دستگیری قصاب عرسال توسط ارتش لبنان+تصویر

آزادسازی سه روستا در جنوب استان حلب سوریه+نقشه

سامانتا پاور: عربستان علاوه بر کشتار یمنی‌ها به آنها گرسنگی هم می‌دهد

آمادگی نجف اشرف برای احیای مراسم سالگرد رحلت پیامبر اکرم (ص)

پیام تسلیت عضو جنبش جهاد اسلامی فلسطین به ملت ایران

راز زشت رقه، ائتلاف آمریکایی چگونه با داعش همکاری کرد؟

عربستان و طبل تو خالی جنگ با ایران

عکس/ نصب پرچم‌ عزای پیامبر(ص) در حرم علوی

جمع‌آوری کمک برای زلزله‌‌زدگان در هامبورگ

روسیه: آلبوکمال در حال پاکسازی است

هشدار مجدد سازمان ملل متحد درباره‌ قحطی در یمن

انگلیس خواستار بازگشت سعد الحریری به لبنان شد

نقش داماد ترامپ در بحران‌ های خاورمیانه

نظر جالب یکی از مسئولان لبنانی درباره سخنان نصرالله

«صهیونیسم» سلاح کشتار جمعی است

۶ هزار زائر اربعینی همچنان پشت مرز ایران مانده‌اند+ تصاویر

ناکامی در لبنان؛ شکست های سعودی بدون توقف

برجام موشکی، سناریوی جدید ماجراجویان

ارتش صهیونیستی نیروهای خود را در مرز غزه تقویت کرد

تظاهرات در صنعاء در محکومیت محاصره یمن توسط ائتلاف سعودی

يکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۰:۲۵
کد مطلب: ۷۸۴۸۳
داخلی آرشيو خبر صفحه اخبار سایر رسانه‌ها
سیاست انرژی آمریکا در دوره ترامپ
سیاست انرژی آمریکا در دوره ترامپ
مسئله انرژی همواره یکی از اصلی‌ترین مؤلفه‌های سیاست خارجی آمریکا در منطقه خلیج فارس بوده و امنیت ملی آمریکا تا حد زیادی به امنیت جریان انرژی از این منطقه وابسته بوده است. از ابتدای ورود آمریکا به منطقه خلیج فارس از حدود نیمه قرن بیستم، نفت نقش مهمی را در سیاست‌ها و روابط این کشور با دولت‌های منطقه ایفا کرد.
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین به نقل از الوقت:
اهمیت نفت خلیج‌فارس برای آمریکا

در سیاست ملی انرژی ایالات متحده در مورد ذخایر نفت خاورمیانه و خلیج فارس آمده است که: «بدون تردید و بر اساس کلیه برآوردها و محاسبات، خاورمیانه همچنان به عنوان عاملی اصلی تأمین امنیت نفتی جهان باقی خواهد ماند نیز همواره به عنوان نقطه توجه و تمرکز سیاست بین‌المللی انرژی ایالات متحده مطرح خواهد بود. پیش‌بینی می‌شود کشورهای تولید کننده نفت حوزه خلیج فارس تا سال ۲۰۲۰ بین ۵۴ و ۶۷ درصد از نفت جهان را تولید نمایند.» از این رو اقتصاد جهانی همچنان به وابستگی خود به تولیدات کشورهای عضو اوپک به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس ادامه خواهد داد. بر این اساس وابستگی جهانی و به خصوص آمریکا به انرژی خلیج فارس کماکان تداوم خواهد یافت. با توجه به نقش مهم انرژی خلیج فارس در اقتصاد و سیاست بین‌المللی و به خصوص وابستگی جدی آمریکا به منابع انرژی این منطقه، مسئله انرژی نقشی اساسی در سیاست‌های آمریکا در خلیج فارس و همچنین روابط آمریکا با سایر قدرت‌های بزرگ دارد. بعد از پایان جنگ سرد مسئله انرژی در تحولاتی مانند جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی تأثیراتی جدی داشته است.

