دستگیری قصاب عرسال توسط ارتش لبنان+تصویر

آزادسازی سه روستا در جنوب استان حلب سوریه+نقشه

سامانتا پاور: عربستان علاوه بر کشتار یمنی‌ها به آنها گرسنگی هم می‌دهد

آمادگی نجف اشرف برای احیای مراسم سالگرد رحلت پیامبر اکرم (ص)

پیام تسلیت عضو جنبش جهاد اسلامی فلسطین به ملت ایران

راز زشت رقه، ائتلاف آمریکایی چگونه با داعش همکاری کرد؟

عربستان و طبل تو خالی جنگ با ایران

عکس/ نصب پرچم‌ عزای پیامبر(ص) در حرم علوی

جمع‌آوری کمک برای زلزله‌‌زدگان در هامبورگ

روسیه: آلبوکمال در حال پاکسازی است

هشدار مجدد سازمان ملل متحد درباره‌ قحطی در یمن

انگلیس خواستار بازگشت سعد الحریری به لبنان شد

نقش داماد ترامپ در بحران‌ های خاورمیانه

نظر جالب یکی از مسئولان لبنانی درباره سخنان نصرالله

«صهیونیسم» سلاح کشتار جمعی است

۶ هزار زائر اربعینی همچنان پشت مرز ایران مانده‌اند+ تصاویر

ناکامی در لبنان؛ شکست های سعودی بدون توقف

برجام موشکی، سناریوی جدید ماجراجویان

ارتش صهیونیستی نیروهای خود را در مرز غزه تقویت کرد

تظاهرات در صنعاء در محکومیت محاصره یمن توسط ائتلاف سعودی

سه شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۳
کد مطلب: ۷۸۷۷۱
داخلی آرشيو خبر صفحه اخبار سایر رسانه‌ها
نسل کشی مسلمانان میانمار؛ سیاست سازمان یافته نظام سلطه
نسل کشی مسلمانان میانمار؛ سیاست سازمان یافته نظام سلطه
مهم ترین دلیل سکوت رسانه های وابسته به نظام سلطه در قبال کشتار مسلمانان روهینگیا این مسئله است که رژیم حاکم بر میانمار در جهت مطامع غرب عمل می کند. کشوری که روزی مستعمره بریتانیا بود و هم اکنون روابطی بسیار مستحکم با صهیونیست‌ها برقرار کرده است.
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین به نقل از قدسنا، اسلام برای جان و حیات انسان، ارزش والایی قائل شده است و حفظ نفس را گرامی داشته و تجاوز به حیات ونفس دیگران را بعد از کفر و شرک از بزرگترین گناهان قرار داده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:


هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گوئی همه انسانها را کشته است و هرکس انسانی را از مرگ رهائی بخشد، چنان است که گوئی همه مردم را زنده کرده است. این تعبیری بسیار زیبا از ارزش گذاری دین مبین اسلام و تاکید پروردگار حق تعالی در کتاب قرآن مجید است و گویای تمام عیار صلح و احترام به حقوق بشر و شهروندی است. این تعبیر در مقابل اصول لیبرال دموکراسی غرب که بیشترین تاکیدش بر اومانیسم (انسان گرایی ) آزادی و حقوق بشر است مطرح می شود. اما در واقع در نظام جهانی دموکراسی غرب، محور اصلی سلطه و استعمار و استثمار و ظلم و بهره کشی و بهره مندی از ثروت و منابع ملت های مظلوم جهان است که نظام پروپاگاندای غربی سعی می کند جای این اندیشه اسلام و غرب را بلعکس جلوه دهد.


شاید در چند سال گذشته یکی دوبار نام کشور میانمار، برمه سابق به گوش خیلی از مردم جهان خورده باشد و کمتر بدانند که این کشور از شمال شرقی با چین از شرق با لائوس از جنوب شرقی با تایلند از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب به دریای آندامان محدود می شود. مساحت این کشور ۶۷۸۵۰۰ کیلومتر مربع است که دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرق محسوب می گردد. برمه یکی از مستعمرات بریتانیا بود. این کشور در سال ۱۹۴۸ با امضای موافقتنامه ای توسط ژنرال آنگ سان به استقلال رسید.



