۱۳۹۴-۰۲-۰۱ ۱۳:۳۷:۱۶
حاج رسول حیدری اولین شهید بوسنی ازایران بود که برای دفاع از مسلمانان خون خود را ریخت و درخت بوسنی را آبیاری نمود و سرانجام این است که می بینیم.
یاد شهدای بوسنی گرامی باد
برای آشنایی بیشتر تو سایت می تونین زندگی نامه این شهید والا مقام رو بخونین
خالی از لطف نیست. تشکر (8705)
 
علي تبريز
۱۳۹۴-۰۹-۱۰ ۱۳:۴۸:۰۲
حافظه ي تاريخي مان را پاك نكنيم (15663)