حتی اگر ایده «جنگ نفت» به عنوان محور سیاست‌های آمریکا در مسائلی مانند حمله به عراق کامل پذیرفته نشود این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که کنترل و مدیریت منابع انرژی از اصلی‌ترین انگیزه‌ها و دلایل حمله دولت بوش به عراق بوده است. عراق می‌تواند نقش مهمی در تأمین انرژی آمریکا در سال‌های آتی داشته باشد و حتی جایگزین عربستان سعودی شود. با توجه به افزایش تولید نفت عراق در چند سال آینده، این کشور می‌تواند بخش مهمی از نیازهای انرژی آمریکا را پاسخ‌گو باشد و از نگرانی یا وابستگی یک جانبه این کشور به تولیدات انرژی کشورهایی مانند عربستان سعودی بکاهد. از دید ایالات متحده، تمرکز تولید نفت در هر منطقه‌ای از جهان، بالقوه عامل بی‌ثباتی است به ویژه که این تمرکز تولید در حال حاضر در منطقه پر تنش و بی‌ثبات خلیج فارس واقع شده است. خلیج فارس بیش از ۲۰ درصد نیازهای نفتی وارداتی آمریکا را تأمین می‌کند. واردات نفت آمریکا از منطقه خلیج فارس از ۲.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۰ به ۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ خواهد رسید. پیش بینی می‌شود به رغم برخی اکتشافات نفتی در جهان، تا سالهای متمادی هیچ منطقه دیگری نمی‌تواند جایگزین نفت خلیج فارس شود.

ترامپ و مسئله انرژی

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا وعده داد که عصر طلایی تجارت انرژی با افزایش صادرات گاز طبیعی، ذغال و نفت فراخواهد رسید. رئیس جمهور آمریکا در جریان برنامه وزارت انرژی با حضور نمایندگان حوزه صنایع نفت و ذغال‌سنگ وهمچنین کارگران اصناف گفت: «ما امروز جمع شدیم تا سیاست جدید انرژی آمریکا را به اجرا درآوریم… ما صادرکننده منابع انرژی به تمام دنیا خواهیم بود.». دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا تا کنون نشان داده که سیاست‌های آمریکا در همه وجوه وارد عصر جدیدی شده است. عصر جدیدی که به یقین تغییرات بزرگی برای بسیاری از کشورهای جهان به همراه خواهد داشت. در دوره ترامپ به یقین سیاست‌های خارجی آمریکا به مراتب خصمانه‌تر از قبل خواهد بود.

در این میان، دونالد ترامپ وعده‌های فراوانی برای افزایش خوداتکایی آمریکا به تولید انرژی و قطع وابستگی از کشورهای خارجی تولیدکننده نفت و گاز داشته و دارد که با اجرایی شدن آنها، تغییرات فراوانی در بازار و همچنین ژئوپلیتیک نفت خام ایجاد خواهد شد. بر این اساس تولید منابع انرژی فسیلی برای ترامپ اهمیتی دو‌گانه دارد؛ از یکسو وی معتقد است که ذخایر گسترده نامتعارف نفت و گاز این کشور دارای ارزشی معادل ۵۰ تریلیارد دلار است که توسعه هرچه بیشتر آن از طریق کاهش محدودیت‌های قانونی و مالی می‌تواند منجر به ایجاد میلیون‌ها شغل و افزایش ۳۰ میلیارد دلاری سالانه دستمزدها در ایالات متحده شود. از سوی دیگر، تولید منابع داخلی نیز برای ترامپ اهمیت راهبردی دارد زیرا به اهداف وی در زمینه «کسب استقلال انرژی» و «کاهش واردات نفت از کشورهای اوپک و دیگر کشورهای دشمن منافع ایالات متحده» کمک می‌کند.

شدت گرفتن مواضع خصمانه آمریکا نسبت به ایران در حالی است که ظرف چند سال اخیر به خصوص بعد از توافق ایران و غرب بر سر مسائل هسته‌ای روابط آمریکا و عربستان گرمی سابق را نداشت و حتی در مواردی با انتقادهای متقابل همراه بود که این کاهش قدرت عربستان در منطقه را به همراه داشت. از این رو با موضع‌گیری سختگیرانه‌تر آمریکا نسبت به ایران در دوران ترامپ، احتمال می‌رود از سردی روابط عربستان و ایالات متحده کاسته شود. البته در مدتی که ترامپ وارد کاخ سفید شده سیگنال‌هایی مبنی بر افزایش روابط و همکاری‌های بیش‌تر به عربستان داده و آل سعود نیز بارها بر آمادگی خود برای افزایش همکاری‌ با دولت جدید آمریکا تأکید کرده است. به‌طور مثال خالد الفالح بخشی از گفت‌وگوی خود با شبکه خبری بی‌بی‌سی را به این موضوع اختصاص داده است. الفالح با بیان اینکه دو کشور دارای اهداف اقتصادی مشابهی هستند و برای مقابله با چالش‌های منطقه و جهان با یکدیگر همکاری خواهند کرد، گفته است: «روابط آمریکا و عربستان سعودی بسیار محکم است و من فکر می‌کنم که درجمع‌بندی نهایی، عربستان سعودی و ایالات متحده چه در زمینه روابط دو ملت، چه در زمینه روابط ژئواستراتژیک، نمی‌توانند از همکاری و همسویی برای مقابله با چالش‌هایی که جهان با آنها مواجه است سر باز زنند.»