اما از دو منظر کشور میانمار برای همگان به یکباره نام آشنا شد:


منظر اول : خانم آنگ سان سوچی رهبر این کشور که دختر ژنرال سان از رهبران استقلال برمه که حدود ۱۵ سال توسط رژیم برمه در حصر بود. وی که رهبر حزب لیگ ملی دموکراسی در میانمار است و به دلیل مبارزه و گذراندن دوران سخت در راه دموکراسی جوایز متعددی را از جهانیان دریافت می کند چون : صلح نوبل، لژیون دونور، جایزه ساخاروف، نشان افتخار آزادی رئیس جمهوری، جایزه سیمون بولیوار، جایزه جواهر لعل نهرو و جایزه اولاف پالمه، که البته معروف ترین و مشهور ترین آن صلح نوبل و کسب لقب بانوی صلح جهان است.


منظر دوم : اما دومین علتی که کشور میانمار شناخته شد به کشتار و نسل کشی مسلمانان بر می گردد. میانمار از ۲۰۱۲ درگیر جنگ های داخلی وحشتناکی شد و آن اختلاف میان بودائیان و مسلمانان روهینگیا در ایالت اراکان بود که با سرکوب شدید، تعبعیض نژادی سازمان یافته دینی و ظلم و ستم فراوان روبرو شد آنان :



۱ – از هویت میانماری محروم گشتند.

۲ – حق کار و آزادی عبور و مرور نداشتند.

۳ – مجبور به مهاجرت اجباری شدند.

۴ – اخراج از سرزمین مادری و اجدایشان



البته این تبعیض به سال ۱۹۸۲ بر می گردد که قانون حقوق شهروندی به تصویب رسید که از این میان ۱۴۴ قومیت موجود در میانمار ۱۳۵ قومیت حق شهروندی دریافت کردند و ۹ دسته از اقوام از حق شهروندی محروم شدند که بزرگترین قوم محروم مسلمانان روهینگیا بودند.که مجبور به کوچ اجاری شدند با اتخاذ این سیاست حدود ۱۵۰ هزار نفر از آنان به بنگلادش، ۵۰ هزار نفر به تایلند و ۴۰ هزار نفر به مالزی کوچانده شدند. تاجایی که در آخرین تصمیم گیری ها مقرر گشت ۸۰۰ هزار نفر از این قوم از میانمار اخراج شود تا تنش ها پایان یابد.





این درحالی است که حضور و پیشینه مسلمان به قرن ۷ میلادی در این منطقه باز می گردد که در کنار جمعیت ۹۰ درصدی بودایی ها جمعیت ۴ درصدی مسلمان وجود داشت.



اما مسئله به اینجا ختم نمی شود اینکه بانوی صلح جهان در کشور میانمار، بزرگ ترین و معتبر ترین جایزه صلح جهان را دریافت می کند و اینگونه در مقابل نسل کشی و کشتار بی رحمانه اقلیت مسلمان سکوت می کند جای تعجب ندارد. چرا که گواه آن را می توان در ارتباط وی با غرب جستجو کرد وی تحصیل کرده و ازدواج کرده غرب است و حتی فرزندانش نیز تابعیت بریتانیایی دارند. وی بارها با مقامات و اتاق های فکر امریکایی دیدار داشته است. بانوی صلح در سخنرانی خود در پارلمان میانمار خواستار حفاظت از حقوق اقلیت های مذهبی - قومی در میانمار شد و خواستار پایان دادن به همه انواع تبعیض نژادی علیه قومیت ها شد اما هیچ اسمی از اقلیت مسلمان روهینگیا نبرد. وی که در دیدار با نخست وزیر هند مدعی شده میانمار در جنگ با تروریسم قرار دارد. وی حتی در مصاحبه با خبرنگار مسلمان شبکه بی بی سی از عدم تمایل به گفتگو دم می زند و می گوید نمی دانستم این خبر نگار مسلمان بوده است. این مسائل نشان از دورویی و نفاق پنهان در ذات نژاد پرستانه این بانوی صلح جهانی دارد که شاید اگر می شد این جایزه را پس گرفت اقدامی قابل تحسینی بود.



چه می شود که کشتار و آوارگی ۴۰۰ هزار مسلمان بیگناه در این منطقه از جهان در هاله ای از بی خبری و بایکوت رسانه ای قرار می گیرد؟ اما اگر یک صهیونیست به هلاکت برسد داعیه داران حقوق بشر صدایشان درمی آید؟ یا اگر حیوانی در غرب مورد آزار قرار گیرد، صدای اعتراض از همه انجمن ها و محافل حمایتی برمی خیزد؟ اما به این نسل کشی و کشتار بی سابقه که با هدف حذف ساکنان ریشه دار مسلمان منطقه اعم از کودک و نوجوان و زن و مرد اتفاق می افتد هیچ عکس العملی نشان نمی دهند.



در اینجا به نظر می رسد، مهم ترین دلیل سکوت رسانه های وابسته به نظام سلطه در قبال کشتار مسلمانان روهینگیا این مسئله است که رژیم حاکم بر میانمار در جهت مطامع غرب عمل می کند. کشوری که روزی مستعمره بریتانیا بود و هم اکنون روابطی بسیار مستحکم با صهیونیست‌ها برقرار کرده است. چرا که غارت ثروت مسلمانان و چپاول ثروت های غنی و طبیعی موجود اعم از گاز و نفت در هر نقطه ای از جهان منجمله میانمار از اهداف پنهان و آشکار صهیونیسم بین الملل است. که به دنبال سلطه و نابودی اسلام ناب محمدی است و در این راه از کشتار و حذف و کم کردن تعداد مسلمانان در مقابل دیگر ادیان و مذاهب و قومیت های جهان ابایی ندارد.


چطور می شود شخصی چون شیمون پرز رئیس سابق رژیم جعلی صهیونیستی در لیست دریافت کنندگان جایزه صلح نوبل باشد و ما به ماهیت چگونگی انتخاب برندگان آن شک نکنیم؟! قطعا خوش خدمتی و حرکت در راستای اهداف سلطه طلبانه غرب از ویژگی های اصلی برندگان جایزه جهانی صلح نوبل محسوب می شود.



چطور می شود که بیشتر کمک های نظامی و تسلیحاتی از جانب رژیم صهیونیستی به رژیم نسل کش میانمار اهدا شود و مراودات فی مابین مسئولان نظامی میانمار و اسراییل در سرزمین های اشغالی و میانمار دنبال گردد و ما شاهد تداوم فروش این تسلیحات نظامی با وجود ادامه نسل کشی مسلمانان روهینگیا باشیم.


گویا گلوله های اسراییلی نه تنها ملت مظلوم فلسطین را از پای در می آورد بلکه کودک و زن و مرد مسلمان میانماری را نیز به خاک و خون می کشاند و در سینه تک تک آنها جای می گیرد.


چرایی داغ شدن پرونده مسلمانان میانمار در برهه کنونی

اما سئوالی اساسی مطرح می شود و آن اینکه چرا به یکباره این همه رسانه و حتی سازمان های بین اللملی به این قضیه دامن زدند و در حالی که در چند سال گذشته سکوت کرده بودند. که البته به اعتقاد کارشناسان علت سکوت فراگیر را باید در تحولات میدانی سوریه و عراق جستجو کرد. با شروع بحران تروریستی – تکفیری در سوریه و عراق، مساله فلسطین اولویتی را که در جهان اسلام داشت از دست داد و دیگر موضوعیتی برای دولت های اسلامی و حتی افکارعمومی نداشت. شرایط حاکم بر جهان اسلام موجب شد که رژیم صهیونیستی به اعتراف مسئولان این رژیم در مطلوب ترین شرایط امنیتی از زمان تاسیسی این رژیم در سال ۱۹۴۸ قرار بگیرد. اما پروژه تکفیری -تروریستی در سوریه و عراق شکست خورد و اکنون تروریست ها در این دو کشور به نفس های آخر رسیده اند. بی تردید علت اصلی شکست پروژه تروریستی تکفیری در منطقه حضور گسترده و محکم محور مقاومت در جنگ علیه تروریسم است. با توجه به اینکه مساله فلسطین محوری ترین مساله و دغدغه محور مقاومت محسوب می شود بی تردید با شکست پروژه تکفیری در منطقه مساله فلسطین و قدس به جایگاه خود در جهان اسلام باز خواهد گشت و این موضوع نگرانی جدی صهیونیست ها و حامیانشان است. بنابراین تعریف یک مساله جدید به عنوان اولویت جهان اسلام می تواند در بازگشت فلسطین به جایگاه اولیه تاخیر ایجاد کند.



بنابراین جهان اسلام و همه ملت های بیدار و آزاده جهان باید هوشیارانه به نقش رژیم جعلی صهیونیستی و صهیونیسم بین الملل در ایجاد و گسترش بحران ها در مناطق مختلف جهان از جمله مناطق تحت نفوذ و استقرار مسلمانان میانمار توجه کنند که ریشه تمامی این کشتار ها و نسل کشی ها این رژیم غاصب است و بدانند تنها حذف موجودیت غاصبی به نام اسراییل می تواند مشکلات جهان اسلام و جهان را حل کند و آزادی قدس شریف را تحقق بخشد.
Share/Save/Bookmark