افزایش روابط آمریکا و عربستان علاوه بر اینکه می‌تواند موجب بازگشت قدرت عربستان در منطقه شود، منافع اقتصادی نیز برای آل سعود به همراه دارد. در واقع با اعمال احتمالی تحریم‌های آمریکا علیه ایران و کاهش عرضه نفت کشورمان در بازارهای جهانی نفت بدون اینکه نیاز باشد عربستان تولید خود را کاهش دهد، قیمت‌ها در مسیر صعودی قرار خواهد گرفت. بعد از رفع تحریم‌های غرب و اجرایی شدن برجام، میزان تولید و صادرات نفت ایران به سرعت افزایش یافت. به‌طوری که در کم‌تر از یک سال تولید نفت ایران از حدود ۷/ ۲ میلیون بشکه در روز به مرز ۴ میلیون بشکه رسید و صادرات نفت رشد بیش از ۱۰۰ درصدی را تجربه کرد. این در حالی است که اوپک بعد از کش و قوس‌های فراوان و با دشواری بسیار نوامبر گذشته موفق به توافق بر سر کاهش ۲/ ۱ میلیون بشکه‌ای تولید در شش ماه ابتدای سال ۲۰۱۷ شد که برآورد می‌شود در بهترین حالت تنها ۸۰ درصد از این مقدار یعنی حدود ۹۰۰ هزار بشکه اجرایی شود و همچنین گفته می‌شود بار اصلی این توافق بر دوش عربستان و متحدانش در اوپک است. از این رو درصورتی که تحریم‌های مجدد علیه ایران بازگردد، بیش از یک میلیون بشکه و بیش از مقداری که اوپک در توافق اخیر قادر به کاهش تولید است، از عرضه جهانی نفت کاسته خواهد شد. بنابراین عربستان بدون اینکه نیاز باشد که تولید خود را کاهش دهد یا اینکه برای کاهش تولید نفت دیگر اعضای اوپک تلاشی کند، می‌تواند از رشد قیمت نفت استفاده کند.

برنامه‌های دونالد ترامپ برای ایجاد تحول در حوزه‌ی انرژی ایالات متحده می‌تواند به سقوط بهای نفت و گاز طبیعی این کشور منجر شود. آنطور که به نظر می‌رسد، وی که از ابتدا با وعده‌ افزایش سرمایه گذاری و بهره وری در حوزه‌ی انرژی ایالات متحده به منظور بالا بردن درآمدهای این کشور و همچنین اشتغالزایی پا به عرصه‌ انتخابات گذاشته بود، باید در برنامه‌هایش تجدید نظر کند. بهای نفت و گاز داخلی ایالات متحده با افزایش تولید، کاهش خواهد یافت. با وجود اینکه برنامه‌ی ترامپ برای اعمال تعرفه مالیاتی می‌تواند به افزایش سرمایه گذاری‌ها در بخش نفت و گاز آمریکا بی‌انجامد اما قیمت‌ها با بالارفتن سطح تولید آسیب می‌بینند. ترامپ مدعی شده است که برای تامین سرمایه‌ ساخت دیوار در مرز جنوبی آمریکا که از ورود مهاجران غیر قانونی مکزیکی به خاک ایالات متحده جلوگیری می‌کند، ۲۰ درصد تعرفه مالیاتی بر روی کالاهای وارداتی از مکزیک اعمال خواهد کرد.

هرچند رئیس‌جمهوری جدید آمریکا تأکید زیادی بر تحقق سیاست‌های خود در حوزه انرژی دارد، اما این تحولات به سادگی رخ نخواهد داد و با چالش‌های مختلف داخلی و بین‌المللی روبه‌رو‌ خواهد بود. نخستین چالش آسیب‌پذیری ایالات متحده از بلایای طبیعی ناشی از گرم شدن کره زمین است که منجر به مقاومت داخلی در برابر بی‌توجهی ترامپ به کاهش انتشار کربن و افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی از سوی گروه‌های مخالف او و حامی محیط‌ زیست خواهد شد. تنها در سال ۲۰۱۲، هزینه آسیب‌های اقتصادی ایالات متحده از بلایای طبیعی ناشی از گرم شدن کره زمین به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ارزیابی شده که روند آن فزاینده است. در هر حال، بسیاری از سیاست‌های ترامپ در حال حاضر هنوز ناشناخته هستند و شکل گیری جزئیاتشان به زمان نیاز دارد. بنابراین اکنون برای نتیجه گیری درباره‌ی چگونگی تاثیر گذاری شان بر تصمیم‌های سرمایه گذاری و قیمت‌ها شاید زود باشد.
Share/Save/Bookmark